4_5920121150586749601.mp3
2.07M
💥استاد مهدی دانشمند💥
✔️ مردم غیرتتون کو؟ ناموستون کو؟ چرا ناموستون رو جلو نامحرم میتینگ میدین؟
قلب امام زمانو بیشتر از این نشکونید!
♨️ #بسیار_شنیدنی_و_تاثیرگذار
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
🔴خاطره خواندنی توسل شهید برونسی به حضرت زهرا(س) در لحظات سخت عملیات
🔸 شهید برونسی فرمانده است توی #عملیات_رمضان، تیربار دشمن می گیره تو گردان عده ای شهید میشن گردان زمین گیر میشه. سید کاظم حسینی میگه من معاون شهید برونسی بودم، اصلا بچه ها نمی تونستن سرشونو بلند کنن، یه دفه دیدم #شهید _برونسی بیسیم چی و پیک و همه رو ول کرد و رفت یه جا افتاد به سجده، رفتم دیدم آروم آروم داره گریه می کنه، میگه #یازهرا مدد، مادر جان مدد...
🔹بهش گفتم حالا وقت این حرفا نیس، پاشو فرماندهی کن بچه های مردم دارن شهید میشن، میگفت شهید برونسی انگار مرده بود و اصلا توجهی به این خمپاره ها و حرفهای من نداشت.
🔸گفت بعد از لحظاتی بلند شد و گفت: سید کاظم، گفتم بله، گفت سیدکاظم اینجا که من ایستادم قدم کن، ۲۵ قدم بشمار بچه های گردان رو ببر سمت چپ، بعد ۴۰ قدم ببر جلو.
🔹گفتم بچه ها اصلا" نمیتونن سرشونو بلند کنن عراقی ها تیربارو گرفتن تو بچه ها. چی میگی؟
گفت خون همه بچه ها گردن من، من میگم همین.
گفت وقتی این دستورو داد آتیش دشمنم خاموش شد، ۲۵ قدم رفتم به چپ، ۴۰ قدم رفتم جلو،
🔸بعد یه پیرمردی بود توی گردان ما خوب آرپیچی می زد، یه دفه شهید برونسی گفت فلانی آرپیچی بزن، گفت آقای برونسی من که تو این تاریکی چیزی نمی بینم
گفت بگو یا زهرا و شلیک کن.
یا زهرا گفت و شلیک کرد و خورد به یه تانک و منفجر شد. تمام فضا اتیش گرفت و روشن شد.
گفت اون شب ۸۰ تانک دشمن رو زدیم و بعد عقب نشینی کردیم.
🔹چند روز بعد که پیشروی شد و رفتیم شهدا رو بیاریم، رفتم اونجا که شهید برونسی به سجده افتاده بود و می گفت یا زهرا مدد، نگاه کردم دیدم جلومون میدون مین هست. قدم شماری کردم ۲۵ قدم به چپ دیدم معبریه که دشمن توش تردد می کرده. اگر من ۳۰ قدم می رفتم اونورتر توی مین ها بودم.
۴۰ قدم رفتم جلو دیدم میدان مین دشمن تموم میشه رفتم دیدم اولین تانک دشمن رو که زدن فرمانده های دشمن با درجه های بالا افتادن بیرون و کشته شدن.
🔸شهدا رو که جمع کردیم برگشتیم تو سنگر نشستم، گفتم آقای برونسی من بچه ی فاطمه ام، من سیدم، به جده ام قسم از پیشت تکون نمی خورم تا سِر اون شب رو بهم بگی، تو اون شب تو سجده افتادی فقط گفتی یا زهرا مدد، چی شد یه دفه بلند شدی گفتی ۲۵ قدم به چپ؟ ۴۰ قدم جلو، بعد به آرپیچی زن گفتی شلیک کن؟ شلیک کرد به یه تانک خورد که فرماندهان دشمن تو اون تانک بودن؟ قصه چیه؟
🔹گفت سید کاظم دست از سرم بردار.
