eitaa logo
« بی‌واژه »
21 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
گاهی شعر، گریزی‌ست از حصارِ کلمات . .
مشاهده در ایتا
دانلود
گویند لب یار کند رفع عطش را من هرچه مکیدم لب او تشنه ترم کرد
نۀ تنها صبرم کفاف این همه غم را نمی‌دهد ، بلك‌ عمرم هم کفاف این همه صبر را نمی‌دهد ؛ - ‹ فاضل‌نظری‌ .
علت‌چشمان‌سرخ‌وصورت‌زردم‌تویی دیدمت‌با‌دیگری‌باور‌نمیکردم‌تویی:)
با یاد تو می‌خوابم در خواب تو را بینم از خواب چو برخیزم اول تو به یاد آیی
تورا ادامه خواهم داد ، چه فرقی میکند کجا به تو میرسم رویا یا واقعیت ..
گاه ماهم چون نهنگ خسته ای،جا می‌زنیم او به خشکی می‌زند،ما دل به دریا می‌زنیم .
تو با آسودگی در خوابی ُهرگز نمی‌دانی ؛ که من تا صبح ، با ماه ِخیالت قصه‌ها دارم ..!
قطعه‌ای از من در کنار توست و قطعه‌ای در کنار خودم ،قطعاتم دلتنگ یکدیگرند؛ «می‌شود بیایی؟»
چه ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند این ها که من با جان خود کردم..
از که دوری می‌کنی؟ از آن که دنیایش تویی؟ از دلی که زندگی و حال و فردایش تویی؟ با چه رویی می‌روی تا باز تنهایی کنی؟ حیف از این قلبی که عمری هست رویایش تویی ای که شیرین می‌کنی خود را برای خسروان خود چه دانی حال مجنونی که لیلایش تویی؟ می‌نویسم تا غزل‌هایم تو را رسوا کنند تا که پنهان کنم رنجی که پیدایش تویی خانه هم اینجا غریبی می‌کند با من چرا؟ پچ‌پچ آیینه می‌گوید که نجوایش تویی می‌زنم از خانه بیرون تا کمی بهتر شوم شهررا می‌چرخم اما باز هرجایش تویی می‌روی حرفی ندارم با خودت اما بگو: از که دوری می‌کنی؟ از آن که دنیایش تویی؟
هدایت شده از از‌اینجا‌ك‌منم ؛
رو‌به‌رویت مینشینم رو‌به‌رویم نیستی .. نیستی هر شب برایت شعر میخوانم هنوز:)