چؤن ندارم با خلایق الفتى
خلق پندارند کہ ما دیوانه ایم
دل من کودکی سبك سر بود
خود ندانم چگونه رامش کرد
اوکه میگفت دوستت دارم
پس چرا زهر غم به جامش کرد ؟