عشق مثل نون خامه ای میمونه، می دونی چاقت می کنه اما بازم دوست داری
بخوریش، اونقدر که بمیری.
سوم شخص مجهول
✨@beugarafi
گرچه برایمان خوشایندست اطرافیانمان را به گونهای برگزینیم که تنها ستایشمان کنند؛ اما در درازمدت به توهمی از خودبرتربینی دچار میشویم که رهایی از آن، شاید تنها به دست مرگ ممکن باشد.
• حسامالدین میرجلیـلی •
✨@beugarafi
یه سری میخواستیم بریم سفر لامپ خونه رو روشن گذاشتیم که آره مثلا ما خونه ایم .
وقتی اومدیم دیدیم دزد خونه رو جارو زده فقط یه نامه به دیوار چسبیده بود که روش نوشته بود
" هرگز نشه فراموش ، لامپ اضافه خاموش "
دلبندشونم
✨@beugarafi
یه الگوی سمی رابطه این شکلیه که شخص میاد مدام از شما تعریف و تمجید میکنه، اما نه به شکل لوس
بسیار هوشمندانه
بهتون احساس پرفکت بودن و دلپذیر بودن زیاد میده
از این روند یک الگوی ثابت میسازه
تعریف و تمجید های درست و بجا انجام میده
بعد یهو این الگوی ثابت رو میشکنه
یکدفعه سرد میشهتا قبلش همش اون دنبال شما بوده و این الگو رو ساخته اما با یهویی سرد شدن، یه احساس ناامنی ناخودآگاه و شدید در شما ایجاد میکنه
انگار یهو احساس گناه میکنید
احساس کمبود و نقص میکنید
حالا شمایید که میفتید دنبالش تا اون حس ناامنی رو درخودتون رفع کنید
حالا مثل اعتیاد بهتمجید و ستایشی، که بهتون اون احساس سرخوشی تمجید نرسیده میشید
بعد شروع میکنه بدون الگو و گاه به گاه بهتون اون تمجید رو میده
این اون احساس ناامنی رو تشدید میکنه
اعتیاد رو هم تشدید میکنه، هر لحظه منتظر تمجیدید و برای تمجید و توجه اون شخص، کارهایی میکنید که در حالت ازتون سر نمیزنه!
•بودا بودم•
✨@beugarafi
سكوت در ژاپن بخش مهمى از مكالمه است. وقتى دو نفر را مىبينم كه مدتى طولانى با هم ژاپنى حرف مىزنند، به اين فكر مىكنم كه چقدر مكثهاى كوتاه و بلند به اندازهٔ يافتن كلمهٔ درست دشوار است. سكوت به نظر همان قدر در مايه غنىست كه كلمه.
✍🏽 #ارلینگ_کاگه
📕 پیادهروی و سکوت در زمانه هیاهو
✨@beugarafi
هشت ماهش بود زبونش رو عمل کردن ، سه سالش شد لوزه هاش رو عمل کردن ، هفت سالش شد پاش رو عمل کردن ( تصادف کرد) ، نه سالش دوباره پاش رو عمل کردن ، 13 سالش شد پهلوش رو عمل کردن .
الان 14 سالشه ، ولی هیچ وقت کفر نکرد ، نگفت که چرا من نمی تونم تند بدوم مثل بقیه ، نگفت چرا من این همه درد کشیدم ، میدونی چرا ؟ چون یه دوستی داشت که وقتی 11 سالش شد دیگه نمی تونست راه بره ، نمی تونست خوب حرف بزنه ، نمی تونست بنویسه ، حتی نمی تونست خودش تنهایی غذا بخوره ، همیشه دوستش رو میدید تا یادش نره که شکر کنه که خودش میتونه حرف بزنه ، راه بره ، بنویسه ، دستاش سالم هستن می تونه باشون بنویسه ، غذا بخوره
این رو گفتم که بدونی با اینکه سنش زیاد نیست اما همیشه داشته هاش رو شکر میکنه ، و نداشته هاش رو به خدا سپرده و هیچ وقت کفر نکرده و همیشه به پایین تر از خودش نگاه کرده تا یادش نره شکر کنه
زندگی همینه ، حتی به دو دختر بچه 14 ساله هم رحم نکرد ، پس قدر داشته ها تو بدون ! :)
»روزگار بی وفا«
✨@beugarafi
روباه گفت :
کاش سر همان ساعت دیروز آمده بودی !
