بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #پیام_ناشناس - اگه بهت فرصت اینو میدادن یه جمله بگی و تموم آدمای عالم اونو بشنون چی میگفتی؟ + ه
هر جایی، هر جایی!
تو زندگیتون احساس کردید چیز "خاصی" هستید،
مطمئن باشید که راه رو اشتباه رفتید.
✍🏻
#پیام_ناشناس
- لطف می کنید ... بگید که چرا ... ؟ ... ترسیدم و می خوام بدونم ...
+ هر چیزی حدی دارد،
حتی کلمات!
زیاد گفتهام،
و حالا، تماشاگرِ دستخطِ زمانم!...
•|🌌|• @bidelijat
20.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این جور فیلمهای تصویری تلاوت قرآن رو دوست دارم.
خواستم اینجا هم باشه...
اگر از این مدل فیلمها، با کیفیتش رو داشتید لینکشو بهم بدین، استقبال میکنم.
تو کلاس هم میذارم بچهها دوست دارن.❤️
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 [تفنگ، ارثیه اجدادی من است؛ از کودکی مبارز بودهام و مدتهاست که سرباز میدان های نبردم، آدم ترسید
✍🏻
[من و تو مهرههای کدام صفحهایم و این قاعده کدام بازیست که نراد شرط سرخ بسته و سفید را رو به روی سفید گذاشته؟!
چرا ما، مقابل هم؟]
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #پیام_ناشناس - ... این پیام ها ... بخاطر چیه؟ + من واژههایی دارم! که به آنها یاد داده ام، دنبا
✍🏻
#پیام_ناشناس
- حال گند و منفی خودتو چرا دوس داری نشون بدی به همه؟ ب ما چه خب؟ چ گناهی کردیم فالورتیم. ...
+ این گوشهی کوچک را برای بی پناهیِ واژههایم ساختم،
برای سطرهایی که در ازدحام جهان گم میشوند،
هیچوقت قرار نبوده خوشرنگ باشند!
ولی واقعیاند؛
برای آنکه هوایش را سنگین میبیند،
رفتن، آسانتر از ماندن است...
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
به تو فکر میکنم،
آنقدر که از خودم جا ماندهام،
در آینه دیگر "من" نیست،
ردِ خیالِ توست که نفس میکشد...
به تو فکر میکنم،
و مرز میان خواب و بیداری،
حل میشود در رؤیای چشمانت...
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
#پیام_ناشناس
- گاهی مردم نمی فهمند پشت واژه ها چه پنهان شده
آن پنهان غم و اندوهی نیست بلکه واقعیت جهان است
+ حقیقتی زیر پوست جهان جریان دارد که گاهی در لفافه بیرون میریزد!
اگر دل میزند،
چه میتوان گفت،
جز اینکه: "چشم بپوشید"؟!
•|🌌|• @bidelijat
✍🏻
به تو فکر میکنم،
به شبی که پلکهایم را بستم
و تو آنجا بودی،
واقعیتر از هر بیداری...
زمینِ زیر قدمهایت بلور بود،
پیراهنت از جنسِ مهتابِ شبهای تیر،
تارِ موهایت، انگار جاری شدنِ شبنم بر گلبرگهای مریم،
صدایت، نُتِ گمشدهی یک موسیقی خاطرهانگیز،
و آسمان، عمقِ نگاهت؛
جهان،
برای دیدن لبخندت
نفسنفس میزد...
و من،
جز تماشای این معجزه،
کاری نداشتم.
اکنون،
فقط خاکِسترِ رویای تو در اتاق مانده،
و من،
خوابم نمیبرد.
#خیال
•|🌌|• @bidelijat
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ،
وَاسْمَعْ نِدائِى إِذا نادَيْتُكَ،
وَأَقْبِلْ عَلَىَّ إِذا ناجَيْتُكَ،
فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ،
وَوَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ،
مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ،
راجِياً لِما لَدَيْكَ ثَوابِى ...
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست
و شنوای دعایم باش آنگاه که میخوانمت
و صدایم را بشنو هنگامی که صدایت میکنم
و به من توجّه کن هنگامیکه با تو مناجات مینمایم،
همانا بهسوی تو گریختم و در حال درماندگی و زاری در برابرت ایستادم،
به پاداشی که نزد توست امیدوارم...
🌱 بخشی از مناجات شعبانیه
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاسْمَعْ دُعائِى إِذا دَعَوْتُكَ، وَاسْمَعْ نِدائِ
✍🏻
باید بروم،
اما نمیدانم سفر را از کجا شروع میکنند؟
شاید از همین سکوت سنگین پیش از هر صدا!
من،
تمامم را ریختهام کفِ زمین،
در انتظارِ یک اشاره از تو.
تو آیا صدایِ غبارِ مرا از میانِ این همه هیاهو میشنوی؟
من گریختهام،
از هر جایی که تو نبودی،
و حالا بر آستانِ خاک، با هیچی که در پوچی سینهام موج میزند، ایستادهام.
تو آیا سیاهی سایهی مرا در تاریکی جهانم میبینی؟
چشم به پاداش ندوختهام که لایق آن نیستم، اما به میزانی امیدوارم که تو برایِ بخششهایت قرار دادهای؛
امید، تنها سرمایهی من است،
و درماندگی، بال پروازم...
تو آیا دستانِ بلندت را برای در آغوش کشیدنِ قدِ کوتاهم دراز میکنی؟
#فرار!
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
دیشب پیش عزیزم بودم، عزیزم میگفت: "دیگه تو سرازیری ام."
عزیزم یه شعر ترکی میخوند
که ترجمهاش میشه:
"برات لباس آبی میدوزم
و بهش قسم میخورم!"