🐝 یک خلاصه مفید برای تصمیمگیری بین کارنیکا و بوکفست
شما باید کارنیکا را انتخاب کنید اگر:
· در منطقهای با زمستان سرد و طولانی زندگی میکنید.
· جریان شهد منطقه شما "فصلی" و کوتاه است (فقط بهار).
· به دنبال زنبوری کمدردسر با مصرف آذوقه پایین هستید.
· از کندوهای چسبناک و پر از بره موم فراری هستید.
· تحمل دیدن کندوی کم جمعیت در زمان خشکسالی (و تغذیه کمکی) را دارید.
شما باید بوکفست را انتخاب کنید اگر:
· جریان شهد در منطقه شما طولانی و مداوم است (تا پاییز).
· هدفتان تولید عسل در مقیاس تجاری از شهدهای دیررس (مثل آفتابگردان) است.
· به بچهدهی کم (صفر) نیاز مطلق دارید (کارنیکا در فضای محدود غریزه بچهدهی بیشتری داشته و نیازمند مدیریت قوی تر است).
نکته طلایی: بسیاری از زنبورداران حرفهای ایران، هیبرید نسل اول (F1) این دو نژاد را بهترین گزینه میدانند: قدرت تخمگذاری و بچه ندادن بوکفست، همراه با صرفهجویی زمستانی و آرامش کارنیکا.
بی نظیر
@Bee_Nazir
با ملکه های بی نظیر یک زنبورستان بی نظیر داشته باشید 💪
مقایسه عسل آوری کارنیکا و بوکفست 👇
https://eitaa.com/bee_nazir/78
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐝 اگه از محل زنبورستان دور هستی و بصورت منظم نمیتونی شربت بدی، این ویدئو آموزشی رو ببین
بی نظیر
@Bee_Nazir
با عرض سلام و خسته نباشید فکر کنم حدود دو ماه زنبور را برای شهد بردیم جنگل اگر باور دارید دوبار فقط برای استفاده از سرکه سیب روی زنبورها شربت ریختیم و یک قطر شربت به زنبور ندادیم آیا ما هم باید به زنبور شربت بدیم تا عسل بگیریم؟
سلام علیکم
شربت دادن فقط برای عسل تغذیه نیست بزرگوار
زنبور سازی ابتدای فصل و اواخر تابستان، ایامی هست که زنبور به رسیدگی جدی نیاز داره و همچنین تغذیه آخر فصل، جهت ذخیره سازی زمستانه
شما فقط به عسل تغذیه ای متمرکز شدید
بی نظیر
@Bee_Nazir
18.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐝 تولید ژل رویال و عسل از زنبور زد ان در چین
🔹 مراحل پیوند زدن و تولید قرص ژل رویال و همچنین عسل را در این ویدئو می بینید.
بی نظیر
@Bee_Nazir
جهت ثبت سفارش ملکه باکره و جفت خورده زد ان و نوبت دهی در سال 1406 پیغام بگذارید.
@shariff
🐝 داستان تولید نژاد زنبور عسل کارنیکا (با نام علمی Apis mellifera carnica)
🔹برخلاف نژادهای تجاری جدید، یک داستان گزینش طبیعی و سپس به نژادی سازمان یافته است، نه یک "اختراع" آزمایشگاهی.
سرگذشت آن را در سه فصل میتوان خلاصه کرد:
۱. فصل پیدایش: هدیه طبیعت بالکان (هزاران سال پیش)
نیای اولیه کارنیکا، زنبور عسل معمولی اروپایی (Apis mellifera) بود که پس از عصر یخبندان به اروپا مهاجرت کرد. گروهی از این زنبورها در منطقه آلپهای دیناری (اسلوونی، کرواسی، بوسنی و اتریش کنونی) منزوی شدند.
طبیعت خشن این منطقه (زمستانهای سرد، بهارهای ناگهانی و تابستانهای کوتاه) خودش دست به گزینش زد:
· زمستانهای طولانی: فقط کلونیهایی زنده ماندند که مصرف عسل پایینی داشتند و با جمعیت کم زمستانگذرانی میکردند.
