از خطاب قرار دادنش ترس دارم، انگار که لایقش نباشم، انگار که اگر صدایش کنم، تکه تکه میشوم، اما او میشنود و من این را میدانم، پس از شر ارواحم به سمت او فرار میکنم، به سمت زمزمهٔ زیر لبهایم.
آن شب را از یاد نمیبرم، شب خوبی نبود، هوا خشک و آسمان خشمگین بود، او خشمگین بود. رعد میزد و شهر روشن میشد و قطرهای نمیآمد و من مانده بودم و دستان جوهری و صفحات دفترم. مینوشتم، من هم خشمگین بودم و خشمم را بر سر او مینوشتم، کاش آنقدر لایق بودم که به جایش در عبادتهایم طلب بخشش کنم، اما من همیشه ناسپاسم. از آسمان پرسیدم، از او پرسیدم که چرا رحمتش شامل حال ما نمیشود؟ چرا باران نمیآید؟ چرا ابرها خاکستریاند اما زمین تشنه است؟ چندی گذشت و من چشمانم را بستم و سرم را روی واژههایم گذاشتم که ناگهان چنان رعدی زد که پنجره لرزید و من لرزیدم و او بود که با تمام خشمش آسمانش را لززاند و سپس چشمهای من لرزیدند.
حالا مدتیاست که هرشب آسمان میلرزد و من صداها را در آغوش میگیرم. شایدهم این آسمان است که مرا در آغوش میگیرد و شفاعت ناسپاسیهایم را میکند و من همچنان،ناسپاسم و میترسم.
#خزعبلات (اینبار دیگر نه)
انجمن بیکاران کتابخون
انسان با شوق و رغبتی که خیر و منفعت خود را میجوید(چه بسا به نادانی) با همان شوق و رغبت شر و زیان خو
آنها هیچ گاه توانایى فرار از کیفر خدا را در زمین نداشتند. و جز خدا، پشتیبانهایى نمىیافتند. عذاب خدا براى آنها مضاعف خواهد بود (چرا که هم خودشان گمراه بودند، و هم دیگران را گمراه ساختند) آنها هرگز توانایى شنیدن (حق را) نداشتند. و (حقیقت را) نمىدیدند. هود [20]
ما به آنها ستم نکردیم، بلکه آنها خودشان بر خویشتن ستم روا داشتند، و هنگامى که فرمان (مجازات) پروردگارت فرا رسید، معبودهایى را که غیر از خدا مىخواندند، آنها را نجات نبخشیدند، و جز بر هلاکت آنان نیفزودند. هود [101]
انجمن بیکاران کتابخون
از خطاب قرار دادنش ترس دارم، انگار که لایقش نباشم، انگار که اگر صدایش کنم، تکه تکه میشوم، اما او می
او کسى است که برق (و صاعقه) را به شما نشان مىدهد، که هم مایه بیم است و هم مایه امید. و ابرهاى سنگین بار ایجاد مىکند. و رعد، تسبیح و حمد او مىگوید; و (همچنین) فرشتگان از خوف او! و (اوست که) صاعقهها را مىفرستد; و هر کس را بخواهد گرفتار آن مىسازد، با این حال آنها (همچنان) درباره خدا به مجادله مشغولند; با اینکه قدرت او بى انتهاست! رعد [12 و 13]
لندن، خیابون بیکر، 221، سر قطع شده توی یخچال، فنجون چای با سرنگ، صدای محلول، شیمی، دانشنامه، خونهی بهم ریخته، خیابون بارونی، کوکائین هفت درصد، لباس خواب بلند، وبلاگ جان، خانم هادسون، دیوار سوراخ شده، سوسکهاش خشک شده روی شومینه، ویولن، شرلوک، لعنت بهت شرلوک.