BIuo
ماهی کوچولو گفت : « صد تا از این عمرها هم آه بکنی، باز هم یک قورباغهی نادان و درمانده بیشتر نیستی . » کفچه ماهیها گفتند : « مگر غیر از برکه ، دنیای دیگری هم داریم ؟ » ماهی گفت : « دست کم باید فکر کنید که این آب از کجا به اینجا میریزد و خارج از آب چه چیزهایی هست . »
_ ماهی سیاه کوچولو
-صمد بهرنگی
قشنگ ترینم ، دلم برایت تنگ است ولی کاری از دستم بر نمیآید ، اما میخواهم بدانی در هرجا که باشی چهره و لبخند زیبایت را دقیق تر و واضح تر از آدم هایی که هرروز میبینم به یاد دارم؛یادت نرود فاصله و دوری من و تو هیچوقت به فراموشي ختم نمیشود بلکه فقط شوق ِ دیدار دوبارهمان را بیشتر میکند .
ؤ در آخر پذیرفت که در دنیای انسانها چندان خواستنی و محبوب نیست؛ پنجرههای قلب کوچکش را بست و به اعماق آشنای تنهاییاش فرو رفت .
‹ نامت را به من بگو ، دستت را به من بده
حرفت را به من بگو ، قلبت را به من بده من ریشه های تورا دریافته ام ›