گفتم نه تا این سِر رو نگی رهات نمیکنم،
گفت میگم ولی قول بده تا زنده ام به کسی نگی
گفتم باشه
🔸گفت تو سجده بودم همینطور که گفتم یا زهرا مدد، (توعالم مکاشفه) یه خانومی رو دیدم به من گفت چی شده؟
گفتم بی بی جان موندم؛ اینا زائرین کربلای حسین تو هستند، اینجا موندن چه کنم؟
گفت آقای برونسی جلوت میدون مینه، حرکت نکن، ۲۵ قدم برو به سمت چپ، اونجا معبر دشمنه، از اونجا بچه ها رو ۴۰ قدم ببر جلو میدون مین تموم میشه فرمانده های دشمن یه جا جمع شدن تو تانک جلسه دارن آرپیچی رو شلیک کن ان شاءالله تانک منفجر میشه و شما ان شاء الله پیروز میشی.
منبع: کتاب خاکهای نرم کوشک
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
🌸حدیث زیبای منتخب🌸
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
✍ایـمـان ڪـامـل
💠در روایتى آمده است که: روزى ابوذر به خانة على(ع) مى رود و حضرت را صدا مى زند؛ ولى کسى جواب نمى دهد، در حالى که سنگ آسیا خود به خود در حال چرخش بوده.
پس جریان را به حضرت رسول«ص» خبر داد، پیامبر«ص» به او فرمود: «خداوند قلب و جوارح دخترم فاطمه«س» را از ایمان و یقین پر نموده است.»(١)
بنابراین، چون خداوند ضعف فاطمه«س» را مى داند، با فرستادن فرشته او را در زندگى یارى مى دهد.
ابن صباغ در الفصول المهمة از پیامبر«ص» نقل مى کند که فرموند: مردان بسیارى [از لحاظ ایمان] کامل شده.اند؛ اما از زنان تنها مریم دختر عمران«س»، آسیه دختر مزاحم«س» و همسر فرعون، خدیجه دختر خویلد«س» و فاطمه«س» دختر محمد«ص» به کمال رسیدند.» این روایت را مسلم، بخارى و ترمذى نیز نقل نمودهاند.(2)
اولین بهشتی:حضرت فاطمه«س»از نخستین کسانى است که به بهشت مى رود. (3)
در روایتى مى خوانیم: «اول کسى که وارد بهشت مى شود، فاطمه دختر محمد«ص» است.»(4)
📚منابع:
1-بحارالأنوار، ج43، ص29
2-الفصول المهمة، ص132
3-مستدرك حاكم، ج3، ص151؛
4-الفصول المهمة، ص137
【 الّلهُــمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــــ الْفَــرَج 】
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
👌((محاسبه))👈از دیدگاه امام علی(ع)
☘چقدر برای هر انسانی سزاوار است که در ساعات شبانه روز ساعتی را به کناری رود که در آن مشغول کننده ای او را سرگرم نکند و از خودش حساب بکشد و ببیند آنچه در آنروز انجام داده به سود آخرتش بود یا زیانش.
📕منبع:غررالحکم،ص825
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
🌸معجزه علمی قرآن🌸
👌بدقت بخوانید تانوری برایمانتان افزوده شود
🌹سوره مبارکه انسان آیه 2🌹
☘انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا☘
🌱((ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم، و او را میآزماییم؛ (بدین جهت) او را شنوا و بینا قرار دادیم!))🌱
مقدمه:
🌹در بیشتر آیاتی که واژه "سمع" و "بصر" در آنها آمده، لفظ شنوایی مقدم بر واژه بینایی یاد شده است. گوش و چشم و عقل از جمله ابزاری اند که خداوند برای شناخت و معرفت و هدایت در اختیار انسان قرار داده که استفاده صحیح از آنها برای انسان سرنوشت ساز است و در قیامت همین اعضا مورد پرسش واقع خواهند شد. برخی از محققان در موضوع اعجاز علمی قرآن با استناد به این یافته علمی که حس شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال میشود، تقدم سمع بر بصر (در بیشتر موارد کاربرد قرآنی) را اشاره ای به این یافته علمی تلقی کرده اند.
👈 آنان در توضیح آورده اند که دانشمندان با ارسال فرکانسهای صوتی به طرف زن بارداری که آخرین روزهای مدت بارداری را میگذرانده، مشاهده کرده اند که جنین با انجام حرکاتی به این اصوات پاسخ میدهد. همچنین آنها بر این باورند که فراگیری نطق در درجه اول از طریق شنوایی انجام میگیرد. به طوری که اگر طفل ناشنوا به دنیا آید، یاد گرفتن تکلم برای او ناممکن خواهد بود و این مسئله میتواند باعث تأخیر عقلی و ادراکی (عقب ماندگی ذهنی) گردد.
