eitaa logo
بحارالاشعار
26.6هزار دنبال‌کننده
15 عکس
6 ویدیو
28 فایل
به کانال بحارالاشعار خوش آمدید کپی و انتشار مطالب کانال فقط با (#بحارالاشعار) مجاز می باشد. تبلیغات 👇 (شرایط و تعرفه) https://eitaa.com/joinchat/1917452675Ceb02069cc9 ارتباط با ادمین 👇 @ya_ali_maadad
مشاهده در ایتا
دانلود
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 پیش نگاه مضطر من دست و پا مزن در موج خون ، کبوتر من دست و پا مزن ای قد کشیده زیر سم اسب ، داغ تو تیغی است روی حنجر من دست و پا مزن عطر مدینه می وزد از زخم های تو آیینه ی برادر من دست و پا مزن اینسان عمو مگو که کار از عمو گذشت ای بسمل برابر من دست و پا مزن خون می چکد ز پهلو و بازو و سینه ات زخمی ترین چو مادر من دست و پا مزن دشمن دوباره دید که من گریه میکنم ای وای علی اکبر من دست و پا مزن میثم مومنی نژاد قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 سینه ات را مادرانه هر نفس بوسیده ام گیسوان عنبرین را به هم تابیده ام سیزده سال است پای هر مناجات سحر عطر و بوی مجتبی را از لبت بوئیده ام با نیابت از پدر همراه عمه زینبت من به دست خود کفن بر پیکرت پوشیده ام در پی آن آبرو ریزی تشییع حسن با صدای هلهله عمری به خود لرزیده ام استخوان های تنت با خاک صحرا شد یکی ای گل یاس میان خاک و خون غلطیده ام! تا که دیدم جای نعل اسب روی صورتت دست بر گیسو به دور پیکرت چرخیده ام از قیاس تکه های پیکر تو با حسین فرق نعل کهنه را با نعل تازه دیده ام تار می بینم ز بس منزل به منزل در پیت دست های پینه دارم را به سر کوبیده ام هر دمی شد راس تو با محمل من رو به رو خون تازه از سرم می ریخت روی دیده ام قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 ای عمو! تنها امیدم در رهت ترک سر است مرگ درراه تو برمن از عسل شیرین تر است گرچه می دانی یتیمم، اذن میدانم بده فرض کن این سیزده ساله علیّ اکبراست نوجوانان یک به یک رفتند و من جا مانده ام بر روی داغ دلم هرلحظه داغ دیگر است گاه می خوانی یتیمم، گاه گویی کودکم هرچه هستم در وجودم، خون پاک حیدراست خوش ترین نقل عروسی بارش سنگ بلاست بهترین دامادی من، ترک جان، ترک سر است بهترین شاخه گلی را که کنم تقدیم تو صورت خونین، سر بشکسته، زخم پیکر است حنجر من تشنه ی آب دم شمشیرهاست نوش من در راه وصل یار، نیش خنجر است از شرار تشنگی هر چند می سوزم، عمو بیشتر سوز من از لب های خشک اصغر است تیغ کین بر گردنم زیباتر از دست عروس قتلگاهم خوش تر از آغوش گرم مادر است میثم از کرب و بلا در سینه داری آتشی ای عجب! هر مصرع شعر تو کوه آذر است شاعر : استاد حاج غلامرضا سازگار قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 وقتی که اشک روز چو باران و برف بود کشته شدن برای عمویم به صرف بود وقتی عسل جوانه زد از کام تشنه ام سینه برای پر زدنم مثل ظرف بود هرم کویری عطش من فرا گرفت دریای داغ های دلم را که ژرف بود تیرو زبان ناطق شمشیر و نیزه ها مثل حسن غریبی من هم سه حرف بود پایم ، که بر رکاب شهادت رسیده ام خونم ، که بر تمام تن خود چکیده ام در دست موم قدرت فولاد رفته است روحم به اوج صحنه میعاد رفته است خون کرده بود صورت زخم غبار را زلفی که بین خون همه بر باد رفته است اینجا که کوفه نیست ولی کربلا که هست دشمن به خواب سنگی بیداد رفته است از بس عطش شکوفه زد از باغ سینه ام طرز نفس کشیدنم از یاد رفته است دارد زبان مرثیه ها َُمرد میشود یعنی که استخوان تنم خرد میشود شاید نصیب قافله شادی ام کنند یعنی شهید عشق همین وادی ام کنند شاید مرا که پابه رکابم نمی رسد صد قطعه می کنند که شمشادی ام کنند شاید که نیزه بر تن و پهلوم می کنند تا جلوه های صبر حسن زادی ام کنند شمشیرهای سرزده با شوق می رسند تا جامه ای تنم شب دامادی ام کنند داغ مرابه صورت مهتاب دیده اند این گرگ ها برای سرم خواب دیده اند اصلاً بگو که آینه ها خون جگر شدند؟ شب ها بدون ماه رخت بی سحر شدند؟ حتی نسیم هم به تن تو سپر نشد حتی غبارها همه انگار کر شدند ناله مزن چنین و مگو ای پدر بیا دیوارهای زخم تنت بازتر شدند اینجا مدینه نیست ولی کربلا که هست قدری رجز بخوان که سنانها قدر شدند داری رکاب میزنی انگشتر که را؟ مثل علی اکبری اما بگو چرا؟ شاعر : رضا دین پرور قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 آمد از خیمه همچو قرص قمر آنکه آماده بهر پرواز است اشتیاق است و ترس جاماندن بند نعلین او را اگر باز است کربلا با نسیم گلبرگش رنگ و بوی گلاب می گیرد حسنی زاده است٬ حق دارد چهره اش را نقاب می گیرد آخر او ماهپاره می باشد مثل خورشید عرشه ی زین است آن گلی که به چشم می آید زودتر در نگاه گلچین است قامت سبز و قد کوتاهش بوی کامل ترین غزل دارد اینکه شوق زبان زد عشق است سیزده شیشه ی عسل دارد جشن دامادی و بلوغش بود که به تکلیف خود عمل می کرد مثل یک غنچه زیر مرکبها داشت خود را کمی بغل می کرد سینه گاهش کمی تحمل داشت آن هم از دست نعلها وا شد معجزه پشت معجزه آمد نونهالی شبیه طوبی شد گر عمو را شکسته می خواند گر کلامی به لب نمی آرد در مسیر صدای بی حالش استخوان مزاحمی دارد قامت او کمی بزرگ شده است یا عمو قامت خمی دارد؟! رد پای کشیده ی او تا وسط خیمه لاله می کارد بر سر گیسوی پریشانش رنگ خونابه نیست٬ رنگ حناست آخر این نوجوان بی حجله تازه داماد سیدالشهدا ست.. شاعر:علی اکبر لطیفیان قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 نوجوان قبیلۀ خورشید عالم دَهر مکتب توحید آمده نیزۀ جمل در دست سیزده شیشه عسل در دست نام او چیست در عشیرۀ عشق؟ قاسم بن الحسن،نبیرۀ عشق کارصد تیغ کرده مژگانش خشم عباس برق چشمانش با لب خشک خود غزل می خواند شعر اهلا من العسل می خواند از نگاه و صداش غم می ریخت رجزش دشت را به هم می ریخت نعره می زد: منم یتیم حسن کفنم را حسین کرده به تن غیرتی سبز خون رگهایم نوه ی بوتراب و زهرایم آمدم پابه پای شمشیرم انتقام مدینه را گیرم یا علی گفت و لب تر از می کرد اسب ها را یکی یکی پی کرد تیغ را رقص ذوالفقاری داد همه کفر را فراری داد با دل شیر تا کجا رفته!؟ چقدر او به مجتبی رفته!!! گر چه از چارسو گلاویزند کوفیان مثل برگ می ریزند لشگر ظلم را چه شاکی کرد مرحبا، خوب گرد و خاکی کرد تیغ می زد،سینجلی می گفت مست و مدهوش یاعلی می گفت عاقبت تشنگی به بندش کرد نیزه ای آمد و بلندش کرد از لب آسمان زحل افتاد سیزده شیشه عسل افتاد طاقت صبر را زکف برده مثل زهرا چه بد زمین خورده!؟ دیدم از رد بند نعلینی قد کشیده به طرفة العینی دشنه کینه را صدا کردند سر مهتاب را جدا کردند کاروان را ز کربلا بردند سر او را مغیره ها بردند شاعر : وحید قاسمی قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 این که این قدر تماشا دارد به رگش خون علی را دارد مجتبی آمده تصویر شود به حسن رفته؛ تماشا دارد گیسوانی که زده شانه حسین هر قدر دل ببرد جا دارد سیزده بار زمین فهمیده منّتی بر سر دنیا دارد شاه در بدرقه اش آمده است تا ببینند که بابا دارد نیست پایش به رکاب از بس که میل پرواز به بالا دارد چشم بد دور به بازو بندش... ...ریشه ی چادر زهرا دارد نوجوان است و دعایی بر لب پشت او زینب کبری دارد نوجوان است ولی وقت نبرد پای هر ضربه اش امضا دارد نوجوان است ولی از رجزش از دمش صاعقه پروا دارد رجزی خواند و همه فهمیدند بعد از این معرکه آقا دارد شکل رزمش چقدر پیچیده ست شیوه حضرت سقّا دارد قبضه ی تیغ که می چرخاند آذرخشی ست که می سوزاند شور در پهنه ی صحرا انداخت موج بر سینه ی دریا انداخت یک هماورد ندارد بس که هیبتش لرزه به صحرا انداخت باد تا بند نقابش وا کرد پرده از محشر کبری انداخت عاقبت ازرق شامی آمد رو به قاسم نظری تا انداخت چار فرزند به میدان آورد دو طرف را به تقلّا انداخت همه جا بود سکوتی سنگین کربلا چشم به آنجا انداخت دست پرورده عباس نظر... ...