هدایت شده از فاطمه
اکثر اوقات تنها چیزی که نیاز دارم یک انسانه! یک انسان که دیگه وجود نداره. که روزی بوده، زندگی کرده و حالا دیگه نیست. که یادم بندازه هستم و زندگی میکنم و خواهم رفت. که همینقدر راحته. که همینه.
بلاخره یه روز تهش که میمیریم پس الکی به خودمون سخت نمیگیریم ؛ زندگیو تو لحظه میبینیم!
هدایت شده از فاطمه
نمیدونم اگر آدم ادبیات و رمانها و قصهها و خالقهاشون نبودم، چطور کنار میاومدم با همهچیز.
آدم از خود میپرسد که تو با این سالها که گذشت چه کردی؟ بهترین سالهای عمرت را کجا در خاک کردی؟ زندگی کردی یا نه؟