- تاریکی در غیابش به
وصلِ سپیده رسید و ماه دیگر
نتابید بر باریکه راهی
ك عبور آمدنش از آن بود .
ستارگان نشمرده سر به بالین
گذاشتند و چایی مادر
از دهان افتاد -
انتهایِ نامهاش نوشته بود ؛
این روزها حوصلهی حضور در
هیچ کجا را ندارد .
- زیٰ
- هوای آمدنت دیشبم به سر
میزد ، نیامدی ك ببینی
دلم چه پر میزد .
به خواب رفتم و نیلوفری
بر آب شکفت ،
خیال روی تو نقشی به چشمتر
میزد ، شراب لعل تو میدیدم
و دلم میخواست ، هزار وسوسهام
چنگ در جگر میزد ،
زهی امید ك کامی از آن دهان
میجُست ،
زهی خیال ك دستی در آن
کمر میزد ، دریچهای به تماشای باغ
وا میشد . دلم چو مرغ گرفتار
بال و پر میزد ، تمام شب
به خیال تو رفت و میدیدم
ك پشت پردۀ اشکم سپیده سر میزد . .
ابتهاج
هدایت شده از Simple days
دلی که بسته ایم به دنیا ، گشوده خواهد شد به یک لبخند ، به یک صدا ، به یک غروبِ بیهوا.
امروز روزیه که دنیا با اومدن تو قشنگتر شد؛ روزی که لبخندت معنی زندگی رو به دلِ همهمون یاد داد.
تو فقط یه دوست نیستی، یه تکیهگاه، یه آرامش همیشگی، یه آدم پر از مهربونیای.
هر لحظهای که کنارتم، حس میکنم خوشبختی یعنی همین امنیتِ ساده کنارِ تو بودن
امیدوارم امسال پر از خندههای واقعی، اتفاقهای قشنگ و آرزوهایی باشه که یکییکی برآورده میشن.💙🎉
تو لایق بهترینِ دنیایی نانا:)
اگر کسی تو چیزی از شما بهتره ، احتمالا به این خاطره که اون بیشتر از شما در اون شکست خورده . این رشده که خوشحالی به همراه میاره ، نه فهرستی بلند بالا از دستاوردهای دل بخوای .
اجتناب از رنج خود یک نوع رنج است : ) !
- کتابهنرظریفرهاییازدغدغهها .
هدایت شده از ثانیـہ هاے خاکستری
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﺩﻝ،
ﺩﻝ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﺯﻧﻢ ﺑﺮ ﻏﻢ،
ﻏﻢ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﻋﻘﻞ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺗﻮ،
ﺗﻮ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﯽ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺍﯾﻨﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯾﻢ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﻮ ﺩﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﻣﻦ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ،
ﺍﻭ ﺧﻨﺪه ﮐﻨﺪ ﺑﺮ ﻣﻦ
ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ، ﺩﻝ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻪ
𝓖𝓻𝓪𝔂 𝓼𝓮𝓬𝓸𝓷𝓭𝓼”
زندگی را دوست دارم
چون هر فرد
یک داستان متفاوت دارد
و من حاضرم ساعت ها به این داستان ها گوش دهم
طبیعی است که آغاز ها زیبا باشند ، زیرا منطقی نیست کسی نزدت بیاید و بگوید : سلام من آدم پستی هستم:/