🔰بُهت دستها..
🔹دیروز، تنها یک دست تو بالا میرفت تا پناه هزاران دست باشد...
🔹امروز اما، هزاران دست ملتمس در هوا مات ماندهاند؛ تا شاید همان یک دست را از آغوش این تابوت پس بگیرند...
🔹دوباره مصلی، دوباره موج دستها...
🔹اما از قاب بالا تا قاب پایین، مگر چند روز گذشته که اینطور پیر شده ایم؟!
🔹چطور به این زودی از تماشای لبخندت، به تماشای تابوتت سقوط کردیم؟
🔹به این لالههای سر به زیر نگاه کن؛ انگار آنها هم با گلبرگهای کبودشان، راوی خون دلهای توأند...
و آن پروانههای سپید روی دیوار، تزئین نیستند... آه مجسم ملتیاند که شمع خانهشان را گم کرده و سرگردان، گرد تابوتی خاموش پرپر میزنند...
🔹آقاجان... یک عمر، تو ایستادی تا ما بنشینیم...
🔹تو طوفان را در آغوش گرفتی تا ما آرام بگیریم...
🔹حالا که رفتهای، تازه میفهمیم چطور با آن همه تلاطم، لبخند میزدی تا ما نترسیم...
🔹گریههای امروز مصلی، فقط داغ یتیمی نیست؛ سوز این حسرت است که کاش ثانیههای بودنت را، بیشتر نفس میکشیدیم..
🔹انگار از آن بالا، روح آسمانیات دارد این دستهای ماتزده را تماشا میکند. شاید با همان لبخند مهربان همیشگیات، پدرانه زمزمه میکنی:«بیتابی نکنید.من که تنهایتان نگذاشتم؛ فقط این تنِ خسته را جا گذاشتم تا از آسمان، دعایتان کنم.»
🔹اما آقاجان!
🔹مگر این دلهای بیپناه، با این دلداریها آرام میگیرند؟
اینجا هیچکس قصد خداحافظی ندارد.
🔹همه با گلویی بریده، رو به این تابوت بسته، محالترین معجزه را التماس میکنند:
گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ
بازآ که توبه کردیم از گفته و شنیده...
✍️ #ح_عرفانیان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
🔰 نگذاریم حسرت «کاش رفته بودم» بغض ابدی دلمان شود...
🔹این روزها در خانهها زمزمههایی میپیچد: «خانواده را به مراسم تشییع نبرید؛ گرما بچهها را آزار میدهد. جمعیت هم که هست، ما نرویم اتفاقی نمیافتد...»
🔹اما باید نفس را در سینه حبس کرد؛ چطور داغ ملتی را که پدری تمامقد سپر بلایش شد، به همین سادگی پای راحتی امروزمان جا میگذاریم؟
مگر آقا خانوادهاش را در ساحل امن گذاشت و تنها به دل میدان زد؟
مگر در میانه آتش و خون گفت: «دیگران که هستند، چه نیازی به من؟»
او برای آرامش خانههای ما، از عزیزترین پارههای تنش، حتی طفل هجدهماههاش گذشت تا فرزندانمان در امان بمانند...
حالا رواست که ما برای چند ساعت بدرقه پیکرش، آفتاب سوزان و ازدحام را سپر نیامدنمان کنیم؟
🔹فقط ده سال جلوتر بروید؛ روزی که تقویم دوباره به این تاریخ کبود میرسد. فرزندتان که دیگر قد کشیده، مبهوت عکسهای فردا میشود و میپرسد: «پدر... مادر... ما آن روز کجا بودیم؟ ما هم برای خداحافظی رفتیم؟»
چقدر استخوانسوز است اگر مجبور شویم سرمان را پایین بیندازیم و بگوییم: «در خانه ماندیم... ترسیدیم تیغ آفتاب و فشار جمعیت اذیتتان کند.»
این شرمساری تا ابد با ما میماند...
چگونه در تاریخ بنویسند مدعیان وفاداری، روز وداع با رهبری که هستیاش را داد، پشت پنجرهها ماندند و خیابانها را خالی گذاشتند؟
🔹 نه... جواب آن خونهای پاک، خلوت گذاشتن مراسم نیست. ما ملتی نیستیم که پدر شهیدمان را روز وداع تنها بگذاریم.
فردا باید دست کودکانمان را محکم بگیریم؛ بگذاریم در این هُرم عطش و شلوغی، نفس گرم یک ملت قدرشناس به جانفدا بخورد...
بگذاریم از روی شانههایمان، تابوت مردی را ببینند که با عزیزانش به مسلخ عشق رفت تا خانوادههای ما جان بگیرند...
این خستگی و فشرده شدن در دل جمعیت، زندهترین درس عاشورایی است که بر روح نسل فردا حک میکنیم...
🔚 فردا دست در دست عزیزانمان میآییم...خیابانها تشنه قدمهای ماست...
فردا برای پدری که تمام هستیاش را پای ما ریخت، قیامت به پا میکنیم...
میآییم تا رو به آسمان بایستیم و زمزمه کنیم:
به هقهق جمعمان جمع است، از بالا تماشا کن
کنار پلک ما مکثی کن و دریا تماشا کن..
✍️ #ح_عرفانیان
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فعلا داغیم! و حواسمان نیست!😔
در هیجانات تشییع غرقیم و حالمان خوب است. و نمیدانیم چه بلایی بر سرمان آمده است!😔
فردا که مهمانان رفتند، سایه یتیمی بر تهران سایه خواهد انداخت!😔
مهمانان عزیز امام شهید!❤️
ما را با تهرانِ بی سیدعلی خامنهای تنها نگذارید!😔
#روزهای_بی_سیدعلی 💚
#حکیم_شهید 🌷
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا گریه میکنی؟!
آخه آقا را ندیدم!😔
پیکرش را هم ندیدم ...😔
#روزهای_بی_سیدعلی 💚
#حکیم_شهید 🌷
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 این الطالب بدم المقتول بکربلا
#خونخواهیم❤️✋
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
@bimemoj