حرفای که آخر شب بهتون میزنن جدی بگیرید چون مغز خوابیده و قلب حرف میزنه
*لئوناردو*
✨@beugarafi
آشنا شدن با آدمهای جدید واقعا واسم سخت و ترسناکه، انگار یه جعبه در بسته میدن بهت و تو نمیدونی وقتی بازش کردی چی نصیبت میشه، اون چیزی که همیشه دنبالش بودی؟ یا یه بمب ساعتی که قراره نابودت کنه.
*Mehrad*
✨@beugarafi
به این ناحیه میگن مثلث خطر. مریض کشیکم صرفا به خاطر دستکاری یک دونه تو بینیش ترومبوز سینوس کاورنوس داده و بیناییشو از دست میده. تازه اگه خوش شانس باشه و اتفاقای بدتری براش نیفته.
لطفا با جوش ها و دونه های این منطقه بازی نکنید
• ali •
✨@beugarafi
محمد همایون یه جملهی بینظیر داره که میگه:
«حوصله و وقتِ بحثهای بیمعنی نیست و کاش درک کنند که این افسردگی نیست، اهمیت دادن به ارزشِ خود است...!»
•بیست و دو•
✨@beugarafi
سعی کنید یه شغلی پیدا کنید که بهش علاقه داشته باشید
من خودم هر روز که میرم سرکار، حس میکنم سربازهای نازی میبرنم به اردوگاههای کار اجباری
*ژنرال*
✨@beugarafi
در انتخاب دوست خیلی دقت کنید.
مثلا گفتم بریم سفر یه چند روز؟ گفت اره الان اروپا هوا خیلی عالیه.. ولی من منظورم رامسری، شهسواری جایی بود.
*پيمان*
✨@beugarafi
الهی لحظہ لحظہ زندڪَیتوݩ
مملو از عشق ومحبت خدایی✌️
صبحتون به رنگ عشق ❤️
🍃🌸🍃🌸🍃
✨@beugarafi
میدونم مادر بودن چقدر سخته، با اینکه فقط ۶ ماهه دارم مادری میکنم.
واقعا یه روزایی از استیصال، تنهایی، خستگی، فشار، استرس و ... دلم میخواد جیغ بزنم و گریه کنم.
ولی خب چرا باید به بچه هم اینو منتقل کنیم؟ امروز تو مطب، مادری زل زد تو چشم بچهش گفت واقعا بچه چیه؟ عمر و جوونیم رفت.
بیچاره یسری از بچه ها که گیر همچین مادرایی میفتن:(((
》فیلِ نویسنده《
✨@beugarafi
یه جا تو ساختمان پزشکان کتی به نازنین میگه نیما خیلی بیعرضه و ترسو و اعصابخُرد کنه، ولی من همه اینا رو میتونستم تحمل کنم اگه فقط نصف اونقدری که تو رو دوست داره منو دوست داشت.😭😭😭😭😭😭
》Dobraf《
✨@beugarafi
تا از در آرایشگاه وارد میشی، یه عده آدم احمق و طماع شروع میکنن به ترزیق حس ناکافی بودن بهت؛ وای چقدر ابروهات کمه، چرا فلان کار رو نمیکنی؟ وای چرا مژه نمیکاری؟ وای چرا ناخنهات کجه؟
حتی منی که اعتماد به نفس کاذب دارم، بعد بیرون آمدن از آرایشگاه، رواندرمانگر لازم میشم.
》اگنس گِری《
✨@beugarafi
دورانی که مدرسه تدریس میکردم شاگردای کرهایم هفتهای چندبار برام از خونه خوراک کرهای میاوردن. منم احساس خجالت و شرمندگی وحشتناک داشتم هی تشکر و فلان.
دستآخر با مادرشون تماس گرفتن بگم جان خودت من رو خجالت نده، فهمیدم اصلا برای من نبوده اونا، چون غذای ایرانی بیشتر دوست داشتن غذای خونگی رو میدادن به من، خودشون غذای مدرسه رو میخوردن :)) جونورای عزیزم :))
》She_Said《
✨@beugarafi
همیشه فکر میکنم وقتی یکی فوت میشه
اینجوریه که انگار وسط یه سریالی و دقیقا جای حساسش یا جای قشنگش یه دفعه یکی دستش میخوره و تلویزیون خاموش میشه
به همین سادگی و به همین تلخی
قدر همو بدونیم:-)
مامان یار
✨@beugarafi