eitaa logo
آنتی بیـوتروریـسم
1.3هزار دنبال‌کننده
17.4هزار عکس
13.2هزار ویدیو
161 فایل
بیوتروریسم جنگ زیستی،میکروبی هدفمند ازعوامل بیولوژیک،از باکتری‌ها.. کشتن یا ناتوان کردن انسان‌ها،جانوران گیاهان است در جنگ‌افزار زیستی استفاده میشود دستکاری ژنتیکی،میزان کشندگی یا ناتوان‌سازی ودرمان را سخت تر غیرممکن میکند https://eitaa.com/bioteroris
مشاهده در ایتا
دانلود
| بسم الله الکافی، بسم الله الشافی با توجه به پیگیری های مکرر مردم عزیز نسبت به وضعیت عمومی حضرت آیت الله جاودان (حفظه الله) به اطلاع می رساند با توجه به نامساعد شدن اوضاع جسمانی درحال حاضر "معظم له" در بخش مراقب های ویژه بیمارستان بستری می باشند، لذا از همه مومنین و مومنات تقاضامندیم، جهت شفای عاجل و کامل همه بیماران علی الخصوص حضرت استاد حمد شفا باتوجه، صدقه و توسل مرحمت بفرمایند. 🔥شیاطین جن انس در زمین👇 https://eitaa.com/shaitinjen
هدایت شده از ن
🚨اعلام خطر کودتای مدیران میانیِ کشور تحت مدیریت و حمایت هلدینگ های فولادی و پتروشیمی در پوشش آیه ی یأس خوانی و ناتوان نشان دادن حاکمیت ⏪بشدت به این بی تدبیری های اخیر مشکوکم وقتی وسط جنگ تمام عیار و شرایط بشدت پیچیده و حساس، ذهن مردم را درگیر نیاز های اولیه میکنند و یأس پراکنی میکنند. ▪️این بی تدبیری های سریالی مدیران میانی کشور در مسائلی مثل ناترازی انرژی و غیره بشدت مشکوک و هدف دار است صحنه گردان این دولت صادق و آیه ی یأس خوان هلدینگ های بزرگ اقتصادی هستند که دولت ضعیف و غیر مقتدر بهترین وضعیت زیستی را برای شان فراهم میکند. دولتی که نتواند این اَبَر هلدینگ ها را پاسخگو کند. هلدینگ هایی که در همه ی بحران های اقتصادی کشور بزرگترین درآمد ها را داشتند و کمترین خدمات را ارائه داده اند. ▪️چه نیازی است شهید رئیسی را اسرائیل یا آذربایجان ساقط کرده باشد وقتی بزرگترین دشمنش همین هلدینگ های فولادی و پتروشیمی و ... بودند که بارها از طرف رئیسی در داستان بازگرداندن دلار ها به کشور و ... تهدید و تحت فشار قرار گرفته بودند. ▪️ بزرگترین دشمن دولت مقتدر همین ابرهلدینگ ها هستند که متاسفانه هم پولش را دارند و هم قدرت و نفوذش را که شرایط کشور را نابسامان کنند و این شرایط را در کشور حفظ کنند تا در این نابسامانی بدون نظارت و مزاحمت دولت خون مردم را بمکند . متاسفانه دستگاه های امنیتی هم ناتوان تر از این هستند که بتوانند با این اختاپوس ها در بیفتند. ✍محمدرضا مرادی ۲۵ آذر ۱۴۰۳ 🔴 👇 @bidariymelat
♨️ روحیه رهبر انقلاب در روز تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله ❗️روز یکشنبه حمید داودآبادی از نویسندگان دفاع مقدسی دیداری با رهبر انقلاب داشته‌ که آن را روایت کرده است: 🔻داغون بودم،‌ خسته و کلافه ... ششم مهر ۱۴۰۳ که خبر شهادت سیدحسن نصرالله را شنیدم، همه احوال داغونم، صد برابر شد. هیچ‌وقت حتی در خواب هم باور نمی‌کردم خبر شهادت سید را بشنوم. ۵ ماه بُغض، داغ، سوز و ... زبانم بند آمده بود. فقط به تصاویر سیدخندان و خوش‌سیما می نگریستم و با خود می‌گفتم: خدا کند دروغ باشد و همه خبرها و شایعه‌هایی که می‌گویند سید زنده است، راست باشد! ولی دنیا به کام من ‌نچرخید. قرار شد سید را ۵ اسفند ماه تشییع کنند. یعنی دیگر