☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
"سلام به همه" این یه تقدیمیه با طعم شعر و شاعری! اینطوریه که شما این پیام رو فوروارد میکنید و یا پیو
خب ممنون از شرکتتون💞،الان میذارم
با آنکه بی دلیل رها میکنی مرا
آنقدر عاشقم که نمیپرسم چرا؟
در پیچ و تاب عشق، به معنای هجر نیست
رودی ز رود دیگر اگر میشود جدا
خون میخوریم در غم و حرفی نمیزنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا؛
_"کتاب"_فاضل نظری
@KETABCHI0
گفت تا کی صبر باید کرد؟گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سوالیتر شدهاست
زندگی را خواب میدانستم اما بعد از آن
تازه میبینم حقیقت ها خیالیتر شدهاست
ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن
تنگ آب از روزهای قبل خالیتر شدهاست
_"ضد"_فاضل نظری
@mah_h24
نمیدانم چه نفرینی گریبانگیر مجنون است
که وحشی میکند چشمانش آهو های صحرا را!
چه خواهد کرد با ما عشق؟! پرسیدیم و خندیدی
فقط با پاسخت پیچیدهتر کردی معما را
_"اقلیت"_فاضل نظری
برای مجنون
@bleynbarn
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم،موج غمت غرقم کرد
کشتیام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتم از خدا عقل طلب میکردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت
نتوانست فراموش کند مستی را
هر که از دست تو یک قطره می ناب گرفت
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب
ماه را میشود از حافظه ماه گرفت؟
_از "گریه های امپراتور"_فاضل نظری
@Troposphere
تا نبخشیدم تو را،دل همچنان دلتنگ بود
چون در آغوشت گرفتم خنجرت معلوم کرد
بر زمین افتادن شمشیر،خود نیرنگ بود
من پشیمان نیستم،اما نمیدانم هنوز
دل چرا در بازی نیرنگ ها یکرنگ بود
در دلم آیینه ای دارم که میگوید به آه
در جهان سنگدلها کاش میشد سنگ بود؛
_از "کتاب"_فاضل نظری
برای:
:)
@bleynbarn
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن! آینه اینقدر تماشایی نیست
حاصل خیره شدن در آینه ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
_"گریه های امپراتور"_فاضل نظری
برای
Atena
@bleynbarn