eitaa logo
چائ دارچین
297 دنبال‌کننده
270 عکس
9 ویدیو
2 فایل
معلومه که یادم میمونه!
مشاهده در ایتا
دانلود
خسته‌ام، این دست‌ها خسته‌اند و چرا اینقدر خسته‌اند؟ دقیق می‌شوم، دقیق و متمرکز می‌شوم بلکه بشنوم، بلکه صدایش را بشنوم. امّا نه، فقط یک کلاغ روی بلندترین شاخه یک کاج بال می‌زند. مغزم، مغزم درد می‌کند از حرف زدن، چقدر حرف زده‌ام، چقدر در ذهنم حرف زده‌ام، خروار خروار حرف با لحن و حالت‌های متفاوت، مغایر، متضاد، و... گفته‌ام و شنیده‌ام، خاموش‌ شده و باز برافروخته‌ام، پرخاش کرده و باز خوددار شده‌ام، خشم گرفته‌ام و لحظاتی بعد احساس کرده‌ام چشمانم داغ شده‌اند و دارند گُر می‌گیرند، مثل وقتی که انسان بخواهد اشک بریزد و نتواند. - محمود دولت آبادی
دچار دچاربودن! شاید در حدی پیش بره که به جنون برسه و تمام تو رو مختل کنه. روزمرگی عادی تو رو ازت بگیره. اما ترجیحش می‌دم. ترجیحش می‌دم به خالی‌بودن، به اعتدال داشتن، به کمی از چیزی رو داشتن. سوختن تا نهایتش رو می‌خوام. تا ژرفنا. تا خاکسترشدن. نمی‌دونم چه چیزی. فقط به یک چیزی دچار باش. به یک کسی دچار باش. به معشوق، به سینما، به مامان، به ادبیات، به موسیقی، به نقاشی، به سازت، به غم و دردت، به گیاهت، به شخصیت داستانت، به شعر. فقط دچار باش. به نوشتن. که وجودت بسوزه به‌خاطرش. زمین رو بدون این‌که وجودت برای کسی/چیزی از شدت خواستن و مایل‌بودن سوخته باشه ترک نکن!