اقایی سرخ کرد😍نزاشستم دستاشو بشوره گفتم حیفه بشوری با همین دستا واسم خردشون کن حتی اگه تازه از دستشویی اومدی🥰😘😍قربونش برم غذا هزار برابر خوشمزه تر میشه باهاش😋🤤🤤🤤
تخت من و اقایی🥰با اینکه یکم کهنه شده ولی دلم نمیاد عوضش کنم چون خاطرات خیلی خوبی باهاش داریم🙈😍البته از این تخت ارزونا نبود خیلی گرون و لوکسری بود دست سازه😏🥰🧿
سلام ابجیا🥰
تا الان خواب بودم اقا اسی بهم زنگ زد بیدار شدم😇😍بهم گفت غذا درست نکنم ناهار بریم رستوران فوق لاکچری😍😍دردش بخوره تو سر هر چی مرد خسیس و غیر لاکچریه😏🧿🧿
سطل اشغالو تمیز کردم مثل گل شد😍 اشغالو رو هم همیشه خودم میزارن بیرون چون اقایی زحمت کشم خسته میشه🥰😘وقتی داشتم پرتشون میدادم خیلی ناراحت شدم چون با همه شون با اقایی خاطره ساختیم😔🥰ولی دیگه گذاشتم بیرون چون نیازه با خاطره های جدید پر بشه😍🙊
اقایی رفت حموم🙈حوله شو انداخته رو زمین🥰😍قربونش برم مرد بودن ازش میباره😘 عاشق اینم حوله اقایی رو بو کنم بوی مردونگی و لارجی میده😍😘وقتی اسی جانم حموم میکنه همش منتظرم حوله رو بپوشه تا من فقط بوش کنم🤤🤤😍