بعدش تقریبا همه جمع شدن
عمه ها، عموها
و کلا تو خونه بودن و داشتن واسه ناهار تدارک میدیدن و حرف میزدن
بوم من🪿
بعدش تقریبا همه جمع شدن عمه ها، عموها و کلا تو خونه بودن و داشتن واسه ناهار تدارک میدیدن و حرف میز
من و بنیامین*پسرعموم
داشتیم تو حیاط بازی میکردیم و حوصلمون سر رفته بود
بوم من🪿
بعدش حیاط یه دستشویی هم داشت
بهرحال باید آثار جرم رو پاک میکردیم از رو زمین😇😇😇