همون دختری باش که رویا هاشو به واقعیت تبدیل میکنه🧸🫧
#بیو
https://eitaa.com/Beutiful6
خانمه میره آرايشگاه آرایشگره در حین کوتاه کردن ازش می پرسه حال مادر شوهرت چطوره ؟
خانمه جواب میده: الحمدلله خوب هستند:
بعد دو دقیقه دوباره آرایشگره میپرسه حال مادر شوهرت چطوره ؟
خانمه میگه: سلام میرسونن.
دوباره آرایشگره میخواد بپرسه خانمه میگه: تو چرا هی احوال مادر شوهر منو میپرسی ؟
آرایشگره میگه آخه وقتی اسمشو میارم موهات سیخ میشه راحت تر میتونم کوتاه کنم !!!🤣🤣🤣
#طنز
https://eitaa.com/Beutiful6
هدایت شده از 6صبح پاک کن
#بنر_وااااااااااقعی✅
بعد مسابقات چین برای استراحت به روستای جنگلی مادربزرگم تو دل کوه های شمال رفته بودم🌳🪵
صحبت های مردم روستا درباره خانم دکتر کاردرستی که برای کار جهادی و داوطلبانه به روستا اومده بود، توجهم رو جلب کرد🩺💉
همینطور تو بازار محلی برای خودم قدم میزدم که احساس کردم چهره ای برام آشنا هست. خوب که دقت کردم خودش بود، همون خانم دکتری که تو مسابقات چین دلم براش رفت، همونی که تو گروه پزشکهای تیم ملی بود و وقتی تو مسابقه فینال سرم زخمی شد سریع زخمم رو پانسمان کرد🩹🩸
به دست آوردنش کار سختی بود، برای همینم نقشهای کشیدم که به جای درمانگاه روستا، تو ویلای مادربزرگم ساکن بشه🙈
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae
عضویت #رایگانش فقط برای اعضای کانال خودمونه بچه ها😍🔥
هدایت شده از 6صبح پاک کن
در اتاقش رو زدم و داخل شدم، با چهره ی خواب آلود دستی به موها و ته ريشش کشید و با صدای بم و گرفته گفت: جانم نازنین؟🔥
_ببخشید بیدارتون کردم. چیزه مارجان اتاق من رو داده به مهمونا، به من گفت بیام امشب اتاق شما البته اتاق دخترا هم هست میتونم برم اونجا...
+لازم نکرده، همین مونده دخترا پشت سرم حرف بزنن...بیا داخل نازنین...
سر به زیر داخل شدم و نمیدونستم این نقشه ای از طرف مارجان بوده تا من با میثم تنها بشم...میثم در رو پشت سرم بست و...🙈⚡️🔥
https://eitaa.com/joinchat/220005757C3c17a8cfae