من همیشه دوست دارِ یک زندگیِ عجیب و پر حادثه بودهام، شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا بگردم، من دلم می خواهد توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم، بخندم، فریاد بزنم. من دلم می خواهد کاری کنم که نقضِ قانون باشد. شاید بگویی دیوانه ام، ولی اینطور نیست من از اینکه کاری عجیب بکنم لذت می برم.
" از نامه های فروغ فرخزاد "
هدایت شده از بادماراخواهدبرد
فقط یک پنجره میخواست اما
به رویش، کوهی از دیوار بستند.
فروغفرخزاد