اگر مثلا سر ساعت چهار بعد از ظهر بیایی من از ساعت سه تو دلم قند آب میشود و هرچه ساعت جلوتر برود، بیشتر احساس شادی و خوش بختی میکنم !
ساعت چهار که شد دلم بنا میکند شور زدن و نگران شدن، آن وقت است که قدر خوشبختی را میفهمم !
امّا اگر تو وقت و بیوقت بیایی من از کجا بدانم چه ساعتی باید دلم را برای دیدارت آماده کنم ...؟!
هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد ...!
✍🏾 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
✨@beugarafi
801.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♥️ دوستان مهربان
🌹صبح آدینه تون به طراوت گل
♥️پراز حال خوب
🌹پراز حضورخدا
♥️پرازخوشی
🌹پراز آرامش ، شاد و
♥️پراز عشق و نگاه خدا
صبح بخیر
🌺🍃﷽🍃🌺
✨@beugarafi
وای به اون روزی که گدا یه شبه سلطان بشه، مثل این می مونه که گرگ زخمی سگ گله بشه.
✨@beugarafi
اگه یهو میزنه به سرتون که تو یه جزیره تنها زندگی کنین، یه زوج این تجربه رو داشتن، حنا و همسرش چند هفته اموزش دیدن و اومدن تو یه جزیره که برای هفت ماه زندگی کنن. با اینکه تنها بودن و باید نکاتی راجع به آب و هوا رو ثبت و مخابره میکردن، و حتی با وجود اینکه مطمئن نبودن اگه مشکلی پیش بیاد چقدر طول میکشه تا کسی به دادشون برسه، حنا گفته که اضطراب نداشتن، میتونستن کل روزو برن طبیعت گردی. دسترسی به اینترنت خیلی سخت بود و حتی دیش تو یه طوفان میشکنه که به سختی درستش میکنن.
با اینکه با منزوی بودن مشکلی نداشتن، ولی اگه قایق یا هواپیمایی رد میشد، ذوق میکردن و وقتی یه نفر از طرف سازمان پارکها و حیات وحش تاسمانیا اومده بود که چک کنه که همدیگه رو نکشته باشن، حنا میگه که که انگار باید یاد میگرفتن دوباره با آدمها حرف بزنن.
اخرهای موندنشون تو جزیره پدربزرگ حنا سکته کرد. برای حنا فکر اینکه دیگه نتونه پدربزرگش رو ببینه نگاهش رو به زندگی عوض کرد و تصمیم گرفت برگرده و نزدیک به خانواده زندگی کنه.
✨@beugarafi
نگران نباش. هیچچیز درست نمیشه. بدتر هم میشه. فقط نگران نباش چون کاری از دستت برنمیاد.
»Stephen Dedalus«
✨@beugarafi
بذارید خاطره روز آخر رو بگم.
توی دفترخونه با مامانش اومده بود.امضاها رو که زدیم حلقه و انگشتر نشون رو بهش پس دادم.
مامانش گفت ولی ما حلقهای که شما خریدین رو پس نمیدیم به هر حال هدیه بوده. گفتم هرجور مایلین مهم نیست.
از در که داشتم بیرون میرفتم اروم به پسرش میگه مگه یه تومن روی پول گوشواره اش نذاشته بودی؟اونم بگو دیگه.
برگشتم که یه چیزی بگم دیدم داداش بزرگه اش چشم غره به مادره رفت ولی گفتم یه تومن رو که نه! ولی گوشواره رو براتون میفرستم اینم هدیه نگه دارین.
خواهشا خواهشا موقع ازدواج نگید با خانواده اش چیکار دارم. اتفاقا خیلی هم کار داشته باشین
»poone«
✨@beugarafi