۱۰ گام آرامش
١. ترسناکترين جاى جهان ذهن شماست .
٢. عمل باشيد نه عکس العمل ، صدا باشيد نه انعکاسِ صدا .
٣. مراقب بدن خود باشيد ، زيرا تنها جايى است که تا آخر عمر در آن زندگى مىکنيد .
٤. اجازه ندهيد رفتار ديگران آرامش درونى شما را بهم بزند .
٥. آرزو کردن براى اينکه جاى شخص ديگرى باشيد ، يعنى ناديده گرفتن خودتان .
٦. ارزش شما با رفتار ديگران با شما ، تعيين نمى شود .
٧. اگر کسی کار اشتباهی انجام داد ، همه خوبیهايش را فراموش نکنيم .
٨. قهرمان بودن يعنى ايمانِ به خود ، وقتى ديگران به شما اعتقادى ندارند .
٩. کسانى که در گذشته زندگى مى کنند ، آينده خود را محدود مى کنند .
١٠. هيچ يک از ما برنده يا بازنده به دنيا نيامده ايم ، انتخاب کننده به دنيا آمده ايم ...
قابل توجه بسیجیان فعال پایگاه مقاومت نرجس بتلیجه
دراولین فرصت ممکن بادر دست داشتن یک قطعه عکس سه در چهار و مبلغ ۱۰۰۰ تومان و کارت فعال بسیجی قدیمی به صورت حضوری به حوزه خواهران حضرت زهرا (س)بویین میاندشت مراجعه و نسبت به دریافت کارت جدید فعال بسیجی اقدام فرمایید.کارت های قدیمی از درجه اعتبار ساقط می باشند.
لطفا اطلاع رسانی فرمایید.
باتشکر
مهدی عمران زاده:
فرزند بیشتر برکت بیشترو زندگی شادتر
🔻خطری غیرقابل علاج در راه است...
استاد مرتضی آقا تهرانی در جلسه مبلغين گفتند:
با حضرت آقا ديدار داشتم از حضرت آقا پرسيدم، من در جلسات روي چه موضوعی تأكيد كنم؟ سياست؟ اقتصاد؟ سبك زندگی؟
ایشان فرمودند: بگویید مبلغين روى #افزايش_جمعيت كار كنند، بگویید اگر من را هم قبول ندارند، به خاطر كشورشون اين كار رو بكنند، به خاطر اسلام!
#مقام_معظم_رهبری :
⛔️ پیر شدن کشور، کم شدن نسل جوان در چندین سال بعد، از همان چیزهایی است که اثرش بعداً ظاهر خواهد شد؛ وقتی هم اثرش ظاهر شد، آن روز دیگر قابل علاج نیست؛ اما امروز چرا، امروز قابل علاج است.
🌹🌺🌸🌼🌸🌺🌹
#سیره_شهدا
#شهید_ابراهیم_هادی
نصیحت های ابراهیم به مردی که #حجاب_همسرش برایش مهم نبود :
دوست عزیز!
#همســر شما برای #خود شماست،
نه برای #نمایش دادن جلوی دیگران
می دانی چقدر از #جوانان با دیدن همسر #بی_حجاب شما به گناه می افتند؟
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
🌹🕊🌹🕊🌹🕊🌹
🍃🌹۰۰۰﷽۰۰۰🍃🌹
#قسمت_دهم
#داستانِ_واقعی
🌕#سه_دقیقه_تاقیامت🌕
✍اینجا بود که یاد حدیث امام صادق علیه السلام افتادم:#حرمت_مومن_از_کعبه بالاتر است.
☘ در لابلای صفحات اعمال خودم به یک ماجرای دیگر از آزار مومنین برخوردم،کسی از دوستانم بود که خیلی با هم شوخی داشتیم و همدیگر را سرکار می گذاشتیم.
❌ یکبار در یک جمع رسمی با او شوخی کردم و بدجوری ضایعش کردم.
موقع خداحافظی از او عذرخواهی کردم او هم چیزی نگفت.
☘روز آخر که می خواستم برای عمل جراحی به بیمارستان بروم دوباره به او زنگ زدم و گفتم:
فلانی به تو خیلی #بد کردم تو را یک بار ضایع کردم .بعد در مورد عمل جراحی گفتم تا گفت:
حلال کردم،ان شاالله که سالم برمیگردی.
👌آن روز در نامه عمل همان ماجرا را دیدم.
☘ جوان پشت میز گفت:
این دوست شما همین دیشب از شما راضی شد، اگر #رضایتش را نمی گرفتی باید تمام اعمال خوب خودت را می دادی تا رضایتش را کسب کنی.
‼️مگر شوخی است #آبروی_یک_مومن را بردی!!
☘می خواستم همانجا زارزار گریه کنم.برای یک شوخی بی مورد دو سال عبادت هایم را دادم. برای یک غیبت بیمورد بهترین اعمال خوب من محو میشد...
☘چقدر حساب خدا دقیق است،چقدر کارهای #ناشایست را به حساب شوخی انجام دادیم و حالا باید #افسوس بخوریم...
