eitaa logo
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
501 دنبال‌کننده
223 عکس
13 ویدیو
0 فایل
کپی بدون ذکر منبع ممنوع واژه‌هایی دارم! که دنبالم می‌آیند مثل سایه برخی را توی جیبم می‌گذارم که پنهان کنم، ولی می‌ریزند حرف می‌شوند این‌ها سرریز واژه‌های بیهودهٔ من‌اند! بیهوده اما پوچ نه من: @Zahra_vm ناشناس: https://eitaayar.ir/anonymous/uM79.G12Ngz
مشاهده در ایتا
دانلود
✍🏻 خدایا، تو این دنیا را زیادی سخت‌جان خلق کرده‌ای! وگرنه همان شبی که زهرا سلام‌الله‌علیها، دخترِ رسولِ تو، عزیزِ علی عليه‌السّلام را پیش چشمش می‌زدند تمام می‌شد‌‌، وگرنه هرگز بعد از آن محرابِ خونی دوام نمی‌یافت؛ وگرنه تمامش تویِ گودال کربلا فرو می‌ریخت، جگرِ سیاهش با همان سمّی که بر پسرانِ علی عليه‌السّلام خوراندند هزار پاره می‌شد، گوشش از شنیدن گریه‌های اهل بیتِ علی عليه‌السّلام کر می‌شد و چشمش هم با دیدن دستانِ بسته‌شان، کور! وگرنه در غربتِ طوس دق می‌کرد، تار و پودش از غصهٔ مظلومیت شیعه می‌شکافت و هیچ‌ نمی‌توانست که این‌همه سال فراق را طاقت بیاورد... خدایا، تو این دنیا را زیادی سخت‌جان خلق کرده‌ای، وگرنه این زنجیرهٔ بی‌انتها از رنج، هرگز به ما نمی‌رسید! حالا که این بارِ سنگین بر دوشِ ماست، قدم‌های لرزانمان را به گام‌های استوار بدل کن و این امانتِ خونین را با دستِ ما، زود و به سلامت به صاحبش برسان... •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
روزشمار خداحافظی | ۱۱
شب‌نشینیِ عجیبی بود! من می‌سوختم، اون می‌کشید، من خودکارم تموم شد، اون گاز فندکش!
بچه‌محلای ما سوءتفاهم نامه‌ی مذکور رو آتیش زدند، دمشون گرم.
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
پس شد: [سو]تفاهم نامه‌ بین روسای جمهور ایران(به جز منطقه‌ی ۱۸ تهرانِشون) و آمریکا؛
✍🏻 به تو فکر می‌کنم، به تو که دلم برایت خیلی تنگ شده... و خوابم نمی‌برد؛ •|🌌|• @bidelijat
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
روزشمار خداحافظی | ۱۱
| سُرخْ رَقْصیٖ و سیاٰهْ مَسْتیٖ | تمام‌شد. ۲۲تیر۱۴۰۵
✍🏻 این لقمه‌ بزرگتر از دهن‌‌تونه، و بالاخره خفه‌‌تون می‌کنه، چه گوشتِ تنِ‌‌‌ ما کَنده بشه، چه دندونِ طَمَعِ‌‌‌ شما بشکنه؛ •|🌌|• @bidelijat
✍🏻 - فکر میکنی تهش جنگ چی میشه؟ + تَهِ تَهِش رو خدا گفته، پیروزیِ جبههٔ حقه! ولی خب گمونم که رسیدن به تهش خیلی آسون نیست...
✍🏻 - ۱۳ تیر: دیدمت. تو زائر سرا و روم نشد بیام سلام کنم بهت... همین بس که خیلی دلم برات تنگ شده بود... - امروز: اون روز توی زائرشهر خجالت کشیدم بیام بغلت کنم... ولی الان پشیمونم. خیلی دلم برات تنگ شده خی‌لی خی‌لی زیاد... می‌دونستی درست یک سال بعد از رفتنت... چهل تا از بچه های تهران رو برد بیت؟ خیلی اون لحظات جات خالی بود... + دربارهٔ قسمت دل‌تنگی: چی بگم والا! من که نمی‌شناسمت، ولی شما منو می‌شناسی، چهارتا هم "خیلی" گفتی به علاوهٔ یدونه "زیاد" تا شدت دلتنگی رو نشون بدی اما نزدیک هم نشدی، خب داری اعتبارِ واژه‌هارو حیف می‌کنی! + دربارهٔ قسمت دیدار: یه جایی از قول یه شهید که اسمشو یادم رفته خوندم که گفته بود: ما امام رو واسه اطاعت می‌خوایم، نه تماشا! لذا اولا دوستان به جای ما(!) و دوما بهتر که به واسطهٔ اونا که رو حرف ولیّ خدا حرف میزنن دیدار ولیّ خدا نرفتم!