eitaa logo
بیوگرافی
15هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.3هزار ویدیو
15 فایل
📌اینجا جمع شدیم برای یه سفر کوتاه به دنیای جملات ناب و زیبا، چند عبارت دلنشین، یه تلنگر، یه امید، یه انگیزه😍 تبلیغ: @ghaasedak
مشاهده در ایتا
دانلود
تو حرفای منو نمیفهمی حرفاش : • شهروند ساده • ✨@beugarafi
‏حالا من بلد نبودم بگم بهت ابراز علاقه کنم با خودت نگفتی این چرا تو همه کلاس‌هایی که من هستم هست؟ لامصب ما حتی رشته‌هامون فرق داشت تو حسابداری میخوندی من مکانیک •خلافکار• ✨@beugarafi
قبلا به یکی میگفتی برو پیش روانشناس میگفت مگه دیووونه‌ام! الان همه یکی در میون ADHD و OCD دارن و بهش میبالن. :) • آلونزو • ✨@beugarafi
یکی از خنده‌دارترین چیز‌ها هم دیدن پست و استوری‌های فلسفیِ آدماییه که از نزدیک میشناسیشون و میدونی تو عمرشون ده دقیقه هم کتاب نخوندن. •Kevin• ✨@beugarafi
چند سالت بود فهمیدی اشکهایی که موقع ناراحتی از چشمای قشنگت میان، پر از مسکن طبیعی به اسم " لوسین انکفالین" هست که باعث میشه بعدش آروم تر بشی! •mohamad.vzs• ✨@beugarafi
امروز صبا رو می‌بردم مهد کودک، توی ماشین با لحن عمیق فلسفی پرسید: بابا! مامان رئیس ماست؟ گفتم چطور؟ گفت آخه هر چی می‌گه انجام میدیم. گفتم آره دخترم 😂😂 • مهصن • ✨@beugarafi
«سَلامٌ للَذينَ يُضِيئَهْم جُرّحِي ...!» سلام بر کسانی كه زخم و جراحت من خوشحال‌شان مى‌كند...! - محمود درویش ✨@beugarafi
یه برش پیتزا مونده بود، بچه ۹بار زنگ زد گفت مامی بخورمش؟ گفتم نععع +گشنمه آخه؟ -نععع +هیچی تو خونه نیست، بخورمش؟ -نه، خودم میخوام برگشتم بخورمش از ابهت پوشالی و نه گفتنم غرق لذت بودم که بچه تکست داد +ببین مامی من قبل اینکه بهت زنگ بزنم خورده بودمش حالا بهتره عصبانیتتو بذاری پشت در:/ 》Aburrida《 ✨@beugarafi
بابا مامانم ب طرز کاملا بچگانه ای تو سن ۶۰ سالگی سر یه دونه بستنی کیم که تو یخچال بود و بابام خوردتش دعواشون شده :)))))) 》کاربَُر(د) بیزاکودیل《 ✨@beugarafi
پسرعمه‌ی مادرم شهید شده بود و کلی هم سر مزارش گریه زاری کرده بودن، ییهو دیدن با اولین گروه آزاده‌ها زنده برگشت :))) کل خیابان کرمان، م شکوفه (دروازه‌دولاب تهران) شلوغ بود و همه اومده بودن استقبال آزاده و جای سوزن‌انداختن نبود، بعد ماها که فامیل بودیم با محمدآقا (آزاده) رفتیم خونه‌ی عمه مادرم وسط پذیرایی نشسته بودم که دیدم ییهو مردها پاشدن رفتن زیر زمین خونه ولی من ر نبردن باهاشون زیرزمین بزرگی بود که حمام و ... هم توش بود کنجکاو بودم ببینم چه خبره ولی کسی راهم نمی‌داد و از درب زیرزمین فرستادنم بالا، بعد که اومدن بالا از حرفهاشون فهمیدم که رفتن توی زیرزمین جای شلاق و شکنجه‌هایی که روی تن محمدآقا بوده ر ببینن :(((( محمد بعدا کارمند آتش‌نشانی شد و باز بارها و بارها زد توی دل خطر و ترسی از چیزی نداشت. محمد آقای ما برگشت اما فکرم الان هم درگیره اینه که خانواده‌مون سر قبر کدوم بندهدخدایی بجای محمد گریه می‌کردن؟ چه پدر/مادری چشم به راه برگشتن پسری بود که هیچوقت نه برگشت و نه پیکری بدستش رسید:((( 》عمو نیما《 ✨@beugarafi
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂🌺یادمان باشد زندگی آینه انعکاس رفتار ما است انعکاس من بر من پس حواسمان باشد بهترین باشیم تا بهترین دریافت کنیم 🍁🌿🍁🌿 صبح بخیر ✨@beugarafi
پسرم بچه بود، داستان‌های کهن ایرانی براش می‌خوندم. یه بار داستان مورچه و کک رو خوندم که کک توی تنور افتاد، کلی بچه‌م گریه کرد واسه مردن کک. دفعه بعد رستم و سهراب رو تعریف کردم، شب باباش اومد دوید اومد یواشکی بهم گفت: مطمئنی بابا منو می‌شناسه؟😂 》فرانی همیشگی《 ✨@beugarafi