· بهارهای شکوفا: زنبورهایی موفق بودند که با اولین گرده، سریعترین انفجار جمعیتی را رقم میزدند.
· تابستانها: برای ذخیره عسل کافی، باید بسیار آرام و پرکار میبودند.
حاصل این گزینش طبیعی، زنبوری خاکستری رنگ، بسیار آرام، سختکوش و مقاوم به سرما شد که امروز میشناسیم.
۲. فصل کشف و اصلاح: ورود یک امپراتور (قرن ۱۹)
تا اوایل قرن ۱۹، این زنبور فقط یک زنبور محلی بود. نقطه عطف، اقدامات آنتون یانشا (پدر زنبورداری مدرن) در دربار هاپسبورگ بود، اما شهرت جهانیاش با اقدامات دیگران رقم خورد:
· صادرات به اروپا: آرامش مثالزدنی و توانایی پرواز در هوای سرد و مهآلود، کارنیکا را در میان زنبورداران اروپای مرکزی محبوب کرد. ملکههای این نژاد به سراسر امپراتوری اتریش-مجارستان و آلمان فرستاده شدند.
· ورود به آمریکا (۱۸۷۷): یک زنبوردار به نام فرانک بنتون، ملکه هایی از کارنیولای اتریش (اسلوونی امروزی) را به آمریکا برد. مهاجران اسلوونیایی تبار نیز بعدها نژاد خالصتری را وارد کردند.
۳. فصل بهنژادی مدرن: جدال "خاکستری" و "زرد" (قرن ۲۰)
با ورود نژاد زرد و پرمحصول ایتالیایی، کارنیکا به دلیل رنگ خاکستری "نه چندان زیبا" و گاهی بچه دهی زیاد(در فضای متراکم)، در آمریکا به حاشیه رفت.
اما در اروپا، خصوصاً آلمان و اتریش، دانشمندان دست به کار شدند تا نقاط ضعفش را اصلاح کنند:
· کشور اتریش: شخصیتی به نام هانس پشل در منطقه Lunz am See، برنامه ای بلندپروازانه برای خالص سازی و تثبیت صفات برتر کارنیکا (آرامش، مقاومت زمستانی) آغاز کرد. نتیجه این برنامه، معروف به "کارنیکای لونز" بود که هنوز هم یکی از لاینهای اصیل و محبوب اروپاست.
· آلمان: مؤسسات تحقیقاتی در هوهنهایم و کیرشهاین، با تلاقی و گزینش، لاینهای صنعتی مشهوری مثل کارنیکای آلمانی (Carnica Bihać) را تولید کردند که بچه دهی کمتری داشت و برای کندوهای مدرن مناسبتر بود. آنها همچنین روی این نژاد برای مقاومت در برابر کنه واروآ کار کردند.
خلاصه و جمع بندی:
تولید نژاد کارنیکا یک پروژه علمی منفرد نبود، بلکه ابتدا طبیعت آن را طراحی کرد، سپس زنبورداران اروپایی کشفش کردند و نهایتاً ایستگاه های به نژادی آلمان و اتریش آن را برای زنبورداری تجاری مدرن بهینه سازی نمودند. امروزه این نژاد پس از نژاد ایتالیایی، دومین نژاد محبوب زنبور عسل در جهان است.
بی نظیر
@Bee_Nazir
انتشار مطالب با منبع آن، احترام به زحمات تدوین کننده است
🐝 سرگذشت نژاد زنبور عسل ایتالیایی (Apis mellifera ligustica)
🔹 برخلاف ریشه طبیعی کارنیکا، بوجود آمدن نژاد ایتالیایی یک داستان کاملاً تجاری و مبتنی بر "برندسازی" است. این نژاد را میتوان مهندسی ژنتیک قرن نوزدهمی (البته از نوع ساده و کلاسیک آن) دانست.
