سلامتی، داشتم از روز تعطیلم لذت میبردم یادم افتاد فردا شب باید زود بخوابم برم مدرسه🦖
امروز روز هالویینه
نمیگم این روزو جشن بگیریم و از سنت ایرانی دور بشیم ولی به همین بهونه های کوچیک با دوستاتون خوش بگذرونین
این روزا مدرسه خیلی یکنواخت شده قرار بذارید هرکدومتون فردا یه خوراکی ببره مدرسه یا آشپزی کنید
چمیدونم مثلا من غذا درست میکردم
ریحانه اندازه گاو هله هوله میاورد و بازم اصرار داشت کمه
النا مسخره بازی در میآورد و کرم میریخت
فائزه و آیناز لاشخوری میکردن
ستایش هم حرص میخورد و وانمود میکرد از مسخره بازیای ما خسته شده و نودل و فلافل میخورد