بارها میگویند: «اگر اینها بروند، چه کسی از ایران محافظت میکند؟ چه کسی مقابل دشمن میایستد؟»
اما یک بار هم از خودتان بپرسید؛ در این ۴۷ سال، اولویت این حکومت چه بوده است؟ ایران، مردم ایران یا چیز دیگری؟
اگر قرار بود منافع مردم ایران در اولویت باشد، چرا ثروت و منابع این کشور سالها خارج از مرزها هزینه شد؟ مگر نه اینکه در جنگ هشتساله ایران و عراق، همین مردم ایران بودند که بهای سنگین جنگ را با جان و مال خود پرداختند؟ چگونه است که امروز از مردم ایران انتظار میرود هزینه و پیامد حمایت از درگیریها و بازیگران خارج از مرزها را نیز تحمل کنند، در حالی که خود مردم با تورم، فقر و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند؟
در این سالها، مردم ایران هر روز فقیرتر شدند، سفرهها کوچکتر شد، محدودیتها بیشتر شد و امید به آینده کمتر.
کدام حکومتی را دیدهاید که در مدت کوتاهی چنین تورمی را بر مردمش تحمیل کند؟ کدام حکومتی را دیدهاید که بر سر سبک زندگی شهروندانش چنین هزینههای سنگینی به جامعه تحمیل شود؟ کدام حکومتی را دیدهاید که مردمش با بحران آب، مشکلات اقتصادی و نگرانی از آینده روبهرو باشند، اما مسئولانش پاسخگوی این وضعیت نباشند؟
از «دشمن» سخن میگویند، اما بسیاری از فرزندان مسئولان در همان کشورهایی زندگی یا تحصیل میکنند که سالها از آنها به عنوان دشمن یاد شده است. این تناقض را چگونه باید توضیح داد؟
سالهاست این سؤال تکرار میشود که «اگر اینها بروند، چه کسی میآید؟» اما سؤال مهمتر این است: اگر همین مسیر ادامه پیدا کند، چه چیزی از ایران و زندگی مردم ایران باقی خواهد ماند؟
مردم ایران چیزی فراتر از یک زندگی عادی نمیخواهند؛ امنیت، آزادی، رفاه، کرامت و آیندهای که بتوانند به آن امیدوار باشند.
بگذارید مردم ایران زندگی خودشان را زندگی کنند. دست از سر هموطنانمان بردارید. منافع سیاسی را بر جان و آینده میلیونها انسان ترجیح ندهید. بگذارید پس از سالها، مردم این سرزمین طعم آرامش و یک زندگی معمولی را بچشند.