eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
505 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
. خانوم معلم|علاقه‌مند به شعر و نقاشی|مبتلا به آسمون|ملقب به خورشید|مسلح به امید|ساکن حاشیهٔ خیال|خواهر آفتابگردون|رفیق کلمات|بچهٔ پایین|صاحب سبک|در حسرت دریا|عاشق... کپی بدون ذکر منبع ممنوع! من @Zahra_vm ناشناس https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
قول میدم، یه روز که وقت داشتم، و به اندازه کافی خودکار و کلی کاغذ سفید، دوباره واژه هامو پیدا میکنم و می‌نویسم که چه بر سرم آوردی.
✍🏻 ما -چه کلمه شکننده‌ای- انقدر دوریم که اگر فاصله‌مان را تقسیم کنیم به همه آدم های زمین، خانه‌ای امن می‌رسد و ما آوارگانِ بی‌پناهِ دورافتاده، گم شده در پیچِ کوچه‌های میانمان... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد گفتند عاشقِ که شدی؟! گریه‌ام گرفت میخواستم بخندم و حاشا کنم، نشد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 به هر کمی از دنیا بلدم بسازم جز کم داشتن تو... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 : « فکر می‌کنی اگه بکشیم، می‌میرم؟ » •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 یه روز یه دختر اهل یه شهر کوچیک رو می‌نویسم، که شهرشون فرودگاه نداشت، پرواز یاد گرفت... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 بر تو از غم... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 پرده اول: ماشین رو به رویی یهویی می‌پیچه، - ترمز، - صدای جیغ لاستیک پرده دوم: ماشین پشت سری سرعتش زیاده، - ضربه، - صدای برخورد پرده سوم: سرم درد میکنه، - بوق ماشین ها - تق تق روی شیشه - صدای فریاد پرده چهارم: من مقصر نیستم، یکی شونه هامو فشار میده، می‌بخشم، می‌رم، - سکوت پرده پنجم: چشمام نمی‌بینه، می‌ایستم، - سیاهی! ماشین پشت سری رفت... پرده ششم: - تنهایی - درد - اشک و انگار که هر اتفاقی منو به تکرار صحنه هر شب می‌رسونه... پرده هفتم: اشکامو پاک کردم، راه افتادم، من خوبم، چون چاره دیگه ای نیست، - تکرار قصه هر صبح... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 یه روز یه دختر دلتنگ رو می‌نویسم، که از درد دوری، بوی دود گرفت! •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 آنقدر نبودی که «من» یخ زد! وقتی آمدی، گفتی دوستم داری فقط نگاهت کردم... •|🌌|• @bidelijat