eitaa logo
☆بیت آزاد در مثلث برمودا☆
89 دنبال‌کننده
637 عکس
27 ویدیو
3 فایل
به نام خدا به مثلث برمودا خوش اومدی! بیت ها بهم پیامتو میرسونن🦖 https://daigo.ir/secret/81996381621 : پستچی پستچی²:https://abzarek.ir/service-p/msg/4039245 #پچ‌نامه‌رسون‌اول‌و‌آخر‌ماست هزینه ورود: یک لیوان مایه کهربایی رنگ نولان پست: @postchi12
مشاهده در ایتا
دانلود
بکمن عزیز همونطور که شما ندا رو دوست داری منم(Ashegh(etam کتابات هستم.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خب عجیب شد
لطفا بیاید واقعا لو بدید خودتونو، من دیگه نمیتونم هیچ کسی رو تشخیص بدم🙏🏼😔✨
از بین مینوفر افسون ربکا کدوم رو تا ابد برای خودت نگه میداری؟ با دلیل _ آااا، خودم_(استاد پیچوندن؟ فقط خودم!)
{نامه} {نوشته شده با جوهر سیاه} سلام. یا شاید هم خداحافظ، تا سالیانی دور. زمانی که من پیر شده‌ام،تو پیر شده‌ای، اما نه در کنار هم. تو در آن سوی دنیا گذراندی و من در کنج تنهایی خویش ماندم و ماندم و ماندم. با باران از صدای تو گفتم، با ماه از زیبایی تو گفتم، با غنچه از بوی توگفتم، و چندی نگذشت که همه اینها از یادم رفت. کجا بودی؟ کنار ابر، یا خورشید؟ چون هر چه گشتم، هر چه نگاه کردم، تو هیچ جا نبودی. فقط،نبودی. و اما یکی بود، و یکی نبود. یکی در هزارتوی زندگی باطلش. یکی در پی آرزو های بلندپروازانه‌اش. و داستان ما چه حیف تمام شد عزیزم، چه حیف نابود شد وشکست. و زیر گنبدی، یکی بر قبر آن یکی نشست. یکی بر قبر دیگری نشست. یکی دست گذاشت روی سنگ قبر. و این نامه را با خونش نوشت: "یکی بود،یکی نبود. یکی ماند، یکی رفت. هنوز هم دوستت دارم." و هنوز هم دوستش داشت... *همینطوری*
من پرنده بودم، که قفسم تو باشی. که اسیر غم بی‌اختیار چشمانت شوم. اما اسیر، آزادی که ندارد. اما آزادی من در بند اسارت باز هم زیبا بود. تو رفتی، و اسیرت همچنان در قفس مشتاق بازگشت تو بود. چرا تنها گذاشتی کسی را که پرکشیدنش را فدای تو کرد؟
ولی من با برخی از کتابای رمانم بد تا کردم، الان میخونمشون میبینم هایلایتا و نوشته ها شبیه کتاب درسیه_(کتاب درسی هم اینقدر خط خطی نمیکنن والا)