☘ امروزه متخصصان، ناگویایی را که همواره همراه با ناشنوایی است، سخت ترین نوع معیوبیت میدانند. درحالی که افراد زیادی نابینا متولد گردیده اند، ولی توانسته اند مدارج عالی علمی را کسب کنند. چشم مسئول بینایی است، اما گوش علاوه بر شنوایی وظیفه برقراری موازنه و تعادل را نیز دارد. سرانجام افزده اند که شایدحکمت های دیگری نیز در تقدم سمع بر بصرموجود باشد که دانش بشری هنوز توان درک آن را ندارد.
🌷"وَاللّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ "، نحل/16/ 78
🌱و خدا شما را از شکم مادرانتان در حالى که چیزى نمىدانستید بیرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد که سپاسگزارى کنید.
🌷 "ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ"، سجده/32/9
🌱آنگاه او را درستاندام کرد و از روح خویش در او دمید و براى شما گوش و دیدگان و دلها قرار داد چه اندک سپاس مىگزارید.
🌷"وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ قَلِیلًا مَّا تَشْکُرُونَ"، مؤمنون23/78
🌱و اوست آن کس که براى شما گوش و چشم و دل پدید آورد چه اندک سپاسگزارید.
🌷 "وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا"،اسراء/17/36
🌱و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
👂تقدم شنوایی بر بینایی در قرآن، تقریبا بصورت یک اصل در آمده است. تحقیقات علمی نیز نشان می دهد، حس شنوایی در جنین قبل از بینایی فعال می شود.ودر آیه فوق نیز خداوند به شنوایی قبل ازبینایی اشاره نموده
👈آیا این نشان از عظمت قرآن وقدرتی مافوق تمام قدرتها نیست که در بیش از۱۴۰۰ سال پیش زمانیکه چنین علم پزشکی موجود نبود خداوندمتعال به این موارد اشاره نموده...
🌷سبحان الله🌷
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
🌺همنشین حضرت داوود علیه السلام در بهشت🌺
روزی حضرت «داود (ع)» در مناجاتش از خداوند متعال خواست همنشین خودش را در بهشت ببیند.
#داستان
خطاب رسید: «ای پیغمبر ما، فردا صبح از در دروازه بیرون برو، اولین کسی را که دیدی و به او برخورد کردی، او همنشین تو در بهشت است.»
روز بعد حضرت داود (ع) به اتّفاق پسرش «حضرت سلیمان (ع)» از شهر خارج شد. پیر مردی را دید که پشته هیزمی از کوه پائین آورده تا بفروشد.
پیر مرد که «متی» نام داشت، کنار دروازه ایستاده و فریاد زد:
«کیست که هیزمهای مرا بخرد.»
یک نفر پیدا شد و هیزمها را خرید.
حضرت «داود (ع) » پیش او رفت و سلام کرد و فرمود: «آیا ممکن است، امروز ما را مهمان کنی؟!»
پیرمرد فرمود: «مهمان حبیب خداست، بفرمائید.»
سپس پیر مرد، با پولی که از فروش هیزمها بدست آورده بود، مقداری گندم خرید. وقتی آنها به خانه رسیدند، پیر مرد گندم را آرد کرد و سه عدد نان پخت و نان ها را جلویِ مهمانش گذاشت.
وقتی شروع به خوردن کردند، پیرمرد، هر لقمه ای راکه به دهان می برد، ابتدا «بسم الله» و در انتها «الحمد للَّه» می فرمود.
وقتی که ناهار مختصر آنها به پایان رسید، دستش را به طرف آسمان بلند کرد و فرمود:
«خداوندا، هیزمی را که فروختم، درختش را تو کاشتی. آن را تو خشک کردی، نیروی کندن هیزم را تو به من دادی.مشتری را تو فرستادی که هیزم ها را بخرد و گندمی را که خوردیم، بذرش را تو کاشتی. وسایل آرد کردن و نان پختن را نیز به من دادی، در برابر این همه نعمت من چه کرده ام؟!»
پیر مرد این حرفها را می زد و گریه می کرد.
حضرت «داود (ع)» نگاه معنا داری به پسرش کرد. یعنی: همین است علت این که او با پیامبران محشور می شود.
