✍🏻
این ساز مرگ را،
شما کوک کردید،
آنها نواختند،
و ما؟
ما رقصیدیم...
#هیاهو
•|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 این ساز مرگ را، شما کوک کردید، آنها نواختند، و ما؟ ما رقصیدیم... #هیاهو •|🌌|• @bidelijat
.
من ۵ روز یا شاید هم کمی بیشتر به این جمله که نوشتم فکر کردم!
به اینکه چه جایگزینی میتوانستم بهجای [شما] بگذارم که معنایش بشود [خائنهای وطنفروش]!
و چه چیزی به جای [آنها] بنویسم که [دشمن] را نشان دهد؟
من واقعا خیلی فکر کردم، از دوستانم هم کمک خواستم، اما خب آخرش همین را فرستادم که آمده!...
من واقعا از همهٔ [شما] بیزارم و از اینکه مخاطبِ کلامم شدید، بدم میآید.
اما هیچ واژهای برازندهٔ وجودِ بیخودتان نیافتم جز همین [شما] که آینهٔ خودتان باشد مقابل خودتان...
.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 این ساز مرگ را، شما کوک کردید، آنها نواختند، و ما؟ ما رقصیدیم... #هیاهو •|🌌|• @bidelijat
و ما،
با نوای هر سازی،
رقص بلدیم...!
آدم با پراید "بزن که خوب میزنی" میذاره!
با تانک "نورِ خدااا، آینهٔ حق نمااا" پخش میکنه و میره بزنه که خوب میزنه.😌
حرف میجوشد،
کلمهها از ظرف سرم سر میروند!
برای نوشتن اما
چشمهایم زیادی خستهاند،
از گفتن بیشتر!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
راننده اتوبوسمان یک آقای عرب مشتیمآب است به نام «ابوحسین» —حاج آقا میگوید از وقتی پسردار شده اینط
.
من اگر مادر بودم، و اگر دختر داشتم،
هیچوقت نمیبردمش سوار جیپ بشه، تفنگ دست بگیره، رژه بره و...!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
. من اگر مادر بودم، و اگر دختر داشتم، هیچوقت نمیبردمش سوار جیپ بشه، تفنگ دست بگیره، رژه بره و...!
مثلا براش رنگ میخریدم، روی صورت بچههای کوچولو پرچم بکشه.
نخ و مهره و ... میخریدم، دستبند ایران درست کنه و هدیه بده.
قلم و کاغذ بهش میدادم تا شعار بنویسه و به بقیه بده.
و شاید کلی اتفاق دخترونه دیگه که میتونست رقم بزنه!
من اگر دختر داشتم، حتما برادرها و پدرش رو به خط میکردم پشتش و کنارش راه برن وقتی میخواد توی تجمع حاضر بشه!
من اگر دختر داشتم، خیلی مراقب حریر وجودش میبودم...
پ.ن این عکسایی که امروز دیدم، عصبیم کرده!
✍🏻
به تو فکر میکنم،
به تو، یعنی به همه چیز...!
از طوفانهای اسیدی زحل گرفته تا صدای کشیده شدن کفشِ همسایه روی موزاییکها؛
تو لابهلای تمام هستی خزیدهای...
به زاویهی میز فکر میکنم، تویی.
به انقراضِ تدریجیِ نهنگها فکر میکنم، باز هم تویی؛
و به "من" فکر میکنم که نیست! تویی...
و از این حقارتِ باشکوه، به جنون میرسم؛
پلکهایم میخکوب این رویای شیریناند،
و خوابم نمیبرد...
#خیال
•|🌌|• @bidelijat