همهی اینها فرض یک آیندهی دور است که آن را دورتر از آن میبینم که از راه برسد. اما اگر آدم بهخصوصی شدم، اگر کاری کردم، اگر شهری را، ملتی را، هویتی را، فرهنگی را یا کسی را نجات دادم، اگر چیزی اختراع کردم که به درد بشر خورد، اگر کتابی نوشتم که شخصی را تکان داد، اگر خاطرهای شدم که در قلبها ماند، اگر طبیعت را نجات دادم یا سرخی تاریخ را کمرنگتر کردم، اگر وکیلی شدم و قاتلی را به جهنم انداختم، اگر دکتری شدم و پدری را نجات دادم، اگر آتشنشانی شدم و خانهای را خاموش کردم، اگر معلمی شدم و نابغهای تربیت کردم، اگر مُردم و کاری کردم، نامم را ننویسید، بگذارید خودم بمیرم و کارهایم زنده بمانند، بگذارید نامم بمیرد و نوشتههایم بمانند، بگذارید نامم فراموش بشود و خاطراتم بمانند.
اما اگر هر گُه و کثافتی شدم، مرا بنویسید، تماماً بنویسید تا فحشم بدهند بلکه بخشی از گناهانم همراه با ناسزاهای آیندگان بخشیده شوند.
#خزعبلات
آیا شما سریالی که religion و poison نقشهای اصلی آن هستند را دیدهاید؟
Lilith you siren
How could you do this to me?
Lilith I'm dying
Why won't you set me free?