☘ در این زمان جوان پشت میز گفت:
شخصی اینجاست که ۴ سال منتظر شماست، این شخص اعمال خوبی داشته و باید به بهشت برزخی برود اما معطل شماست.
‼️با تعجب گفتم:از کی حرف میزنی؟
☘ناگهان یکی از پیرمرد های مسجد مان را دیدم که در مقابل هم و در کنار همان جوان ایستاد.
خیلی #ابراز_ارادت و گفت
کجایی،چند سال منتظر تو هستم.
☘بعد از کمی صحبت پیرمرد ادامه داد: زمانی که شما در مسجد و بسیج مشغول فعالیت فرهنگی بودید تهمتی را در جمع به شما زدم،برای همین آمدم که حلالم کنید.
آن صحنه برایم یادآوری شد که مشغول فعالیت در #مسجد بودم،کارهای #فرهنگی بسیج و...
❌این پیرمرد و چند نفر دیگر در گوشه ای نشسته بودند و پشت سر من حرف می زدند که واقعیت نداشت.
به من #تهمت بدی زد و نیت ما را زیر سوال برد...
☘آدم خوبی بود،اما من نامه اعمالم خیلی خالی شده بود.
☘به جوان پشت میز گفتم:
درسته ایشان آدم خوبی بوده اما من همینطوری از ایشان نمی گذرم ،دست من خالیست هرچه می توانی ازش بگیر.
☘تازه معنای آیه ۳۷ سوره عبس را فهمیدم:
"هر کسی در روز #جزا برای خودش گرفتاری دارد و همان گرفتاری خودش برایش بس است و #مجال این نیست که به #فکر_کس_دیگری باشد."
☘جوان هم رو به من کرد و گفت:این بنده خدا یک #وقف انجام داده که خیلی با برکت بوده و ثواب زیادی برایش میآید.
☘یک حسینیه را در شهرستان شما خالصانه برای #رضای خدا ساخته که مردم از آنجا استفاده می کنند.
اگر بخواهی ثواب کل حسینیه اش را از اومی گیرم و در نامه عمل شما می گذارم تو او را ببخشی.
☘با خودم گفتم: #ثواب ساخت یک حسینیه به خاطر یک تهمت؟؟خیلی خوبه.
بنده خدا پیرمرد خیلی ناراحت و افسرده شد اما چارهای نداشتیم.
#ثواب_یک_وقف بزرگ را به خاطر یک تهمت داد و رفت به سمت #بهشت_برزخی.
☘تمام حواس من در آن لحظه به این بود که وقتی کسی به خاطر #تهمت به یک نوجوان یک چنین #خیراتی را از دست می دهد پس ما که هر روز و هر شب پشت سر دیگران مشغول قضاوت کردن و حرف زدن هستیم چه #عاقبتی خواهیم داشت..
❌⛔️ما که به راحتی پشت سر افراد جامعه و دوستان و آشنایان خ می خواهیم می گوییم...
https://eitaa.com/joincht/1362690062
🔹حجت الاسلام و المسلمین فرحزاد
🔻 امیرمومنان امام علی (علیه السلام) فرمودند:
☘ من #یک_ساعت عمر دنیا را با آخرت عوض نمیکنم چون در دنیا محل #کاشت است و در آخرت محل #برداشت
☘ یعنی اگر نفسمان بند بیاید، که روزی بند می آید, دیگر داغ یک #سبحان_الله, یک #لااله_الاالله گفتن بردلمان خواهد ماند.
☘ وقتی درون #قبر برویم دیگر تمام می شود و بازگشتی در کار نیست و پرونده بسته شده است.
☘ مگر اینکه در دنیا یک #باقیات_الصالحاتی گذاشته باشیم.
☘فرزند صالحی ، مسجدی ، خیریه ای ، مدرسه ای و... که اینها ماندگار است
بصیرت چیست ؟
وقتی گرگ حمله می کند ، با صدای بلند حمله میکند و فرصتی برای واکنش دارید .
اما وقتی موریانه هجوم میآورد ،
از همان ابتدا ، بی سر و صدا و تنها بهجان داراییتان میافتد ، زمان میبرد تا بههدف برسد .
ایستادن در برابر گرگ ، شجاعت میخواهد !!! دفع خطر موریانه بصیرت !!!
🏵 بصیرت ، "سواد" نیست ، "بینش" است .
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه نگاهت به "شخصیت" ها نباشد ، بلکه همواره به "شاخص"ها چشم بدوزی !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه بدانی حتی مسجد ، میتواند "مسجد ضِرار" باشد و پیامبر (ص) آنرا خراب کند و به زبالهدانیِ شهر تبدیل نماید !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه قرآنِ روی نیزه تو را از قرآنِ ناطق منحرف نکند !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه بدانی جانباز صفین(شمر) میتواند قاتل حسین(ع) در کربلا باشد !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه نمیتوانی آغازگر باشی ، اما تا ضربه نهایی نباید از پا بنشینی !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه نگذاری فتنهگران ، شیرت را بدوشند یا بر پشتت سوار شوند !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه مالک اشترها را به تندروی و ابوموسی اشعریها را به اعتدال ، نشناسی !
