eitaa logo
آقا‌‌‌اسی‌وفاطی
1.3هزار دنبال‌کننده
410 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اینجا روزمرگی منو اقاییم❤️☺️ درد و بلای منو همسرم بخوره تو سر آدمایی که به ما حسودیشون میشه اهاییییییییی حسودا بشین و بسوز....😍😄 تیلیغاتمون🥰 @Moon1340iI https://eitaa.com/lotosssssss https://abzarek.ir/service-p/msg/4069168
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب شام نان و کمی پنیر و گوجه خوردیم ولی من چون به فکر اقاییم هستم فقط نصف گوجه رو برای شام اوردم☺️💋💋 تا اقاییم تو خرج اضافی نیافته😅😇😇😇
سلام ابجیا🥰 تا الان خواب بودم اقا اسی بهم زنگ زد بیدار شدم😇😍بهم گفت غذا درست نکنم ناهار بریم رستوران فوق لاکچری😍😍دردش بخوره تو سر هر چی مرد خسیس و غیر لاکچریه😏🧿🧿
چون کباب خیلی دوس دارم آقایی خواست از رستوران فوق لاکچری کباب برام بخره ولی چون خیلی گرون بود گفتم نمیخاد مرد مننننن🫀💋 بوی کبابم کافیه😌 آقاییمم چون خیلی عاشقمه گفت پس بزار برات سوپ بگیرم حداقل تغویت شی😍😘🥰 برام سوپه خشمزه رستورانی خرید خیلی لاکچری بوددد😏🧿🧿🧿
سطل اشغالو تمیز کردم مثل گل شد😍 اشغالو رو هم همیشه خودم میزارن بیرون چون اقایی زحمت کشم خسته میشه🥰😘وقتی داشتم پرتشون میدادم خیلی ناراحت شدم چون با همه شون با اقایی خاطره ساختیم😔🥰ولی دیگه گذاشتم بیرون چون نیازه با خاطره های جدید پر بشه😍🙊
اقایی رفت حموم🙈حوله شو انداخته رو زمین🥰😍قربونش برم مرد بودن ازش میباره😘 عاشق اینم حوله اقایی رو بو کنم بوی مردونگی و لارجی میده😍😘وقتی اسی جانم حموم میکنه همش منتظرم حوله رو بپوشه تا من فقط بوش کنم🤤🤤😍
دلم میخواد دوباره بخوابم از بس که پتو های المانیم لوکسری ان وقتی خریدیمشون خیلی گرون بود😏🥰ولی باید پاشم برای آقایی صبونه درست کنم جون بگیره بره سرکار مرد زحمت کشم💋😍😘🧿
اقایی رو با صبونه گرون و لاکچری بیدار کردم😍همش می‌گفت فاطی خانم چه کردی🥰😋من غذاهای خوشمزه و لوکسریم رو فقط برای اقایی درست میکنم تا چشمش فقط دنبال من باشه😏🙊🧿🧿
تمام فکرم شده بود اون پسره جذاب هی دعا میکردم که یه بار دیگه ببینمش نزدیک یک سال بعد عروسی همون پسر عمه ام که عقدش بود برگزار شد💃🏻 از یه هفته قبلش کارت دعوت رو خود پسرعمه ام و زنش اورده بودن در خونه مون😒 ولی من نمی‌خواستم برم عروسی کلا دوست نداشتم هیچ کاری انجام بدم بجز اینکه دوباره همون پسر راننده جذاب رو ببینم فقط تو فکرم همون پسره بود حتی نمره های امتحانامم خراب شده بودن😔 اما مامانم میگفت حتما باید برم وگرنه فامیلا فکر میکنن از حسودی نرفتم😒 چون پسرعمه ام قبلا خواستگار من بود ولی من ازش خوشم نمیومد ردش کردم حس میکردم اصلا مردونگی نداره🥴 فقط ریش و سبیل الکیه برعکس پسر راننده😍💋 با مامانم و ابجیم رفتیم لباس ست خریدیم☺️ واسه ارایش هم دوست مامانم اومد خونه مون من و ابجیم فقط موهامونو بستیم و رژ زدیم چون اینجا دخترا قبل ازدواج اجازه ندارن دست به موهای صورتشون بزنن و ارایش زیاد بکنن مثل زن پیرا😏😇 ولی من همون قبلنا موهای بالای لبم رو زده بودم ابروهامم یواش یواش از زیر تمیز میکردم ولی چون سفید و بور بودم اصلا معلوم نبود🙊🥰
مادرشوهر و خواهرشوهرم اومدن خونه ام🥴ناهار کوکوسبزی بهشون میدم🤗😜اگه کوکو نمیخواستن نباید ناخونده میومدن😏😏😏مهمون ناخونده کوفتم بزارن جلوش باید بخوره😝اگه چلو پلو میخواستن باید خبر میدادن😒
همه جوابای ناشناسا رو توی کانالش میزارم🥰