هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری توی جمعیت یه لباس متفاوت پوشیده بود،یه لباس محلی زیبا و پر زرق و برق و با دوستاش کلی میگفت و میخندید،دوستای خوبی داشت و کمی هم بهش حسودیم شد!
تقدیم به: https://eitaa.com/joinchat/297927351C72ad6b2ae6 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری انتهای قصر آروم نشسته بود،یه کت و شلوار زنونه سرمه ای پوشیده بود و داشت چیزی مینوشت و چای مینوشید،اون خیلی باوقار و زیبا بود...
تقدیم به: https://eitaa.com/muskrose_h 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری با موهای نارنجی و کک و مک های خوشگل وسط قصر داشت برای بچه هایی که به مهمونی اومده بودن کتاب داستان میخوند،اون یه آنشرلی واقعی بود و دلم میخواست باهاش صمیمی بشم و آرزو کردم که جلو بیاد و باهام دوست بشه،اون خیلی خوش وایب بود...!
تقدیم به: https://eitaa.com/Anne_of_Avonlea 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
یه خانم زیبا با یه استایل کلاسیک وارد قصر شد و معلوم بود که گل فروشه،کلی گل سفارشی داخل قصر گذاشت و بعدش هم رفت،اون گل ها واقعا باعث زیباتر شدن قصر شدن....
تقدیم به: @radio_silent 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری با استایل مشکی وارد شد و انگار نه انگار که آخرای مهمونی رسیده،از صورت و حالت چشماش معلوم بود که تازه بیدار شده و خواب مونده!
از اینکه به حرف و نظر مردم اهمیت نمیداد خوشم اومد...
تقدیم به: https://eitaa.com/Cingulomania_a 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
چشمم به یه دختر موهویجی با یه لباس بلند با گل های آبی افتاد، انتهای قصر دوستاش برای تولد گرفته بودن و اونم کلی خوشحال بود،ازش خیلی خوشم اومد...
تقدیم به: https://eitaa.com/anne9_0 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
یه دختر دیگه هم کنار در ورودی با چندتا از دوستاش نشسته بود و مثل اینکه نقاشی اونارو میکشید،چشمم به نقاشی هاش افتاد و واقعا نقاشی های زیبایی بودن....
اون دختر با حرف هایی که دوستاش میزدن کلی میخندید و شاد میشد...!
تقدیم به: @Nyctophilia0274 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری هم یه لباس بافتی پوشیده بود که براش، خیلی بزرگ بود و با دوستای زیادش درحال صحبت بود و باهم کلی دلقک بازی درمیاوردن،دوستی زیبایی داشتن،واقعا...!
تقدیم به: https://eitaa.com/Enchantedones 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری کنار نشسته بود و با تیشرتی که روش عکس ماه بود با لبخند داشت یه کتاب زیبا میخوند،اینکه وسط یه مهمونی شلوغ بشینی و کتاب بخونی سخته و اون داشت اینکار رو میکرد...!
تقدیم به: https://eitaa.com/selenophile_MW 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
دختری رو دیدم که یه لباس زمستونی پوشیده بود و همه با تعجب نگاهش میکردن و با دوستاش کلی میگفت و میخندید،در واقع یه دلقک بود اونم برای دوستاش...
حس کردن خیلی شبیه به همیم و این جالب بود.
تقدیم به: https://eitaa.com/Strange_lonely_duck2 🌟.
از طرف من 🤏🏻🌱!
هدایت شده از دفترچه خاطرات یه خرگوش کوچولو:>
درود؛
من اومدم با یه تقدیمی دیگه:>>
برای دریافت تقدیمی این پیام رو فور کنید و لینکتون رو همراه با عکسی از خودتون اینجا بزارید و ممبر هاهم آیدیشون رو بزارن تا من بگم شبیه کدوم یکی از شخصیت های کیدراما هایی هستین که تابحال دیدم و چندتا ادیت از اون سریال و اون شخصیت بهتون تقدیم کنم.
امیدوارم این پیام مورد بی توجهی قرار نگیره،ممنون🤏🏻🌱