eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
502 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
. خانوم معلم|علاقه‌مند به شعر و نقاشی|مبتلا به آسمون|ساکن حاشیهٔ خیال|ملقب به خورشید|مسلح به امید|خواهر آفتابگردون|رفیق کلمات|بچهٔ پایین|صاحب سبک|در حسرت دریا|عاشق... کپی بدون ذکر منبع ممنوع! من @Zahra_vm ناشناس https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
بخیر گذشت، ولی اون صدا انگار چسبیده کفِ مغزم!
دارم به این فکر می‌کنم که انفجار، یه لحظه‌ست. یک آنِ فروپاشی و بعد سکون...!
معمولا همه تصاویری که از انفجارِ هرچیزی تو ذهنمون داریم، مثل موج، صدا، آتیش، دود، آوار و...، همه برای بعد از اون لحظه‌است، یا میشه گفت اثرِ اون لحظه‌است!
بیاید تصور کنیم اون لحظه، اون کسری از ثانیه، اون «آنِ» انفجار، برخورد یا جرقه، کِش بیاد! اگه انفجار، به جای یک لحظه، بیشتر طول بکشه چی؟
ببین خیلی عجیبه! می‌تونید تصورش کنید؟ منظورم انفجار‌های پیاپی نیست، یا مثلاً منظورم آتش‌سوزی و گسترش موج انفجار تو زمان طولانی‌تری نیست! منظورم خود اون انفجاره که کِش بیاد! اون لحظه فروپاشیِ قبل از فروریختن، سوختن و نابود شدن؛
من قبلاً تو هشتک ، یک لحظه مونده به اون آن که الان میگم رو توصیف کردم، توصیف بعدش هم کار سختی نیست، اما توصیف لحظه اتفاق، اون یک لحظه رخ دادن که ازش حرف می‌زنم، بعید به نظر می‌رسه!
مطمئنم قبلاً تو فلسفه درباره این «آن» خونده بودم! پَس و پیشش یادم نیست اما تو بحث صورت و ماده بود.
مثل چی؟ مثلا شکستن شیشه رو فرض کنید، شما تا یک لحظه‌ای شیشه رو مقابل خودتون سالم می‌بینید، بعد در یک «آن» شکستن رخ میده و بعد دیگه باید بهش گفت شیشه شکسته؛ ترک خوردن، خورد شدن، ریختن و... همه اثرات اون یک لحظه شکستنه.
تو این موضوع انفجار هم منظورم همون یک لحظه‌ست! که دارم فکر می‌کنم اگه طول بکشه چجوری میشه؟
و در نتیجه این تفکر، جوابِ سوالِ دیشبم رو گرفتم! جواب این «چرا؟»
تموم نمیشه چون «آنِ» انفجارِ دلم کِش اومده! چون لحظه شکستن، هنوز تموم نشده!
ولی این «بــوم» بالاخره به «میم» می‌رسه!