eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
506 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
واژه‌های بیهوده‌، اما پوچ نه. کپی بدون ذکر منبع ممنوع! شناسِ بنده: @Zahra_vm ناشناسِ بنده: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
حجمِ احساساتی که تجربه می‌کنم، و میزانِ تلاطمی که افکارم داره، از کلمه‌هایی که بلدم بیشتره...!
این‌روزا خیلی به "روضه" فکر می‌کنم، و به "اهل روضه" انگار روضه آدم‌ها رو تربیت کرده، اهل روضه شجاعن، خوب می‌جنگن، یادگرفتن تا پای جون از عقیده‌شون دفاع کنن، نمی‌ترسن، بلدن داغ ببینن و سرِ پا بمونن، می‌تونن دووم بیارن، سختی رو زیبا ببینن و حماسه خلق کنن. روضه بلد‌ها، دارن روزایی رو زندگی می‌کنن که سال‌ها براش اشک ریختن...
هربار با این سوال مواجه میشم که "خب بالاخره چی ‌‌میشه؟" به اونایی فکر می‌کنم که تو عاشورا پای امام حسین عليه‌السلام ایستادن، به این‌که اونا فردای کربلا رو ندیده بودن! ظاهرا دستِ برتر رو نداشتن، همه‌چیز هم روی زمین این رو نشون می‌داد که برنده نیستن، اما اونا برای نتیجه نجنگیدن، برای عقیده جون دادن... واقعا برای امام حسین عليه‌السلام فرقی نداشت، اینکه با هفتاد و یک نفر بجنگن یا هفتاد و دو! اما برای اون یه نفر، خیلی فرق داشت که کدوم طرف باشه، و البته برای تک تک افرادِ جهان، منهای اون هفتاد و دو تا... پس شاید سوال اساسی امروز "چی میشه؟" یا "کی می‌بره؟" نباشه، اینه که "من کجام؟" و "چقدر دووم میارم؟" پ.ن البته مقایسه امروز با عاشورا، از جهاتی شاید درست نباشه، چون امروز واقعا و روی زمین، دست برترِ جبهه اسلام مشخصه.
✍🏻 ما هیچ‌وقت اهل شعار نبوده‌ایم، اما "عقیده‌"مان را محکم جار می‌زنیم! هربار رجز خواندیم که "زیر بار ذلت نمی‌رویم"، آن وقت که ادعا کردیم "مثل حسینیم و با مثل یزید بیعت نمی‌کنیم"، وقتی "استقلال و آزادگی" خواستیم و از "شوقِ شهادت" دم زدیم، پای حرف‌هایمان ایستادیم‌‌‌! و رهبرانِ ما پیشاپیشِ مردم، استخوان‌های سوخته و تکه‌های گمشدهٔ پیکرشان را به عنوانِ سندِ قطعیِ این ادعا، روی میزِ قضاوتِ تاریخ کوبیدند‌‌... ما هیچ‌وقت اهل شعار نبوده‌ایم؛ ما تاوانِ هر هجایی را که از حنجره‌مان بیرون پرید، با گران‌ترین داراییِ ممکن -یعنی جان- تمام و کمال پرداختیم‌... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 شما‌... ویترین‌ شعارهایتان پر بود از حریرِ "زن"، زرورق "زندگی" و وعدهٔ "آزادی" رهبرانتان اما دلالِ خون بودند! در حاشیهٔ امنِ عافیت لم دادند، با واژه‌ها تجارت کردند و از آستینِ اتوکشیدهٔ این کلمات، آتشِ جنگ و آشوب بیرون آورده و خاکستر ویرانی روی سر بقیه ریختند... •|🌌|• @bidelijat
آغوش آخر، سرد است، آن کس را که محکم گرفته‌ای، محکم تو را نگرفته است. تو او را می‌بوسی و او تو را نمی‌بوسد. تو می‌خواهی با او بمیری و بروی و او تنها رفته است، بی‌تو.. این یک‌طرفه‌ بودن همه‌جای دنیا سخت است، اینجا بیشتر! ✍🏻 سید مصطفی موسوی
✍🏻 به تو فکر می‌کنم... تو، شبیه شمایلِ این سرزمینی! شبیه ایران... همان‌قدر پهناور، همان‌قدر عزیز، و به همان اندازه، آغشته به شکوهی ناشناخته... ستاره‌های آسمانش در چشمانت برق می‌زنند، رودهای خروشانش، در رگ‌هایت جریان دارند، و رشته‌ کوه‌های بلندش، تنها چروکِ کوچکی‌‌اند روی یقهٔ پیراهنِ سفیدت. به تو فکر می‌کنم، و به خزر، که تمامِ موج‌هایش را در فنجانِ چای نیم‌خورده‌‌ات جا می‌دهد، و به هرمز، که بین ابروهای تو گره خورده! به تو فکر می‌کنم، و به مهرِ «لا اله الا الله» وسطِ پرچم، که امتدادِ خطِ خیالِ توست‌‌، آنجا که هر چیزی جز «او»، به نیستی میل می‌کند..‌‌. به تو فکر می‌کنم، و به تمامِ آنهایی که برای این حقیقت، برای نفی مطلقِ اغیار، برای «لا اله الا الله»، جان دادند، و در خاکِ جیب‌هایت دفن شدند...! به تو فکر می‌کنم، و به "برایِ عشقِ تو مردن" و خوابم نمی‌برد... •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 در توهمِ پیروزی می‌رقصید، اما شبیه بَرنده‌ها نیستید! •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 آقا... سینه‌ام از این هیاهویِ سنگین و داغ‌های پیاپی، کوره آتش است؛ اما می‌دانم این تاریکیِ وهم‌آ
✍🏻 در قاموسِ عارفان، چهل عددِ پختگی است؛ رازِ بلوغِ شراب در خمره و رمزِ شکافتنِ پیله برای پروانه‌شدن. و حالا، پس از یک چلهٔ داغدار، بغض‌های ما دیگر خام و بی‌قرار نیستند؛ پخته‌اند، صیقل‌خورده‌اند و به یقین بدل شده‌اند... ما چله‌نشینِ حماسه‌ایم، نه عزادارِ در بن‌بست! قسم به این چهل روز بی‌قراریِ پُرغرور... تا آن صبحِ روشنی که با حضرتِ خورشید بازگردی، چشم از افق برنمی‌داریم و قدمی از راهی که با خونت روشن کردی، عقب نمی‌کشیم. ما هنوز و همیشه، طرفِ درستِ تاریخ ایستاده‌ایم؛ طرفِ تو و طرفِ خدایِ بزرگِ تو... •|🌌|• @bidelijat
خدایا، پاهامون رو میخ کن به زمین، و مراقب ایمانمون باش، غرور و ترس رو ازمون بگیر، دلمون رو به خودت گرم کن، و دشمنانت رو به دست ما مجازات...