داستان پیدایش آن را هم در سه پرده ببینیم:
۱. ماده خام: یک زنبور محلی در شبه جزیره ایتالیا
مثل کارنیکا، ماده اولیه را طبیعت ساخت. گروهی از زنبورهای اروپایی در آب وهوای مدیترانه ای ایتالیا منزوی شدند. طبیعت این منطقه، زنبوری ساخت با این ویژگیها:
· زرد و طلایی شدن: رنگ روشن، استتاری عالی در آفتاب سوزان مدیترانه بود.
· نوزادپروری بیوقفه: برخلاف زنبورهای شمالی، در زمستانهای معتدل و کوتاه ایتالیا، کلونی هرگز واقعاً استراحت کامل نمیکرد و ملکه تخمگذاری را حتی در زمستان (به مقدار کم) ادامه میداد.
· مقاومت ضعیف به سرما: نیازی به ذخیره سازی عسل عظیم برای زمستان نبود، پس مصرف ذخایر بالا میرفت.
این زنبور محلی، آرامتر از نژاد آلمانی سیاه و مهربانتر از نژاد آفریقایی بود، اما تا قرن ۱۹ گمنام مانده بود.
۲. نقطه عطف: بازاریابی یک "زنبور طلایی"
تا اواسط قرن ۱۹، زنبور استاندارد اروپا و آمریکا، نژاد سیاه آلمانی بود؛ زنبوری بسیار عصبی، بداخلاق و مستعد بیماری. زنبورداران از دست این نژاد به ستوه آمده بودند.
در همین زمان، افسران نظامی سوئیسی و انگلیسی که در ایتالیا خدمت میکردند، متوجه زنبورهای زرد و بسیار آرامی شدند که روی دست کار میکردند. خبر به گوش یک دیپلمات و زنبوردار آمریکایی به نام #لانگستروت (مخترع کندوی مدرن) رسید؛ بلکه یک کارآفرین آلمانی به نام یوهان دژیرزون (Johann Dzierżon) که پدر زنبورداری مدرن نامیده میشود، نقشی کلیدی داشت. اما مهمترین مهره، ژان هنری فابر (دانشمند مشهور فرانسوی) نبود، بلکه تجار و زنبوردارانی مثل کارل فون هروسکا و دیگران بودند.
با این حال، قهرمان اصلی این داستان تجاری، یک آمریکایی خوشفکر به نام فرانک بنتون بود. او که بعداً نژاد کارنیکا را هم معرفی کرد، در دهه ۱۸۶۰ مقاله ای پرشور درباره زنبورهای طلایی ایتالیا نوشت و آنها را "بهترین زنبور جهان" لقب داد. او چند ملکه را وارد آمریکا کرد.
اما شاهکار بازاریابی را یک زنبوردار نیویورکی به نام لایمن سی. روت انجام داد. او با فروش ملکه های ایتالیایی با برچسب "زنبورهای طلایی مقدس از کلیسای سنت پیتر"، یک تب جهانی به راه انداخت! مردم تصور میکردند این زنبورها از باغهای واتیکان آمدهاند و متبرک هستند. قیمت هر ملکه به ارقام نجومی (تا ۱۰۰ دلار در آن زمان، معادل چند هزار دلار امروز) رسید.
۳. تبدیل به یک "محصول صنعتی"
از آن لحظه به بعد، نژاد ایتالیایی از یک زنبور محلی به یک محصول تجاری جهانی تبدیل شد. برعکس کارنیکا که نخبگان علمی اروپا آن را دستکاری کردند، نژاد ایتالیایی قربانی محبوبیت خود شد:
· تولید انبوه بیرویه: به دلیل تقاضای دیوانه وار، هر کسی که یک کندو داشت شروع به پرورش ملکه ایتالیایی و صادرات آن کرد، بدون هیچ کنترلی.
