من ازت میخوام بغلم کنی چون به تهِ خط رسیدم، چون کم آوردم، پس بغلم کن، بیهیچحرفی، بذار تو پناهگاهم باشم.
موسیقیشب.
میگه که .. - قدرِ تموم زمین و آسمون تورو دوسِت دارم ..
میگه که ..
- لبات اون جامِ شرابه که میخوام سر بکشم ..
ولی هرکیم بخواد و بتونه فراموش کنه، بالاخره یهروزی، یهجایی، با یه بویِ عطری، با یه عکسی، با یه صدایی، با یه تشابه اسمی، با یه مکانِ آشنا، با یه چتِ قدیمی، با یه خاطرهٔ قشنگ، بالاخره با یهچیزی که مربوط به اون باشه یادش میوفته و میبینه ای دلِ غافل، هرچی تلاش واسه فراموش کردنش کرده بود دود شد رفت هوا و دوباره کوهی از دلتنگی و غم به دلش هجوم میاره. ما آدما فراموش کردن به این راحتیارو بلد نیستیم، بیاین اینو قبول کنیم.
از امروز، مورخِ 1403/9/24 .