eitaa logo
انجمن بیکاران کتابخون
1.6هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
109 ویدیو
1 فایل
یک بیکار که تلاش می‌کند بخواند و بنویسد پس وقت گرفته شده گردن گرفته نمی‌شود. بازنشر بدید. https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1iq8129&btn=آگاتا انباری https://eitaa.com/ch_bikar_book
مشاهده در ایتا
دانلود
انجمن بیکاران کتابخون
نیمه‌شب گوشش بدید، یه وقتی گوشش بدید که رو به روی سجاده نشستید و سردرگمید، یه وقتی گوشش بدید که چراغا خاموشه و با یه سوسوی نور کوچک دارید زیارت عاشورا می‌خونید. نمی‌دونم، یه وقتی گوشش بدید که بتونید، سنگینه، خیلی سنگینه و من این رو دیر فهمیدم.
Perhaps I’m so passionate about history because I’ve always lived in the past.
انجمن بیکاران کتابخون
In the End.
من عاشق این کلبهٔ متروکه‌ام.
انجمن بیکاران کتابخون
در حال سازمان‌دهی نیروها دستور داد کل شهر رو با توپ‌ها به آتش بکشن. سپس سربازان اسپانیایی با تفنگ و
واسکونونی بالبوآ یک اسپانیایی دیگر بود که وسوسۀ طلا خیلی اذیتش می‌کرد. سر همین، با قبایل سرخپوست زد و خورد داشت تا اینکه رئیس یکی از قبایل دخترش رو به بالبوآ همراه با یک برده و یک تکه طلا به یارانش پیشنهاد می‌ده. این دو باهم ازدواج می‌کنن اما زیاده‌خواهی یارانش باعث می‌شه باهم جدال کنن تا اینکه می‌فهمن در سرزمین‌هایی که در آن سوی کشوری که امروز بهش می‌گیم پاناما، ناوگان ناوگان طلا وجود داره. اون‌ها سختی‌های زیادی رو متحمل می‌شن تا به اونجا برسن. اما در نهایت موفق می‌شن و و به سرزمین اینکاها(تمدنی باستانی متعلق به سرخپوست‌ها که در آمریکای جنوبی امروزه واقع بود) می‌رسن. بالبوآ از کوه بالا رفت و درواقع اقیانوس آرام رو دید. سپس با یک پرچم در دستش اونجارو به نام پادشاه اسپانیا زد. تصمیم گرفت برای تحویل دادن گزارش کشفیاتش به دربار اسپانیا بره، اما دشمنانش پشت سرش بدگویی کرده بودن و بالبوآ هم مثل فاتحان قبلی دیگه، مرد. به جرم خیانت، اعدام شد.
انجمن بیکاران کتابخون
واسکونونی بالبوآ یک اسپانیایی دیگر بود که وسوسۀ طلا خیلی اذیتش می‌کرد. سر همین، با قبایل سرخپوست زد
فرانسیسکو پیثارو از افراد بالبوآ بود که قرار شد اکتشافات اون رو در سال 1526 ادامه بده و کشور پرو رو فتح کنه. این کشور درواقع وارث تمدن کهن اینکا بود. یک نظامی به اسم دیگه‌گو آلمایرو و کشیشی به اسم دولوک هم پیثارو رو همراهی می‌کردن. اسپانیایی‌ها از شمال غربی آمریکایی لاتین (پانامای امروز) به سمت تمدن اینکاها به راه افتادن و پس از مدتی رفتن، در ساحل بندی به نام تومبز لنگر انداختن. طبق معمول، چیزی که چشم اسپانیایی‌هارو گرفت معبدهایی بودن که از طلا ساخته شده بودن. پثیارو قسم خورد که برگرده و اینجارو فتح کنه. پیثارو با 180 سرباز، چند اسب و چند عراده (ابزارهای جنگ شبیه به منجیق) توپ به سرزمین اینکا یا پرو در همون ساحل تومبز بازگشت و اونجا خبر از جنگ داخلی و تضعیف شدن امپراتوری اینکا رو شنید. دو برادر به نام آتاهوالپا و هواسکار که بعد از مرگ پدر امپراتوری رو بین خودشون تقسیم کرده بودن به جان هم افتاده بودن. هواسکار در این جنگ شسکت خورده و اسیر شده بود.
انجمن بیکاران کتابخون
فرانسیسکو پیثارو از افراد بالبوآ بود که قرار شد اکتشافات اون رو در سال 1526 ادامه بده و کشور پرو رو
آتاهوالپا در شهر کاخامارکا اقامت داشت. پیثارو و یارانش راهی این شهر شدند و با آتاهوالپا ملاقات کردند. کشیش سعی کرد براشون توضیح بده که چرا به پرو اومدن اما تنها چیزی که آتاهوالپا دستگیرش شد این بود که اون‌ها ازش می‌خوان که تسلیم یه پادشاه بیگانه بشه پس ازشون پرسید به چه حقی چنین درخواستی می‌کنن. کشیش کتاب مقدس رو به آتاهوالپا می‌ده و میگه:«به این حق.» پیثارو کتاب رو می‌گیره و بعد از چند صفحه ورق زدن، اون رو با بی‌تفاوتی پرت می‌کنه. این حرکتش پیثارو رو خشمگین می‌کنه و شمشیرش از غلاف بیرون میاد. شالگردن سفیدش رو به علامت حمله تکون می‌ده و توسط اسپانیایی‌ها یک گلوله توپ شلیک می‌شه و اینگونه قتل عام عظیمی آغاز می‌شه و اسپانیایی‌ها، آتاهوالپارو اسیر کرده و به زندان می‌اندازن.