#شکر
📚(داستانهای شهید دستغیب ص ۳۰- ۳۱)
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
توبه نصوح
نصوح، وقتی توبه کرد و دعایش مستجاب شد، از آنجایی که از کارهای زشت گذشته اش توبه کرده بود و نمی توانست به دلاکی ادامه دهد و از طرفی هم مردم دوستش داشتند و از او دست بردار نبودند، مجبور شد آن شهر را ترک کند و چون هیچ هنر خاصی نداشت، بیابان نشین شد و تنها. او به کوهی که در چند فرسخی شهر بود رفت و زندگی اش را به عبادت خداوند اختصاص داد.
اتفاقا شبى در خواب ديد كسى به او مى گويد: «اى نصوح! چگونه توبه كرده اى در حالیکه گوشت و پوست تو از فعل حرام روئيده شده است؟! تو بايد کارى كنى كه گوشتهاى بدنت بريزد تا توبه ات کامل شود.» وقتی نصوح از خواب بیدار شد، با خودش عهد کرد که هر روز، سنگهای کوه را جا به جا کند تا تمام گوشتهای تنش که از حرام بود، از بین برود.
روزی در حال کار، میشی را دید که در کوه آزادانه می گشت و چرا می کرد. از آنجا که در آن اطراف هیچ گله ای نبود، نصوح با خودش فکر کرد که حتما این میش از دست صاحبش فرار کرده و به اینجا آمده است. باید از او مراقبت کنم تا وقتی صاحبش آمد، میش را سالم به او تحویل دهم.
پس رفت و آن ميش را گرفت و درجائى پنهانش كرد و از همان علوفه و گياهانی كه خودش مى خورد به آن نيز مى داد. تا موقعيكه یک كاروان كه راه را گم كرده و مردمش به شدت تشنه بودند، به آنجا رسیدند. همينكه نصوح را ديدند از او آب خواستند.
نصوح گفت: «ظرفهايتان را بياوريد تا من به جاى آب، به شما شير دهم.» مردم ظرف مى آوردند و نصوح آنها را از شير پر مى كرد و به قدرت الهى شیر تمام نشد و به همه رسید و نصوح آن گروه را از تشنگى نجات داد و آنها را در مسیر راهنمایی کرد.
كاروانيان راهى شهر شدند و هرکدام، در موقع حركت در برابر خدمتى كه نصوح به آنان كرده بود هدیه ای به او دادند و چون راهى كه نصوح به آنها نشان داد، به شهر نزديكتر بود، آنها براى هميشه رفت و آمد خود را از آنجا قرار دادند. به تدريج ساير كاروانها هم از اين راه مطلع شدند. آنها نيز همين راه را انتخاب كردند.
عبور کاروانها، برای نصوح درآمدهایی داشت. او کم کم از محل این درآمدها، بناهایی ساخت و چاه آبی حفر کرد و زراعت کوچکی به راه انداخت. کم کم مردم کم درآمد از شهرهای دیگر، پیش نصوح آمدند و از زراعت و آب آن منطقه استفاده کردند. نصوح هم به عنوان مالک آنجا، اداره ی شهر کوچک خود را به عهده گرفت و سعی می کرد عدالت را برقرار کند.
رفته رفته آوازه و حسن تدبير نصوح به گوش پادشاه وقت كه پدر همان دختر بود، رسيد. از شنيدن اين خبر به شوق ديدنش افتاد و دستور داد تا وى را به دربار دعوت كنند. اما نصوح که دل از دنیا بریده بود و زندگی ساده ی خودش را می خواست، امتناع کرد. پادشاه هم وقتی عذر او را شنید، تصمیم گرفت خودش به دیدار او برود، ولی اجل امانش نداد و در بین راه جان داد.
نصوح وقتی فهمید پادشاه به قصد دیدن او می آمده که در راه مرده است، به رسم احترام، به مراسم تشییعش رفت و در خاکسپاری او شرکت کرد. از آنجایی که پادشاه پسری نداشت، ارکان دولت که آوازه ی نصوح را شنیده بودند، تصمیم گرفتند حکومت را به او بسپارند و نصوح را به زور به پادشاهى منصوب كردند.
