بابام ظهر دو تا رانی داده به دو گردشگر فرانسوی و پیام صلح و دوستی تویسرکان رو به دولت و ملت فرانسه رسونده.
• P •
✨@beugarafi
💬
"و کأن وُجودك وسیلة لحُبّ الحَیاة،..."
و انگار که بودنَت راهیست برای دل بستن به زندگی
✨@beugarafi
دانشجوی کارشناسی فکر میکنه خودش هیچی نمی فهمه و استادش خداست
دانشجوی ارشد فکر میکنه که خودش خداس و استادش هیچی نمی فهمه
دانشجوی دکتری میفهمه که نه خودش نه استادش هیچی نمی فهمن
»Milad«
✨@beugarafi
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸صبح زیباتون بخیر
🍃الهي روزگار تون پر از
🌸برکت
🍃خوشحالی
🌸آرامش
🍃سعادت
🌸و موفقیت
🍃اوقات خوشی داشته باشید🙏
صبحتون بخیر
♡• •♡
✨@beugarafi
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸صبح زیباتون بخیر
🍃الهي روزگار تون پر از
🌸برکت
🍃خوشحالی
🌸آرامش
🍃سعادت
🌸و موفقیت
🍃اوقات خوشی داشته باشید🙏
♡• •♡
✨@beugarafi
فکرش رو بکن ما همه تهش میمیریم و تو تو همین دو روزی که زنده بودیم چقدر من رو ناراحت کردی.
• پَریچ •
✨@beugarafi
گذشت کردن دوحالت داره:
یا آنقدر دوستش داری که
از اشتباهش میگذری
یا انقدر طرف دیگه از چشمت میفته که
از خودش و اشتباهش با هم میگذری ...
•Negin•
✨@beugarafi
برادرزاده ام هفته بعد تولدشه، نشستم کنارش، گفتم من خیلی دوست دارم، همه کار واست میکنم. چی میخوای واسه کادو تولدت؟ گفت: میخوام پی اس فایو بخرم شیش تومن کم دارم. میتونی به عنوان کادو بهم بدی؟ گفتم: دوست دارم، عاشقت که نیستم. از الان با حقایق روبهرو شو. یه تومن ته تهش.
»پشه خسته«
✨@beugarafi
مرد ۳۷سالهای بود که ۱۵ سال است ازدواج کرده. سالهاست در وسواس شدیدش غوطه ور است و حالا جهت مشاورهی طلاق آمده بود.بعد از این همه سال هنوز مردد بود که در این رابطه خوشبخت است یا نه؟ و یاد دخترانی افتاده بود که در جوانی دوست داشت و حالا میخواست که بود یا نبود عشق را من تایید کنم. اختلال وسواس(OCD) مثل دست رنگیست، هرجا دست بزند رنگی میشود و بدترین جاییکه رنگی میکند، عشق است و کم چیزی چون تردید در عشق، زجرآور است. گویی آنان در ترمینال دوست داشتن زندگی میکنند و تا آخر هم بلیط سفر در رابطه را نمیخرند.
«آنها ترمینال خواب های رابطه اند»
»روح الله صدیق«
✨@beugarafi
یادش بخیر ۵ سالم بود؛ با بابام تو ماشین بودیم.
مامور راهنمایی رانندگی بابامو بخاطر سرعت غیر مجاز نگه داشت.
بابام بهم گفت امیر خودتو بزن به مریضی زود باش پسر.
من بیچاره چشمامو بستم، با نیش باز خودمو زدم به خواب.
وقتی مامور اومد بابام گفت آقا ببخشید پسرم مریضه باید ببرمش دکتر..
من برای طبیعی تر جلوه دادن ناله کردم.
مامور نگام کرد گفت خوبی عمو؟
با خنده گفتم نه عمو دل درد دارم.
بابام گفت ببخشید اجازه میدید بریم؟
ماموره گفت نه، صبر کن عمو پورنگ رو جریمه کنم بعد شما برید.
منه ۵ ساله ی مظلوم.. مثل موشک پریدم گفتم کوووووو؟
عمو پورنگ کووووو؟
خلاصه بابام که جریمه شد و ماشین رفت پارکینگ .
منم دوتا سیلی ابدار خوردم.
اما از اون ماموره نمیگذرم.
من هنوز دوست دارم عمو پورنگو ببینم.
بوس به کلتون قشنگا
این توییت رو دست به دست کنید عمو پورنگ منو ببینه.
یکم بیشتر دست به دست کنید اون مامورم ببینه.
»amirbot«
✨@beugarafi
سال ۱۹۸۱، جیمی کارتر وقتی برای سخنرانی در کالجی در ژاپن آماده میشود، برای آنکه یخ حضار آب شود سخنرانی خود را با گفتن جوکی آغاز میکند، وقتی مترجم آن را ترجمه میکند همه حضار از خنده ریسه میروند و کارتر متعجب میشود. بعد از سخنرانی جیمی کارتر که از مهارت مترجم در ترجمه تحت تاثیر قرار گرفته بود از ایشان میپرسد چطور توانستی حضار را اینگونه بخندانی؟ چند بار این سوال را از مترجم میپرسد و او از دادن پاسخ طفره میرود، سرانجام میگوید، به آنها گفتم آقای رییس جمهور یک داستان خنده دار گفت و همه شما باید بخندید.
»Yodit Brookhim«
✨@beugarafi