https://eitaa.com/Liliumman
میشه برید چنلش؟!
صدتایی یا بیشترش کنید لطفا:)
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسِ شیرینِ وصال،
تموم شدنِ انتظار،
تولدِ دوباره،
کنار رفتنِ ابرای سیاهو؛
در نهایت تابیدنِ خورشیدِ عشق به جهانِ دلهای عاشق !
« هنوزم »،
سمفونیِ عشق و احساس،
بی غرورترین ابرازِ عشقو؛
دیدنیترین تصویرِ دلدادگی.
دل نوشتواحساس نواختو حامیم بیقید و شرطترین حالتِ دوست داشتن رو خلق کرد 🤍
یکسالِ پیش،
عاملِ شجاعت و جسارتِ اعترافِ دل به دلدار متولد شد.
اولین سالگردِ « هنوزم »،
مبارکِ تمامِ کسایی که عاشقی کردن رو باهاش تجربه کردن ✨
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾
꒷⏝꒷
ماهرخ: سوار ماشین شدم حرکت کردم سمت خونه شهرزاد ام با ماشین خودش رفت..
-رسیدم، ماشینو پارک کردم رفتم بالا در و زدم داشتم بند کفشم رو باز میکردم که در باز شد پاشدم خواستم سلام کنم با دیدن کسی که درو باز کرد شکه شدم
ماهرخ: د.. دا.. دااد..اش داداش<ذوق،پرید بغلش>
-کجا بودی این همه مدتتت
مانی: الان اومدم دیگهه دلم برات تنگ شده بود فسقلیی
ماهرخ: منم داداشیی خیلی خوب شد برگشتی دیگه نمیری که؟
مانی: نه دیگه هستم فعلا
ماهرخ: خب خوبه بریم تو دیگه
مانی: بریم
ماهرخ: سلام مامان سلام بابا
-سلام دخترم خسته نباشی
ماهرخ: مرسی من برم یه دوش بگیرم برگردم
-برو
ماهرخ: رفتم اتاقم حوله مو برداشتم رفتم یه دوش گرفتم اومدم بیرون لباسامو پوشیدم موهامو خشک کردم روتینمو انجام دادم رفتم پایین
-من اومدمم مامان گشنمه چی داریمم؟
مامانماهرخ: لازانیا داریم بشین واست گرم کنم
ماهرخ: باش مرسیی
<نشست غذاشو خورد>
-دستت درد نکنه مامان
_خواهش میکنم دخترم برو بشین
ماهرخ: راستی من فردا میخوام با بچه ها برم بیرون
مانی: منم میام
ماهرخ: پوکر نگاش کردم..
دختریم همه
مانی: منم میام
ماهرخ: هوففف پس به جانا میگم بگم داداشش هم بیاد
مانی: اوکی
ماهرخ:..
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟾 ꒷⏝꒷ ماهرخ: سوار ماشین شدم حرکت کردم سمت خونه شهرزاد ام با ماشین خودش رفت.. -
پــارٹ جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