نمیدانم که چرا باید زندگی را یک مسئله در نظر بگیریم، چرا باید آن را مثل یک جسد از هم وا کنیم و بعد بلد نباشیم چگونه از نو بسازیمش. نمیدانم چرا باید بدانیم زندگی چیست، چون زندگی، زندگی است. زندگی برای زنده بودن است، نه برای چرای کنارش.
زندگی، زندگی است. برای امیدش، شوقش، ذوقش.
زندگی، زندگی است. برای حالش، کارش، بارش.
زندگی، زندگی است. برای باختش، بردش،مرگش.