به سراغ من اگر میآیید ،
نرم و آهسته بیایید ، مبادا که ترك بردارد ، چینیِنازک تنهاییِ من .
در زندگی زخمهاییست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد . این دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد ، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشآمدهای نادر و عجیب بشمارند .
اگه به اندازه یه اقیانوس گریه کنی ، من همون ماسه ام که لب ساحل منتظرم اشکاتو خشک کنم .
ما آدمها هممون جایزالخطاییم ؛ حتی تویی که مدعی بودی تا به حال هیچ انتخاب اشتباهی نداشتی و همیشه همه چیز باب میلت بوده ! حال و روز این روزای من ، نتیجهی یه انتخاب اشتباه از جانب توئه ... تو دقیقا وقتی که هنوز نمیدونستی خودت از خودت چی میخوای ، دست گذاشتی روی من و از حسی برام گفتی که از واقعی بودنش اطمینان کافی نداشتی . این تغییر ناگهانی من ، برمیگرده به شبی که با زبون بیزبونی ازم خواستی که دوستت داشته باشم ، ازم خواستی که تحت هر شرایطی کنارت باشم و تنهات نذارم . حالا چرا باید انکار کنم حسی رو که بعد از گذروندن اونشب توی وجودم رخنه کرد ؟ این حس چیزی شبیه به عشق بود و من هیچوقت دوست نداشتم منکرش بشم . راستش خودم هم درست نفهمیدم چی شد ! من دقیقا وقتی دلمو بهت باختم که تو به این نتیجه رسیده بودی که ما به درد هم نمیخوریم و من برات یه انتخاب اشتباه بودم . و شاید همین انتخاب تو باعث شد که من کیلومترها از خودم و اطرافیانم فاصله بگیرم . نمیخوام بین این همه گیرودار، دنبال مقصر بگردم . چون همونطور که گفتم انسان جایزالخطاست . اما ، کاش فقط کمی حواست به من بود و میفهمیدی که با این اشتباه به ظاهر کوچیک تو ، من تموم زندگیم و تموم احساس و حتی تموم خودم رو از دست دادم .
ﻋﺮﺏ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺷﻤﻦ ﺍﺳﺖ ،
کج ﺍﻧﺪﯾﺶ ﻭ ﺑﺪ ﺧﻮﯼ ﻭ ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺍست .
ﭼﻮ ﺑﺨﺖ ﻋﺮﺏ ﺑﺮ ﻋﺠﻢ ﭼﯿﺮﻩ ﮔﺸﺖ ؛
ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﯿﺮﻩ ﮔﺸﺖ .
ـ فردوسي