🏵 بصیرت ، یعنی اینکه بدانی معاویهها ، به سست عنصرهای سپاهِ علی (ع) دل بستهاند !
🏵 بصیرت یعنی اینکه بدانی تاریخ تکرار میشود ، نه با جزئیاتش ، بلکه با خطوط کلیاش
🏵 بصيرت در خشت خام ديدن است ، نه در آينه ديدن !...
💫🌹 اللهمصلعلیمحمدوآل محمدوعجل فرجهم 🌹
خیانت_خواص 🚩
🍃🌹۰۰۰﷽۰۰۰🍃🌹
#قسمت_دوازدهم
#داستانِ_واقعی
🌕#سه_دقیقه_تاقیامت 🌕
✍از ابتدای جوانی به #حقالناس بیت المال بسیار اهمیت می دادم.
☘ لذا وقتی در #سپاه مشغول به کار شدم سعی میکردم در ساعاتی که در محل کار حضور دارم به کار شخصی مشغول نشوم و یا اگر در طی روز کار شخصی یا تلفن شخصی داشتم، کمی بیشتر اضافه کاری بدون حقوق انجام میدادم.
با خودم میگفتم حقوق کمتر ببرم و حلال باشد خیلی بهتر است.
این موارد را در نامه عمل می دیدم..
☘ جوان پشت میز به من گفت: خدا را شکر که بیت المال بر گردن نداری وگرنه باید رضایت تمام مردم ایران را کسب میکردی!
اتفاقا در همانجا کسانی را میدیدم که شدیداً گرفتار هستند گرفتار #رضایت تمام مردم،گرفتار بیتالمال!
☘این را هم بار دیگر اشاره کنم که بُعد زمان و مکان در آنجا وجود نداشت.
☘ من به راحتی می توانستم کسانی را که قبل از من وفات کردن ببینم یا کسانی را که بعد از من قرار بود بیایند.
یا اگه کسی را میدیدم لازم صحبت نبود به راحتی می فهمیدم که چه مشکلی دارد.
☘ چقدر افرادی را دیدم که با #اختلاس و #دزدی_از_بیت المال و آن طرف آمده بودند و حالا باید از تمامی مردم کشور حتی آنهایی که بعدها به دنیا می آیند #حلالیت می طلبیدند!!
☘اما در یکی از صفحات این کتاب قطور یک مطلبی برای من نوشته شده بود که خیلی وحشت کردم!
☘یادم افتاد که یکی از سربازان در زمان پایان خدمت چند جلد کتاب به! واحد ما آورد و گذاشت روی طاقچه و گفت:
اینها باشد اینجا تا سربازهایی که بعد می آیند در ساعات بیکاری استفاده کنند.
☘ کتابهای #خوبی بود،یک سال روی تاقچه بود.
سربازهایی که شیفت شب داشتند یا ساعات بیکاری استفاده میکردند.
بعد از مدتی من از آن واحد مکان دیگری منتقل شدم،همراه با وسایل شخصی که بردم کتابها را هم بردم.
☘ یک ماه از حضور من در آن واحد گذشت احساس کردم که این کتابها استفاده نمی شود شرایط مکان جدید واحد قبلی فرق داشت و سربازان و پرسنل کمتر اوقات بیکاری داشتند.
☘️لذا #کتابها را به همان مکان قبلی منتقل کردم و گفتم: اینجا باشد بهتر استفاده میشود.
جوان پشت میزش اشاره به ماجرای کتابها کرد و گفت: این کتابها جزو بیتالمال و برای آن مکان بود.
☘چون #بدون_اجازه آنها را به مکان دیگری بردی اگر آنها را نگه می داشتی و به مکان اول نمیآوردی
باید از تمام پرسنل و سربازانی که در آینده هم به مانند شما می آمدند حلالیت میطلبیدی.
☘خیلی #ترسیدم! به خودم گفتم: من تازه نیت خیر داشتم و کتابها را استفاده شخصی نکرده و به منزل نبرده بودم..خدا به داد کسانی برسد که بیتالمال را ملک شخصی خود کردهاند!
درآن لحظه یکی از دوستان همکار مخلص و مومن در مجموعه دوستان را دیدم.
☘ مبلغ قابل توجهی را از فرمانده خودش به عنوان تنخواه گرفته بود تا برخی از اقلام را برای واحد خودشان خریداری کند.
اما این مبلغ را به جای قرار دادن در کمد اداره در جیب خودش گذاشت،
☘ روز بعد در اثر یک سانحه رانندگی درگذشت.
وقتی مرا در آن وادی دید به سراغم آمد و گفت: خانواده فکر میکنند که این پول برای من است و آن را خرج کرده اند.
تورو خدا برو به آنها بگو این پول را به مسئول مربوطه برساند. من اینجا #گرفتارم برای من کاری بکن.
☘ تازه فهمیدم چرا انقدر بزرگان در مورد بیت المال حساس هستند!
راست می گویند که #مرگ_خبر نمی کند.
✍ادامه دارد ۰۰۰۰۰
https://eitaa.com/joinchat/136269