همه امید زنده بودن سید، تمام شد. چند روز پیش گفتند: روز یک‌شنبه ۵ اسفند، تو و مسعود ده‌نمکی، بیایید برای نماز خدمت حضرت آقا. خدا را شکر. خیلی خوشحال شدم. می‌توانستم بغضم را با کسی تقسیم کنم. هرشب، در خواب و رویای خودخواسته، خویش را در آغوش آقا می‌دیدم‌ که می‌گریم و بغض چندماهه می‌گشایم! صبح یک‌شنبه، باران عالم و آدم را طراوت و زیبایی بخشده بود که مسعود که آمد دنبالم، نیم ساعت قبل از اذان ظهر وارد اتاقی شدیم که قرار بود آقا بیاید. (درست ۲۶ سال پیش، در همین اتاق، غروب بعد عیدفطر، در جمعی شش-هفت نفره، نماز مغرب‌وعشا را به امامت آقا خواندیم و نشستیم ساعتی به گفت‌وگو با آقا و لذت دنیا و آخرت بردن!) جمعی شاید حدود صدنفر که خانواده‌هایی هم بودند، صفوف نماز را تشکیل دادند که چندین بچه کوچک، شاد و بی‌توجه به همه،‌ میان صفوف می‌دوبدند و محافظین برایشان بیسکوئیت و سرگرمی می‌آوردند. اذان که دادند، آقا تشریف آوردند و نماز به امامت ایسان اقامه شد.‌ همه‌ش با خودم می‌گفتم: - حتما الان امروز که تشییع سیدعزیز است، آقا مثل من، بدجوری حالش گرفته است، خسته است و عزادار. نماز که به پایان رسید، برخلاف تصور من، آقا صحبت نکرد و آمد به حال‌واحوال با حاضرین. به ما که رسید، با تبسمی زیبا با مسعود صحبت کرد که مسعود درباره کتاب‌های اخیرش که منتظر انتشار هستند، صحبت کرد که آقا فرمودند نمونه‌هایی را که فرستادی، دیدم. آقا، نگاهی محبت‌آمیز به من انداخت ‌و با لبخندی زیبا فرمود: - باز که چاق شدی ... و زدیم زیر خنده. مانده‌ام با این شکم ورقُلُمبیده چی‌کار کنم. کاشکی می‌شد قبل از دیدار، پیچ‌هایش را باز کنم و گوشه‌ای پنهان کنم‌ که هربار مورد لطف آقا قرار نگیرد و شرمنده‌ نشوم! رو در رو که شدم با آقا،‌ چشم درچشم، نگاه انداختیم و خندیدیم. وقتی فرمودند: - شما چطورید؟ چیکار می‌کنید؟ همان اول، کتاب "راز احمد" آخرین سفر بی‌بازگشت حاج احمد متوسلیان، چاپ نشر یازهرا (س) را به آقا هدیه دادم، توضیح کوتاهی دادم و خواستم تورق کنند. سر دلم باز شد. بغضم داشت می‌ترکید. شروع کردم به نالیدن: - آقا، خسته‌ام، حالم خوب نیست، دارم کم‌ میارم ... آقا چشمانش را در نگاهم دوخت و با تعحب گفت: - چیزی نشده که، شما دیگه چرا کم میارید، خبری نیست، الحمدلله همه چیز خوب است ... نالیدم: آقا، سید رفت، بغض دارم، دعا کنید خدا این‌ آرامش قلب شما را به من هم بدهد ... - همه چیز خوبه و همه ‌کارها به روال خودش دارد پیش می‌رود. امیدت به خدا باشد ... می‌خندید و می‌خندیدم. وقتی از امید گفت، قربانش رفتم ‌و ناخواسته می‌گفتم: ای جانم ... جانم ... خدا همین امید و اطمینان قلبی شما را‌ به من هم عطا کند ... واقعا از آرامش و اطمینان قلبی ایشان، همه ناامیدی و خستگی‌ام به یکباره فرو ریخت و بر فنا رفت و همه آن اطمینان قلب که همواره از خدا طلب می‌کردم،‌ همچون‌خورشیدی بر قلبم تابیدن گرفت و آرامم کرد. دقیقا دنبال همین بودم که امروز با یاد سیدعزیز که بر دوش آزادگان جهان بدرقه شد تا آغوش خدا، بر دستان حضرت آقا بوسه زدم و خدا را شکر کردم‌ که این ‌نعمت الهی بر سرمان‌ می‌تابد. حمید داودآبادی/ یکشنبه ۵ اسفند ۱۴۰۳ 🌐 رسانه حوزه انقلابی (رحا مدیا) 🔥شیاطین جن انس در زمین👇 https://eitaa.com/shaitinjen