تا که بر قامت آنها انداخت چار فرزند حرامی را با ضربه ای یک به یک از پا انداخت اولین چرخش تیغش از تن سرشان را به ثریّا انداخت نوبت ازرق شامی شد و باز پیش آنها سر او را انداخت همه را ضربه ی شصتش یادِ... ... ضربه ی کاری مولا انداخت مجتبی باز به تکرار آمد بانگ تکبیر علمدار آمد حیف غم بود که معنا کردند گرد او هلهله برپا کردند تا که دیدند حریفش نشدند دشتی از سنگ مهیا کردند همه طوری به سرش ریخته اند گوئیا گمشده پیدا کردند گل سرخی به زمین باز شد و ساقه را از دو سه جا تا کردند استخوان های شکسته او را چقدر خوش قد و بالا کردند نیزه ها بر سر او زار زدند تیغ ها را به تنش جا کردند تا که دیدند عمو می آید همگی خنده به لب وا کردند نعل ها رد شده و ضرب زدند تا مشبّک بدنش را کردند مادرش آمده بالینش حیف چقدر خوب مدارا کردند مادرش آمد و با زخمی نو باز خون بر دل زهرا کردند کاکلش را ز دو سو چنگ زدند وقت غارت شد و دعوا کردند تا روی خاک کشیدن ها را ایستادند و تماشا کردند وای بر من چه خیالی دارند نعل ها شکل هلالی دارند قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 شور و شوقم را ببین، یاور نمیخواهی عمو؟ اکبری یک ذرّه کوچکتر نمیخواهی عمو؟ تاب دوریِ مرا اینجا دل پاکت نداشت قاسمت را پیش خود آن ور نمیخواهی عمو؟ چهره ی زهرائیم زیباست امّا یک رجز روز آخر با دم حیدر نمیخواهی عمو؟ شال بر دوش و گریبان باز و صورت قرص ماه در میان کربلا محشر نمیخواهی عمو؟ وقت رفتن تو مگر با یاد زهرا مادرت بر فراز نیزه هجده سر نمیخواهی عمو؟ پیکرم شاید که پای اسبها را خسته کرد یک فدایی این دم آخر نمیخواهی عمو؟ یادگاری از حسن بودم گلی از باغ عشق از برادر هدیه ای پرپر نمیخواهی عمو؟ قاسم صرافان قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
هدایت شده از بحارالاشعار
اهل بیت (ع) و مناجات با خدا -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- @beharalashar
فهرست اشعار اهل بیت (ع) و مناجات با خدا -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- -------------------------- @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 عسل سـرخ شهـادت چقـدر شيرين است مي جنت که خدا گفته به قرآن اين است سم اسبان به روي سينه ي من سنگين نيست بر مـن امـروز غريبـي عمـو سنگين است صورتي را که حسن بوسه چو قرآن مي‌زد کاش مي‌ديد که از خون جبين رنگين است استخـوان بدنـم زيـر سـم اسـب شکست اين سم اسب به از گردن حورالعين است روز وصـل است و عروس اجلم در آغوش قاتلم تيغ بـه کـف دارد و بـر بالين است من که پيش از شب ميلاد، حسيني بودم شکـرلله کــه امــروز همينم ديـن است اي عمـو زود بيـا جـانب ميـدان و ببيـن يک کبوتر ز تو در پنجه ي صد شاهين است زخم‌هــاي بدنـم لالــه‌صفت مي‌خنــدند پـاي تا سر بدنم غرق گـل و نسرين است ما شرار از جگر خويش بـه «ميثم» داديم در صف حشر همه دار و ندارش اين است قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar
💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 این سنگ ها كه دور و برت را گرفته اند چون تیغ تیز بر بدنت جا گرفته اند دیدند بی زره چو تن نازك تو را با شدت تمام تری پا گرفته اند چشمت زدند بس كه حَسن صورتی عمو! زیبایی تو را به تماشا گرفته اند آنان كه تیر گوشه تابوت می زدند حالا تو را شبیه به بابا گرفته اند گفتند كوچه باز كنید از سپاهیان یاد حسن به كوچه ی زهرا گرفته اند كم دست و پا بزن نفسم بند آمده خون تو را به صفحه صحرا گرفته اند تشییع می كنند تنت را به اسب ها جسم تو را مباح بر آن ها گرفته اند شاعر:حسن کردی قاسم ابن الحسن (ع) روضه 🔻🔻🔻🔻🔻 🌐 https://www.beharalashar.ir/ 🔺🔺🔺🔺🔺 💐✨⭐️✨🌟✨⭐️✨💐 @beharalashar