eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
501 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
. خانوم معلم|علاقه‌مند به شعر و نقاشی|مبتلا به آسمون|ساکن حاشیهٔ خیال|ملقب به خورشید|مسلح به امید|خواهر آفتابگردون|رفیق کلمات|بچهٔ پایین|صاحب سبک|در حسرت دریا|عاشق... کپی بدون ذکر منبع ممنوع! من @Zahra_vm ناشناس https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 پشت پلک‌های بسته مردم، وقتی هنوز تاریکیِ آسمان، جا برای عشق‌بازیِ نور باز نکرده بود، چکمه‌های سیاهِ آتش از روی خواب شهر عبور کردند! و در آن صبحِ ازدست‌دادن، وقتی نام علی در بانگِ اذان، با نالهٔ نابودی در صدایِ انفجار به هم پیچید، خون از رگ غیرت غدیر در قلب وطن جوشید و چونان حیدر عزم فتح خیبر کرد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 جهان به غبارِ میدان چشم دوخته و به صدای چکاچک شمشیر‌ها گوش سپرده‌، سیدی از تبار علی«علیه السلام» رجز می‌خواند و تیغی از جنس ذوالفقار در دستِ ایمان بالاست؛ دندان روی جگر بگذارید، بالآخره خاک‌ِ معرکه می‌خوابد، و دوباره تاریخ‌نگاران روایت فتح را می‌نویسند... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 اینجا نه هراسی از مرگ هست و نه کسی به سوگِ سردارانِ رفته می‌نشیند، این خاک، سرزمینِ اعجاز است... که در بطنِ مادرانش سرباز می‌پروراند و در سرِ پدرانش غیر سودای شهادت نیست‌... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 این ستاره بارانِ تماشایی، امتدادِ نفرین موسی«علیه‌السلام» است که آتشش دامنِ سرزمینِ غصبی‌شان را گرفته و غرشش آسمانشان را می‌شکافد... آواره بودن حق آن قومِ رانده شدهٔ گوساله پرست‌ِ از فرعون گریخته‌است که شکافتن دریا را به اعجاز موسی«علیه‌السلام» دیدند، اما بهانه عدس گرفتند! بیش باد. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 هرچند که خیلی از سیاست سر در نمی‌آورم، اما درباره صفین شنیده‌ام و از تکرارِ تاریخ می‌ترسم... آنجا که حیله به حیرت دهان گشود، و سرِ علی«علیه‌السلام» به افسوس فرود آمد و تیغِ مالک –وقتی فقط یک نیم روز تا پیروزی فاصله داشت– عقب نشست، آنجا که سمت درست تاریخ سقوط کرد... آه! ثم آه، و آه... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 مَکرِ عمروعاص شاید بِبَرَد، اما شَک به علی«علیه‌السلام» حتما می‌بازد. •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 وقتی قصه رسیده به مباهله، جایی که ایمان تکیه می‌‌زند بر حق و ترس دو زانو می‌نشیند جلوی اقتدار، فرقی نمی‌کند که در مقابل چند جبهه سنگر گرفته‌اند، همه‌شان به خطِ بطلان محکوم‌اند به نابودی! •|🌌|• @bidelijat
نه با لباس نظامی و چفیه فلسطینی حق به جانب حرف زدن معنیش بر حق بودنه -چون طرف حق بودن به ادا نیست-! و نه با زیر پا گذاشتنِ حرفِ خدا و لودگی میشه جذب حداکثری کرد! طبل تو خالی صداش بلنده زبون مار هم درازه. حالا هی خودتو با یحیی سریع مقایسه کن و درباره شهادت جوک بگو. !
هدایت شده از حواشی حضور
از دل هر جنگی صدایی می آید که لحجه اش عبریست...
این متن رو برای بیدلیجات ننوشته بودم اما دلم نیومد نذارمش👇🏻
✍🏻 قصه نزدیک غدیر بود، چشم‌ها بسته و قاب عکس‌ها روی دیوار، هنوز صاف آویزان بودند. تیک تاکِ ساعت به لحظه اذان نزدیک می‌شد و سحر در انتظار بیداری مردم بود که ناگهان بمب افتاد وسط رویای شهر‌! بانگ «الله اکبر» پیچید به نوای انفجار و از خواب پریدیم. مرحب دوباره شیر شده بود و صدای نعره‌هایش از پشتِ مرزهای تاریکی و خندقِ کفر و دیوارِ طمع به گوش می‌رسید. نوای «لا اله الا الله» تحقق آرزوی سردارانمان شد تا نمازشان را در بهشت به امامتِ رسول خدا بخوانند. خون از پیشانی آسمان ریخت و اذان رسید به «اشهد ان علی ولی الله» رگِ غیرت غدیر روی گردنِ وطن باد کرد، بالای قاب‌‌عکس‌ها نوار سیاه و دور سر شهر سربند سرخ بست و به ولایت علی شهادت داد، و حیدر با تیغ دو دمِ ذوالفقار عازم میدان شد... ما با «حی علی الصلاه» ایستاده‌ایم به ایمان، و با «حی علی الفلاح» اقتدا کرده‌ایم به حق، و کمر همت بسته‌ایم به «حی علی خیر العمل» تا نابودی آن مهاجمانِ بی‌ریشه بدونِ‌هویت که حتی واژه از نوشتن نامشان شرم دارد و صدا از گفتن اسمشان طفره می‌رود. و به یقین خیلی نمانده تا این اذان به «قد قامتَ»ش برسد و ما نمازِ صبحِ پیروزی را پشتِ نواده علی «علیه‌السلام» در قدس اقامه کنیم. •|🌌|• @bidelijat