· فاجعه ژنتیکی: این تجارت بیحساب و کتاب، پایه ژنتیکی نژاد ایتالیایی را در آمریکا به شدت محدود و ضعیف کرد. بسیاری از ملکه های امروزی آمریکا از تبار همان چند ملکه اولیه ای هستند که بنتون و روت وارد کردند! این یعنی یک "گلوگاه ژنتیکی" عظیم.
· انشقاق نژادی: برعکس کارنیکا که برنامه های اصلاحی دولتی در آلمان و اتریش آن را منسجم کردند، ایتالیایی ها به سه شاخه اصلی و چندین لاین تجاری تقسیم شدند:
· ایتالیایی سه باند (Cordovan): زرد پررنگ و زیبا، محبوب بازار.
· ایتالیایی طلایی (Leather-colored): رنگ روشنتر و چرمی.
· ایتالیایی خالص: که در ایتالیا باقی ماند و رنگش تیره تر است.
خلاصه و تفاوت جالب با کارنیکا:
· کارنیکا را دانشمندان در ایستگاه های تحقیقاتی، با هدف کارایی و مقاومت ساختند.
· نژاد ایتالیایی را تاجران و بازاریابها در قرن نوزدهم، با هدف فروش بر اساس زیبایی و آرامش "کشف" و به یک برند تجاری تبدیل کردند که از آن موقع تا حالا، به دلیل محبوبیت تجاری اش، از نظر ژنتیکی بیشترین آسیب را دیده است.
بی نظیر
@Bee_Nazir
انتشار مطالب با منبع آن، احترام به زحمات تدوین کننده است
🐝 نام کردون و دلیل نامگذاری
🔹«سهباند» (Three-banded) کلمهای ناآشنا در فارسی و ترجمه مستقیم از انگلیسی است. این نام دقیقاً از ویژگی ظاهری شکم زنبور میآید.
«سهباند» به سه نوار یا حلقه مشخص و پهن روی شکم زنبور اشاره دارد. توضیحش این است:
· ظاهر نژاد ایتالیایی معمولی: شکمش نوارهای تیره و روشن متناوب دارد (مثل راهراه). نوارهای تیره پهنترند و کنتراست بالایی با بخشهای زرد ایجاد میکنند.
· ظاهر ایتالیایی سهباند (Cordovan): در این زیرگونه، نوارهای تیره بسیار باریک شده یا بهکلی از بین رفتهاند و فقط سه نوار (باند) زرد طلایی پهن در انتهای شکم کاملاً مشخص و یکدست باقی میماند. بهجای شکم راهراه، شکمی طلایی با سه خط کمرنگ یا سه بخش کاملاً مشخص دیده میشود.
اما ریشه اصلی این نام، در واقع از یک شهر اسپانیایی میآید. داستان از این قرار است:
کلمه Cordovan (که گاهی بهجای Three-banded برای این زنبور بهکار میرود) از شهر کوردوبا (Córdoba) در اسپانیا مشتق شده است. در قرون وسطی، چرمسازان این شهر به تولید چرمی بسیار مرغوب از پوست بز با رنگ قرمز مایل به قهوهای متمایل به زرد معروف بودند که به آن «چرم کوردوبا» یا Cordovan leather میگفتند.
وقتی پرورشدهندگان زنبور این جهش ژنتیکی را دیدند که رنگ بدن زنبور را از زرد لیمویی معمولی به رنگ طلایی مایل به قرمز/قهوهای (درست مثل همان چرم معروف) تغییر میدهد، اسم آن را Cordovan گذاشتند. این زنبورها نهتنها نوارهای شکمشان محو میشود، بلکه رنگ چشم و پاهایشان هم به قرمز مایل به قهوهای تغییر میکند.
پس بهطور خلاصه:
سهباند (Three-banded) ← توصیف ظاهری شکم زنبور (سه نوار پهن طلایی).
کوردووان (Cordovan) ← نام اصلی این جهش رنگی، برگرفته از رنگ چرم معروف شهر کوردوبا در اسپانیا.
