🌺امـــروز در آهنگ صبح
🍀شعری باید گفت :
🌺پر از طلوع...
🍀قصه ای باید گفت :
🌺پراز هـیجان
🍀و ترانه ای باید خواند :
🌺پر از پرواز...
☀️سلام صبحتون بخیر و شادی
🌹 یکشنبه تون گلباران و زیبا
✨@beugarafi
اگه یادتون باشه یه زمانی سمپاد خیلی مهم بود.
همه فخر میفروختن که بچمون سمپاد درس میخونه.
منم اون سالها خانوادم فشار زیادی بهم آوردن که درس بخونم و قبول شم.
همه خانواده منتظر بودن برم سمپاد و از بقیه فامیل عقب نمونم.
روز اعلام نتایج خانواده پدریم نشسته بودن دور هم.
وقتی فهمیدم قبول شدم همه خوشحال بودن
یهو وسط جمع مامانم با خنده گفت «خودمونیما شانسی قبول شدی»
شاید خودش از این حرف پشیمون شده باشه.
ولی بعد از اون هر موفقیتی که بدست آوردم این حرف تو گوشم تکرار شد و همیشه تلاشام پیش خودم هیچ شمرده میشد :)
》دینگ《
✨@beugarafi
لنگ پول بودم.
با مامانم رفتیم طلافروشی تا یه تیکه طلا بفروشم که پولم جور شه.
مامان یه انگشتر قدیمی داشت که میخواست بفروشه و به جاش یه انگشتر دیگه برای خودش بخره.
دیدم انگشتر رو از کیفش در آورد و داد به آقاهه. گفت اینو میخوام بفروشم، گفتم مگه نمیخواستی عوضش کنی؟
گفت الان نه. نمیخوام تو بفروشی طلاهاتو. تازه اول راهی.
اصرار کردم اما نذاشت و کار خودش رو کرد.
من که به خودم قول دادم بهترشو براش بخرم اما مامانا چجوری دلشون انقدر بزرگه؟
》bahar labibi《
✨@beugarafi
عجیبترین مدل حسادتی که دیدم بین خواهر برادراست…
احمقا پیشرفت خواهر برادرتون پرچم شما رو هم میبره بالا، تازهشم ترجیح میدین همخون خودتون به یه جایی برسه یا یه غریبه؟
اصلا چجوری میتونین همدیگه رو دوست نداشته باشین؟ واقعا نمیفهمم… من حاضرم برای خواهرم جونمم بدم.
》دیوار کسرا《
✨@beugarafi
یکساله اسمم تو گوشی خانومم «انبه و کیف نخر » سیو شده
پارسال باهم بیرون بودیم انبه خشک و کیفی که میخواست نخریدم :))))))))
》یک عدد مهندس《
✨@beugarafi
۴۸ ساعت اول زندگی مامان بابام ، ۴۸ ساعت طلایی زندگی بوده 😂
شب عروسی جلوی تالار وقتی بابام میاد مامانمو سوار ماشین کنه ، مامانم که سوار ماشین میشه هنوز دستش لای در ماشین بوده که بابام ندیده و در رو میبنده ( ماشین عروس از این بنز قدیمیا بوده با اون در های سنگین ) و دست مامانم، میمونه لای در ماشین و یه انگشتش میشکنه 😪🤪 ، پس فرداش هم که خواستن برن سفر توی جاده وامیستن یه دستشویی بین راهی و بابام حلقه و ساعت عروسیشون رو تو دستشویی جا میذاره
بعد وقتی داشتن برمیگشتن مامانم هم دقیقا ساعت و حلقشو تو مسیر برگشت جا میذاره 🤣چند سال پیش دوباره رفتن گرفتن
》Aliz
✨@beugarafi
پیرمردی از جانبازان جنگ است که همسرش چندسالی است سکته مغزی کرده و زمین گیر شده، برای اینکه حس با ارزشی به همسرش بدهد، کلی کاموا خریده تا او عروسکهای کاموایی بسازد. بعد هر روز یک عروسک۵۰هزارتومنی به اسم دیگران از خانمش میخرد و به بقیه میبخشد.دوتا هم برای دخترم هدیه آورده بود.
》دکتر روح الله صدیق《
✨@beugarafi
مادر یکی از شاگردا اومده میگه خانوم چرا بچم تمرکز نداره؟
رفتیم تو اتاق بهش میگم عزیزم توی کلاس به چیا فکر میکنی؟
-فیلم ترسناک.
+کی تو خونه نگاه میکنه؟
-خودم، بابام تازه برام گوشی خریده.
+من: 😲
_تازه اینستاگرامم دارم مال خودم. ولی بذار فیلم ترسناک رو تعریف کنم برات…
کل فیلم آنابل رو برام تعریف کرد از کلمه های جنازه، قتل، جسد، روح و جن استفاده میکرد.
نام برده متولد سال۹۵هست:)
خاک برسرتون با این بچه تربیت کردنتون.
》بادوم هندی《
✨@beugarafi
راستش واسه من اینکه میگن «این نیز بگذرد» آرامشبخش نیست. چون نگرانی من بابت نگذشتنش نبوده؛ نگرانیم از اینه که وقتی گذشت، از من چی باقی مونده.
*وجودگرا*
✨@beugarafi
کلمه «خرگوش» واسه ملوسترین حیوون دنیا یه کم زمخت و بدترکیب نیست؟ به نظرم وقتش شده یه اسم تودلبروتر واسه این بنده خدا پیدا کنیم و انقدر کورکورانه و بدون فکر از گذشتگان تقلید نکنیم.
*پیپرکات*
✨@beugarafi