به جایی رسیدیم که اگه یه نفر معمولی ترین کارهای انسانی رو انجام بده، ازش تشکر میکنیم بابت عوضی نبودن!
✨@beugarafi
هدایت شده از حاج ابوذر بیوکافی
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ریل
🔉 #سرود | اهل سُنت نبّیم؛ یعنی شیعهی علیم
🎙 با نوای #حاج_ابوذر_بیوکافی
📆 پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳
🏳️ هیأت ثاراللّٰه (ع) زنجان
🌸 به مناسبت ولادت #پیامبر_اکرم_ص و #امام_صادق_ع
✨ #هفته_وحدت
🇮🇷 کانالرسمیحاجابوذربیوکافی
▫️ AbozarBiukafi_ir
افسردگی مثل اقیانوسیه که میخواد بکشونتت وسط خودش تا توی ناکجا، تنها و گمت کنه اما دائم باید شنا کنی تا به ساحل نزدیک بشی و نزدیک بمونی. کافیه یه لحظه خسته بشی، دوباره خیلی سریعتر از سرعت شنا کردنت از ساحل دورت میکنه و تو می مونی و یه اقیانوس بی انتها از احساسات و افکار بد.
•صدرینری•
✨@beugarafi
زندگیمون شده مثل این استراحت گاههای کنار جاده، یا منتظریم یا حسرت اونی که رفته رو میخوریم.
•آلپاین•
✨@beugarafi
قلب خاکِ خوبی دارد
در برابر هر دانه که در آن بنشانی
هزار دانه پس میدهد
اگر ذرهای نفرت کاشتی
خروارها نفرت دروخواهی کرد
و اگر دانهای از محبت نشاندی
خرمنها برخواهی چید
✨@beugarafi
این هم از طنزای تلخ زندگی بود که بازیگر نقش سوپرمن (کریستوفر ریو) از اسب افتاد و تا آخر عمر از گردن به پایین فلج شد.
کریستوفر ریو بازیگر فیلم سوپرمن در اوج جوانی و شهرت و ثروت در یک حادثه اسب سواری کاملا فلج میشه. او تصمیم میگیره خودکشی کنه که یک روز دوست صمیمی اش رابین ویلیامز به عیادتش میاد و اینقدر او را می خنداند که از خودکشی منصرف میشود.
دو تا درس تو این هست:
از همین لحظه با هرچی که دارید لذت ببرید. چون ممکن نیست فردا چی بشه. کوچکترین چیزها مثل سالم بودن و حرکت کردن با یک تصادف ساده از دستمون می ره.
2. همیشه سعی کنید حس خوبی در دوستان و اطرافیانتون به جا بگذارید مثل رابین ویلیامز.
سوپرمنم که باشی زندگی پشتتو به خاک میماله...
✨@beugarafi
معمولا وقتی کسی میاد پیش ما درباره احساسش صحبت کنه یا از مشکلش درد و دل کنه، ما یکی از این عکسالعملهای اشتباه رو داریم:
-خیلی سریع شروع میکنیم برای مشکلش راه حل پیشنهاد میدیم.
-بحث رو به خودمون و احساسات و مشکلاتمون برمیگردونیم.
-یا به طور ازار دهندهای مثبت هستیم و امید میدیم
هیچکدوم از اینها کمکی نمیکنه و بیشتر باعث میشه که طرف حس کنه درکش نمیکنیم.
به جاش چی بگیم؟ به حرفاش بدون اینکه بپریم وسطش گوش کنیم و یه چیزی مثل « من کاملا درک میکنم چرا تو این حس رو داری» بگیم. یا «اگه من جای تو بودم هم همین احساس رو داشتم» یا « چیزی که میگی خیلی خیلی مشکله و احساست قابل درکه»
اینکه احساس کسی که داره باهامون حرف میزنه رو تایید کنیم به این معنی نیست که با حرفی که میزنه موافقیم، ممکنه ما با کاری که کرده یا منطقش مخالف باشیم، ولی همچنان بتونیم حسش رو بفهمیم و با همدلی کردن باهاش حالش رو بهتر کنیم
»دیکتاتور حانیه«
✨@beugarafi
تو مطب نشسته بودم یه بچه اوردن بینهایت گوگولی
نشست رو صندلی زل زد به من
یهو عطسه امگرفته
رو کرد به مامانش با چشمای گررررد مامااااان مگه دکترام عطسه میکنن؟😂
》faryad《
✨@beugarafi
سوار تاکسی شدم همزمان با من دو تا کودک کار هم گفتن مستقیم و با من سوار شدن، یک کیلومتر جلوتر می خواستن پیاده بشن گفت چقدر میشه؟نگاه کردم دیدم دو تا هزار تومنی تو دستشه،گفتم بچه ها برید من حساب می کنم، به مقصد رسیدم (کرایه ۵هزار تومن هست این مسیر) بیست تومن دادم به راننده، گفتم درسته؟ گفت درست که نیست ولی بذار ما هم تو کار خیرت سهیم باشیم!!! لعنتی ۵ تومن بیشتر هم گرفتی چیشو می خوای قسمت کنی ؟؟😂
》سِر دَر ابر《
✨@beugarafi
خواهرم داشت با خواهرزادهم در مورد اخلاق خوب و اصلاح رفتار و گفتارش حرف میزد. خواهرزادهم ازش پرسید «چرا اخلاق مهمه؟» سقراط این سوال رو تو ۵۰ سالگی پرسید، این تو ۸ سالگی. همونطور که میتونید حدس بزنید، ما هم مثل مردم آتن پاسخ منطقیای نداشتیم و بچه به اخلاق گندش ادامه داد.
دیروز ازم پرسید «خورشید چرا وجود داره؟» و من با افتخار، بدترین جوابی رو دادم که به بچه میشه داد. گفتم «باقی چیزا چرا وجود دارن؟ بیدلیل.» گفت «یعنی همش بیمعنیه؟» گفتم «آره.» بله، مثل یک احمق به تمام معنا. البته حماقتم همینجا تموم نشد و بعدش از سر بیچارگی گفتم «تا گرممون کنه.»
》پیپرکات《
✨@beugarafi
۱۴ سالم بود که تازه شروع کرده بودم که برم انجمن شعر و قصه
بابامم خیلی تشویقم میکرد
یه همسایه ای داشتیم که ۴ تا دختر داشت یکی از یکی عجیبتر از لحاظ رفتاری
با یه بابای فوق العاده سختگیر
خلاصه من میرفتم و اونا هر روز توی مدرسه با حرفاشون آزارم میدادن تااینکه مامانشون به مامانم با طعنه گفت: حالا تو این رفت و آمدا برات داماد جور نکنه!
مامانم دیگه نذاشت برم
بابامم راضی کرد
گفت اینا براشون مهم نیست
یهو برامون حرف درمیارن!
من علاقم به ادبیات رو از دست ندادم ولی دیگه هیچوقتم فرصتش پیش نیومد که دوباره انجمن رو برم حسرتش برام موند
امروز خیلی بی مقدمه بعد از اینهمه سال به مامانم گفتم کاش هیچوقت حرف اونا برات مهم نبود
چون اون فقط یه حرف مسخرهی ساده و بی اساس بود
کاش اجازه میدادیم بابا ازمحمایت میکرد
نمیدونم چرا
ولی یهو زدم زیر گریه
»Nasrin«
✨@beugarafi