eitaa logo
「・゚: 𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠 :・゚」
185 دنبال‌کننده
127 عکس
21 ویدیو
0 فایل
بـــه نــام خــدا✨ بـــه چــنـل خــودتـون خـوش اومـدیـن🌝 رمـان: ســرنـوشـت آبـــی درحـال تـایـپ💙🕯 اســتـارت مــا: ୨ৎ𝟷𝟺𝟶𝟻/𝟶𝟹/𝟶𝟹 ایــدی: @hm_haamim لـیــنـک چــنـل: @blue_desting 📝𝟭𝟮𝟵 "عضو جمعیت نویسندگان📖" #تابع_قوانین_ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟷𝟷 ꒷⏝꒷ شهرزاد: عاا چرا دیشب نگفتییی ماهرخ: یادم رفت🦦🎀 شهرزاد: خسته نباشی خانم ماهرخ: سلامت باشی رسیدیم ماهرخ: رفتم ناخنمو درست کردم راه افتادیم سمت خونه ی شهرزاد اینا ماهرخ: شهرزاد ساعت عه دیرمون میشه بدو حاضر شیم شهرزاد: ماهرخ رفت میکاپ کنه منم تا اون میکاپ کنه لباسام رو اوکی کردم موهامو کرلی کردم و بعد میکاپ کردم ماهرخ: میکاپم که تموم شد از لباسای شهرزاد یچیزی برداشتم پوشیدم موهامو کرلی کردم باز گذاشتم اکسسوری انداختم و عطر زدم و تمام ماهرخ: بریممم دیر شدد شهرزاد بریم بریم ꒷⏝꒷ جانا: ساعت حدودای بود ساعت باید سینما بودیم پاشدم رفتم یه دوش گرفتم اومدم موهامو خشک کردم روتینمو انجام دادم میکاپ کردم موهامو بالا بستم استایل زدم اکسسوری انداختم عطرم زدم و رفتم پیش حامی -بریم داداش حامی: بریم دیر شد ꒷⏝꒷ <مقصد: سینما ، ساعت: > ماهرخ: یه ربع زودتر از بقیه رسیدیم منتظر بچه ها بودیم که تصمیم گرفتم تا بیان خوراکیارو بخرم بلیطا ام از قبل خریده بودم.. خوراکیارو حساب کردم یکم بعد جانا و حامی و بعدش هم مانی اومدن سلام و احوالپرسی کردیم که فهمیدم حامی و مانی از قبل همو میشناختن مانی: بقیه نمیان؟ ماهرخ: نمیدونم.. آقا حامی یه رنگ میزنین حامی: اوکی.. 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
𝐁𝐥𝐮𝐞 𝐝𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐠🕯💙୨ৎ 𝐩𝐚𝐫𝐭:𝟷𝟸 ꒷⏝꒷ <زنگ زد> -رسیدن دارن ماشین پارک میکنن بچه ها: اوکی ماهرخ: یکم بعد دوستای حامی هم اومدن و رفتیم سمت سالن به ترتیبِ: فرید،علیرضا،شروین،مانی،حامی،من،جانا،شهرزاد،تارا نشستیم جانا چون میخواست بشینه پیش شهرزاد منو انداخت کنار داداشش:/ ماهرخ: فیلم ترسناک بود.. خیلی ترسناک وسطای فیلم بودیم که یچیزی پرید زو صفحه و من ناخواسته پریدم بغل حامی و جیغ کشیدم تا بخودم بیام دیدم فیلم تموم شده سریع از بغلش اومدم بیرون بچه ها داشتن میخندیدن ماهرخ: ای وای خاک به سرم.. ببخشید ترخدا اصن حواسم نبود حامی:خواهش میکنم اشکالی نداره😅 ꒷⏝꒷ حامی: وسطای فیلم یهو یچیزی پرید رو صفحه که ماهرخ پرید بغلم تو شک بودم اونم جیغ میزد و گریه میکرد بچه هام بهش میخندیدن تا فیلم تموم شه بغلم بود و به فیلم نگاه نمیکرد تا فیلم تموم شد و به خودش اومد چیشده.. ꒷⏝꒷ <بیرون از سینما> ماهرخ: این چه فیلمی بود کی انتخاب کرده بودد مانی: ملت خواهر دارن منم خواهر دارم🦦 دلقک خودت دیشب انتخاب کردی بچه ها پقی زدن زیر خنده 𝐞𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝𝐫 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝐛𝐚𝐝🕯💙୨ৎ
پــارٹ هــای جدید تــقـدیـم بــه نـگــاه هـاٹون🌝💙୨ৎ
اســـٹـایـل مـــآهـرخ💙
اســـٹـایـل جـــآنـآ👀
اســـٹـایـل شـــهـرزآد🌝
اســـٹـایـل تـــآرآ
اســـٹـایـل حـــآمـی🤍
اســـٹـایـل شـــرویـن🦦
اســـٹـایـل عـــلـیـرضـآ🌚
اســـٹـایـل فـــریـد💆🏻‍♀️
اســـٹـایـل مـــآنـی🧘🏻‍♂️