در یک مهمانی فردی دربارهی «از صفر شروع کردن» خودش داستانسرایی میکرد.
تا رسید به اینجا که: «پدرم گفت این چند هکتار زمین مال تو، هر کاری خواستی بکن.»
در مسیر برگشت هم فهمیدم که خونه و مغازهاش رو هم پدرش بهش داده.
خلاصه که نقطهی «صفر» آدمها خیلی با هم فرق میکنه.
گول نخوریم.
• Nasser Ghanemzadeh •
✨@beugarafi
یکی از آشناهامون ۴ تا پسر داشت.وضع مالیشم خیلی خوب بود و کلی خونه و باغ و اینا.
مرده تقریبا تمام اموال رو به نام پسر کوچیکش سند میزنه و به پسرش میسپره که وظیفه نگهداری از مادرت بعد فوت من به عهده توئه.
بعد یه مدت پدر این خانواده بخاطر ایست قلبی فوت کرد.مادره هم با عروس و پسر کوچیکش تو همون خونه پدری زندگی میکردن.
تا اینکه یسری مشکلات و بحث بینشون پیش میاد و پسر کوچیکه مادرو کتک میزنه و تو تاریکی شب مادرو از خونه میندازه بیرون و مادره اون شب رو خونه همسایه سر میکنه.
همسایه ها زنگ میزنن بقیه پسراش که همچین مشکلی برای مادرتون پیش اومده جوابشون میکنن و میگن که این مشکل به اونا ربطی نداره.
تا اینکه بالاخره پسر بزرگه دلش میسوزه و طویله حیاط خونشو از وسط دیوار میکشه و برای مادره تمیز میکنه
مادره بیشتر از ۱۰ سال کنار گاو و گوسفند تو اون نصف طویله زندگی کرد تا اینکه مریض شد و عروسش (همونی که حیاط خونشون بوده) وسایل مادره رو جمع میکنه و داخل خونه یه اتاق میده بهش و ازش نگهداری میکنه تا اینکه چندماه پیش مادره هم فوت شد و همین عروس برای مادر شوهرش مجلس ختم گرفت و هیچ کدوم از عروسا حتی به مجلس ختم این مادر هم نیومدن:)
هنوز در عجبم چطور دلشون اومد همچین رفتاری با مادرشون داشته باشن؟
•عمو پرایس•
✨@beugarafi
یکی از نشونههای بلوغ، شجاعت و قدرت حرف زدن و بحث کردنه. وگرنه شونه خالی کردن و فرار کردن که کاری نداره.
• Tina | تینا •
✨@beugarafi
«چه خبر؟» تلاش معصومانهایه واسه اینکه تو رو خدا بیا با هم حرف بزنیم. بعد یکی میگه سلامتی و اون یکی میگه خدا رو شکر و مکالمه تموم میشه. ایرانی واقعا موجود عجیبیه.
•هتریک•
✨@beugarafi
به اين مرد ميگم حس ميكنم خيلي چاق و زشت شدم ميگه وای ول كن بابا بخدا تو از روز اول همين شكلي بودی. چندثانيه تو سكوت گذشت كه هر دومون فهميديم چه فاجعه اي رخ داده😂
• يواشكی های یک زن شوهردار•
✨@beugarafi
تنها جایی که حسابم اشتباه بوده،
آدم حساب کردن بعضیها بوده
•Spidermard•
✨@beugarafi
صف بربری بودیم، اومد. گفتم باید برید انتهای صف. گفت حالا مشکل مملکت یهدونه نون منه؟ گفتم راست میگی، این همه اختلاس. گفت والله. گفتم این همه گرونی. گفت دقیقا. گفتم مرغ صدتومنی. گفت احسنت. گفتم همهاین مشکلات از رعایت نکردن حق مردم شروع میشه. حالا برو تهصف. چقدر فحشم داده الان:)
»محرداد کریمزاده«
✨@beugarafi
بچه ها کسی میدونه چقدر بزرگ شیم دیگه قطعا یادمون میره؟ چون من دیگه زانودرد اینام دارم ولی هنوز یادمه.
»kawaii«
✨@beugarafi
تمام عمرم صدای تپش قلبم رو میشنیدم، فکر میکردم همه میشنوند، جور دیگه ای زندگی نکرده بودم، کسی هم نگفته بود که نمیشنوه.
در دهه ۳۰ زندگی که یک دکتری تشخیص فلان بیماری مادرزاد رو داد، تازه فهمیدم خستگی، ناتوانی در ورزش و خیلی چیزهای دیگه که من رو به تنبلی بین دوستان و خونواده از بچگی معروف کرده بود، همه عوارض این جریان بودند.
تو پیجهای سوشیال مدیا خونده بودم که بعد از عمل اون صدا میره و نبودش عجیب وحتی ترسناکه، بعضی پنیک میکنن.
پارسال بالاخره عمل کردم و خوب شد، و اون صدای تپش قلب هم که همیشه میشنیدم رفت، خیلی عجیب بود، هنوز هم هست یک وقتهایی حتی دلم تنگ میشه برای اون صدا، سعی میکنم اون صدای تاپ تاپ رو به خاطر بیارم.
شبها و مواقع تنهایی هم زیادی برام ساکت هستن، الان یک کتابی، پادکست حتما باید تو گوشم باشه تا خوابم ببره، جای اون صدا رو بگیره.
آدم به ایرادهاش هم عادت میکنه، نبودشون خیلی سخته.
»پرهام بهشتی«
✨@beugarafi
۳صبح مامانم داشت میگفت چقدر هوس ماهی کرده
بابام : الان میرم برات پیدا میکنم میخرم مامانم : الان جایی ماهی ندارن
بابام: خب خودم برات میگیرم
پاشد قلاب و بقیه وسیله های ماهیگیریشو برداشت رفت ۸ صبح با ماهی اومد خونه :))))))
• BLACK WIDOW •
✨@beugarafi