✍🏻
#پیام_ناشناس
- فکر میکنی تهش جنگ چی میشه؟
+ تَهِ تَهِش رو خدا گفته، پیروزیِ جبههٔ حقه!
ولی خب گمونم که رسیدن به تهش خیلی آسون نیست...
✍🏻
#پیام_ناشناس
- ۱۳ تیر: دیدمت.
تو زائر سرا
و روم نشد بیام سلام کنم بهت...
همین بس که خیلی دلم برات تنگ شده بود...
- امروز: اون روز توی زائرشهر خجالت کشیدم بیام بغلت کنم...
ولی الان پشیمونم. خیلی دلم برات تنگ شده
خیلی خیلی زیاد...
میدونستی درست یک سال بعد از رفتنت... چهل تا از بچه های تهران رو برد بیت؟
خیلی اون لحظات جات خالی بود...
+ دربارهٔ قسمت دلتنگی: چی بگم والا! من که نمیشناسمت، ولی شما منو میشناسی، چهارتا هم "خیلی" گفتی به علاوهٔ یدونه "زیاد" تا شدت دلتنگی رو نشون بدی اما نزدیک هم نشدی، خب داری اعتبارِ واژههارو حیف میکنی!
+ دربارهٔ قسمت دیدار: یه جایی از قول یه شهید که اسمشو یادم رفته خوندم که گفته بود: ما امام رو واسه اطاعت میخوایم، نه تماشا!
لذا اولا دوستان به جای ما(!) و دوما بهتر که به واسطهٔ اونا که رو حرف ولیّ خدا حرف میزنن دیدار ولیّ خدا نرفتم!
بیدِلیجات | زهرا ولیمحمدی
✍🏻 #پیام_ناشناس - ... یکی دو دفعه تو ... دیده بودم شما رو ... دلم تنگ شده براتون :) .... + یک روز
✍🏻
#پیام_ناشناس
- سلام دل تنگتم
+ خوبه که رفاقتِ ما نمرده، کوچ کرده! از قشلاقِ پیشِ چشم به کنج ییلاقیِ دل(:
•|🌌|• @bidelijat
به خورشیدِ حسین(عليهالسّلام) فکر میکنم،
و به خیلِ آفتابگردانهای اطرافش که سر سپردهاند به سیلِ نور...