「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟶
꒷⏝꒷
هال شلوغ بود
همه آماده برای مهمونی
تو هال نشسته بودن منتظر مهمون ها و ماهرخ
<هال>
فرید: چرا ماهرخ نمیاد؟
بکم دیگه همه میرسن
جانا: انقد که این حامی حرصش داد
دیر رفت حاضر شه
حامی: به من چه؟؟
تارا: کی هی سیب و کج و راست میکرد؟
حامی: من🦦
شروین: مرض برو دنبالش بیارش
الان میرسن
حامی: عهه بمنچه؟
میترا: بتوچه؟
بخاطر دخالت تو ، تو دیزاین سیب اون هنوز حاضر نیست
علیرضا: راس میگه برو بیارش
حامی: باشهه
<طبقه ی بالا>
حامی: رسیدم دم اتاقش و در زدم
تق
تق
ماهرخ: کیه؟
حامی: بیام تو؟
ماهرخ: بیاا
حامی: در و باز کردم و رفتم داخل
-هنوز حاضر نیستی جوجه؟
ماهرخ: چرا حاضرم..
خوب شدم؟
حامی چند لحظه همونجا وایساد
نگاهش رو ماهرخ
ماهرخ: حااامیی
کجایی؟
میگم خوب شدم؟
حامی: ایوااایی اینو ببیننننن
ماهرخ: چیشدهه خبب
حامی: خیلیی خوشگل شدی بچهه😭💕 !
ماهرخ: دروغ؟
حامی: رفتم سمتش
تار مویی که روی صورتش افتاده بود رو کنار زدم و گفتم
حامی: راست میگم جوجه
خیلیی خوشگل شدیی
ماهرخ: قربونت بشممم : )
بریم پایین؟
حامی: بریم
𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝 :・゚
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟼𝟶 ꒷⏝꒷ هال شلوغ بود همه آماده برای مهمونی تو هال نشسته بودن منتظر مه
پــارٹ جدید تــقـدیـم نـگــاه هـاٹون୨ৎ
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
واییییییییییی گودوووو😭🛐
پیویتو چک نکنی یه وقت : )
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
استوریِ کیوان😂✨️ پسره ی سرتقِ تخس🦦 تو چشماش قشنگ فحش معلومه و حتی معلومه که براش مهم نیست باخته🦦
میشه منبع بزنید ؟
علامت داره عکسا ..