بی نظیر
@Bee_Nazir
انتشار مطالب با منبع آن، احترام به زحمات تدوین کننده است
🐝 انواع کردون در صنعت زنبورداری
🔹 «کُردووان» (Cordovan) که از شهر کوردوبا آمده، در دنیای زنبورداری بر سر چند چیز مختلف گذاشته شده و گاهی با هم اشتباه گرفته میشوند. بهطور کلی با سه نوع یا سه تعریف از «کوردووان» روبرو هستیم:
۱. کوردووان نژادی (ژن جهشیافته): «طلایی خالص»
این همان جهش ژنتیکی معروف است که رنگ زنبور را به کل تغییر میدهد. اگر این جهش (ژن cd) را در نژاد ایتالیایی ببینیم، حاصلش میشود ایتالیایی کوردووان.
· قیافه: بدن کاملاً طلایی، زرد یا قرمز-قهوهای (چرمی) یکدست، بدون هیچ نوار سیاهی روی شکم (گاهی نوارها خیلی کمرنگ دیده میشوند).
· چشمها و پاها: این قسمت منحصربهفردش است. رنگ چشمها و پاها هم ارغوانی، قرمز یا قهوهای تیره است. در نژاد ایتالیایی معمولی چشمها و پاها سیاهاند.
· ماهیت: یک زنبور کاملاً «بِدونِ رنگِ سیاه».
· نکته مهم: این جهش فقط مخصوص نژاد ایتالیایی نیست. این ژن در نژادهای دیگر مثل #باکفست یا حتی #کارنیکا هم دیده میشود. مثلاً زنبوری که به آن «کارنیکای طلایی» یا «کارنیکای کوردووان» میگویند، کارنیکایی است که این ژن جهشیافته را با خود حمل میکند و بهجای خاکستری، طلایی-قهوهای دیده میشود.
۲. کوردووان آمریکایی (ایتالیایی سهباند): «طلایی سهخط»
این همان زنبوری است که خیلی از زنبورداران (خصوصاً در آمریکا) به اشتباه یا از روی سادهسازی، به این زنبور هم «کوردووان» میگویند، در حالی که از نظر فنی تعریفش با مورد اول فرق دارد.
· قیافه: زمینه بدنش طلایی روشن است، اما در انتهای شکمش سه نوار مشخص قهوهای سوخته دارد. این نوارها کاملاً از هم جدا و واضح هستند.
· چشمها و پاها: برعکس کوردووان واقعی، چشمها و پاهایش سیاه است.
· ماهیت: این یک نژاد ایتالیایی معمولی است که برای داشتن رنگ روشنتر و فقط سه نوار تیره گزینش (Selectively bred) شده است. ژنش با آن کوردووان جهشیافته تفاوت دارد.
۳. کوردووان وحشی یا بومی ایتالیا (Ligustica selvatica)
این یک گروه ژنتیکی نادر و کمتر شناختهشده از نژاد ایتالیایی است که بومی منطقه توسکانی (نه کوردوبا!) در ایتالیاست.
· قیافه: ظاهری شبیه به کوردووان جهشیافته یا سهباند دارد، با این تفاوت که رنگش به مسی و قهوهای پررنگتر میزند و درخشش چرمی دارد. نوارهای شکمش معمولاً قهوهای تیره است، نه سیاه زغالی.
· اهمیت: زنبورداران ایتالیایی این تیپ را بهعنوان ذخیره ژنتیکی ارزشمند و شاید جد باستانی نژاد ایتالیایی میشناسند و از آن محافظت میکنند.
پس بهطور خلاصه: اگر زنبوری دیدید که چشمانش قرمز است، کوردووان جهشیافته است. اگر چشمانش سیاه است و سه خط تمیز روی شکم دارد، ایتالیایی سهباند یا همان کوردووان آمریکایی است.
بی نظیر
@Bee_Nazir
انتشار مطالب با منبع آن، احترام به زحمات تدوین کننده است