نصوح که چاره ای نداشت، قبول کرد و مثل گذشته، تمام تلاشش را برای برپایی عدالت کرد. در نهایت تصمیم گرفت که با دختر پادشاه ازدواج کند.
اما در شب عروسی، شخصی سراغ او رفت و گفت: «چند سال قبل، به كار چوپانى مشغول بودم و ميشى از من گم شده بود و اكنون آن را در نزد تو يافته ام، مالم را به من رد كن!»
نصوح گفت: «درست است. همین حالا امر مى كنم ميش را به تو تسليم كنند.» شخص تازه وارد بار ديگر گفت: «چون ميش مرا نگهدارى كردى، هرآنچه از شيرش خورده اى به تو حلال باد، ولى آن مقدار از منافعى كه به تو رسيده است، باید نصفش را به من بدهی.»
نصوح دستور داد تا هر مالی كه در اختيار دارد، نصفش را به وى بدهند و حتی كشور را نيز بالمناصفه بينشان تقسيم كنند. بعد از چوپان معذرت خواهى كرد تا نزد همسرش برود. در آن موقع شبان گفت: «اى نصوح! فقط يك چيز ديگر مانده كه هنوز قسمت نشده؟!» نصوح پرسيد: «كدام است؟» چوپان گفت: «همين دختريست كه به ازدواج خود درآورده اى، چون او هم از منفعت ميش من است!»
نصوح گفت: «قسمت کردن او که ممکن نیست! بیا و از این کار درگذر تا من نصف دارایی خودم را هم به تو بدهم.» اما چوپان نپذیرفت. نصوح گفت: «تمام دارایی ام را می دهم تا صرف نظر کنی!» باز هم چوپان نپذیرفت. نصوح گفت: «حالا که تو نمی گذری، من از او می گذرم و او را به تو می بخشم.»
در اين هنگام شبان جلو آمد و خطاب به نصوح گفت: «بدان نه من شبان هستم و نه آن ميش است، بلكه ما هر دو ملكى هستيم كه از براى امتحان تو فرستاده شده ايم...»
در آن موقع، ميش و چوپان هر دو از نظر غائب شدند. نصوح شكر الهى را بجا آورد و پس از عروسى تا مدتى كه زنده بود عبادت و سلطنت مى كرد تا درگذشت.
خانه ی -بی قرآن
✅ امام صادق عليه السلام:
🔵خانه اى كه در آن قرآن خوانده نمى شود و از خدا ياد نمى گردد، سه گرفتاری در آن خانه بوجود می آید:
⚫️بركتش كم شده،(دائم مشکل مالی دارند.)
⚫️فرشتگان آن را ترك مى كنند(رحمت و فیض خاص خداوند به آن خانه نازل نمی شود.)
⚫️ شياطين در آن حضور مى يابند.
(نزاع و جدال در آن خانه زیاد است.)
🌹خواندن قرآن در خانه این 👆سه گرفتاری را برطرف می کند.
📚كافى، ج 2، ص 499، ح 1.
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💢 وضعیت ایران در زمان ظهور چگونه است؟
حجت الاسلام کورانی:
هیچ روایتی از حضور نیروی خارجی درایران ندیدم
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
💠 در شگفتم از سه کس...💠
🍀 خداوند در شب معراج به پیامبر فرمود:
اى احمد! در شگفتم از سه کس:
✨ ۱- بنده اى که در حال نماز است و مى داند به سوى چه کسى دست را بالا برده و مقابل چه کسى ایستاده و چرت مى زند،
✨ ۲- در شگفتم از کسى که خوراک یک روز را دارد، با این وصف در فکر مخارج فرداست و برایش تلاش مى کند،
✨ ۳- در شگفتم از بندهام که نمى داند من از او راضیم یا خشمگین، با این حال مى خندد.
📚 إرشاد القلوب إلى الصواب ج۱صفحه ۲۰۰
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝
9.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از امام زمان(عج) بخواه برای یاری خودش تربیتت کنه
‼️کسی که بگه شما یار امام زمان نمیشی این سقف توانایی خودشه نه شما
🔶خصوصیت یاران حضرت حجت(عج) چیست؟
📌نشر حداکثرث باشما🌹
#بهشت #جهنم
#آخرالزمان
╔✯══๑ღ🌺ღ๑══✭╗
@behesht_jahanam
╚✮══๑ღ🌺ღ๑══✬╝