سفیر عشق شهید است و ارباب عشق حسین (ع) و وادی عشاق کربلا
جایی که ارباب عشق سر به باد میدهد تا اسرار عشاق را بازگو کند که برای عشاق راهی جز از کربلا گذشتن نیست
شهادت را نه در جنگ، در مبارزه میدهند
ما هنوز شهادتی بی درد میطلبیم
غافل که شهادت را جز به اهل درد نمیدهند
#شهیدهمرضیهنبوینیا:
این دعای حضرت زهرا را بخوانید:
«الهی استعملنی لما خلقتنی له»
و به ایشان#توسل کنید تا خداوند شما را در همان جایی که برایش خلق شدید خرج کند..❤️🩹!
#بنت_الحسین
"اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ'"
روایتی جالب از همسر شهید «مصطفی صدرزاده»
میگفت چند روز پیش به قاب عکسش نگاه کردم و گفتم: آقامصطفی! حسابش دستته چند شاخه گل بدهکاری!؟ آخه مصطفی رسمِ محبتش این بود که لااقل هفتهای یکبار برام شاخه گلی میخرید و هدیه میداد…
فاطمهاش از اونور اتاق گفت: مامان! خرج بابا زیاد میشه! اگر بخواد همهٔ این مدت رو جبران کنه باید یه دستهگل شیک برات بفرسته!
امروز صبح بدون هیچ برنامهٔ قبلی از جایی زنگ زدن و دعوتمون کردن برا مراسم بزرگداشت مصطفی. به محض ورودمون به مراسم، یک نفر با این دستهگل جلو آمد و گفت این رو آقامصطفی برای همسرش فرستاده!
اینکه میگن شهدا زنده هستند، به اعتبار لفظ و کلام و تشبیه و استعاره نیست. شهدا صرفا ناظر نیستند، حاضرِ فعالاند؛ مثل همین مصطفی صدرزاده.
شهید_مصطفی_صدرزاده♥️🌸
"اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ'"
✍🏻به روایت همسر شهید:
زمان تولد فرزندمان، اندیمشک بودیم. من باردار بودم، عباس لباس های رزمش را نمی آورد خانه؛ همان جا خودش می شست تا من اذیت نشوم. نزدیک وضع حمل که شد، آمد و مرا برد دزفول. در راه آدرس بیمارستان را پرسید. بنده خدایی گفت:"آخر همین خیابان بیمارستان حضرت زهرا(س) است."
اسم بیمارستان را که شنید، آه عجیبی کشید، بنده دلم پاره شد. پرسیدم:"عباس ؟"
گفت :"یا زهرا رمز زندگی من است. در عملیات فتح المبین با رمز یا زهرا مجروح شدم، با زنی ازدواج کردم به نام زهرا، حالا هم تولد بچه ام بیمارستان حضرت زهراست."
#زندگےنامہشُہدا
#شهیدانه
همیشه به نیروها و رزمندهها مےگفت:
قبل از خواب زمزمه ڪنیم :
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتي تُحْرِمُنِیَ الْحُسَیْنْ
خدایا گناهانی را ڪه مرا از امام حسیݩ
علیهالسلام محروم میڪند ، ببخش ...
#شهید_محمود_کاوه
ـ ـ ــــــــ⊰.........⊱ــــــــ ـ ـ ـ
🌷خیلی روی حلال و حروم حساس بودند. اولین شغلشان کار در مغازه شیرفروشی بود، وقتی از شغلش آمد بیرون دلیلش را که پرسیدم، گفت: من باید شیر را بکشم بدم به مردم و چون من میدونم صاحب مغازه آب میکند داخل شیر، وزن شیر خالص، کمتر میشود و آب قاطی شیر میشود، ولی باید پول شیر را بدهند من نمیتوانم به مردم دروغ بگویم. یک روز دیدم که وسایل بنایی خریده با خوشحالی اومدند خونه و گفتند: دیگر ناراحت نباش، پولهایم دیگر حلال است و شُبهه ندارد. تا وقتی که سپاه تشکیل شد، دیگر ایشان روزها سپاه بودند و شبها بنایی میکردند. از سپاه حقوقی دریافت نمیکردند و رفتن به سپاه را بر خود وظیفه میدانستند.
📚 شهید عبد الحسین برونسی
⛅اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ⛅
«آنان که امروز ما را از سلاحشان
می ترسانند، بر کویر اندیشه باطلشان
چیزی نخواهد رویید، ما در مکتب
حسین(؏) درس شهادت آموخته ایم»
- شهید حمید خیر دستجردی
⛅اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ⛅
-
همیشـہمیگفت:
قـٰانۅنهفتسـٰاعتۅیادتوننره!
تاگناهۍمࢪتکبشدیدتـٰا۷سـٰاعت
فࢪصتتوبہدارید:
- شـہیدعباسدانشگر✨🌱
-
☆الّهُمًّ صَلَِّ عَلِیٰ مُحَّمَد وَ آلِ مُحَّمَد☆
امید وارم که مورد رضایتتون باشه
دوستان ، واسم دعا کنید امتحان سختی دارم ، ان شاءالله که شهدا نظری به بنده حقیر کنند ، شما هم بنده رو از دعای خیرتون محروم نکنید.