هدایت شده از 𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹 𝗕𝗮𝗵𝗮𝘆𝗲 𝗩𝗮𝗿𝗲𝘀⏳
پایهاید یه کم گپ بزنیم؟
بیاید ناشناس حرف بزنیم، بخندیم و یه دورهمی کوچیک داشته باشیم. 🍂
هرچی دوست دارید بفرستید سوال، نظر، خاطره، پیشنهاد یا هر چیزی که تو ذهنتونه. 👀✨
ناشناس بفرستید و ایگنور نکنید
و اگه پیامها زیاد بشه، یه قهوه مهمونتون میکنم، یه پارت گپ میذارم و شاید با دوستام هم مشترک کنم.
منتظر پیاماتونم...
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_t4rgic8&btn=بـگـو.بـاوانـم:)
هدایت شده از ߊ߬ࡐߊܝِ̇ܢ̣ߊܝߊࡍ߭🌧️🎧🎤
ߊ߬ࡐߊܝِ̇ܢ̣ߊܝߊࡍ߭
Part:²⁰
صدای در:
تق! تق! تق!
عسل با حال خسته:کیههههههههههه؟؟
بیا تووو
آراد:خوابالووووو،تو خواب چی میدیییی که انقد خروپف میکردی؟
عسل:من ؟امممم خواب میدیدم تو یه ویلای لوکسس خوابیدم و بعد یه صبحونهی آمریکایی لوکسس خوردم و اینا.
آراد:شاید پسفردا آرزوت عملی بشه،این دوهفته وقتت خالیه دیگه؟نه؟
عسل: عاره چطور مگه؟
آراد:یکی از دوستام میگه دوهفته وقت خالی داره و میخوایم باهم بریم شمال ویلاشون ،اگه تو میای اونم خواهرشو بیاره؟
میای؟
عسل :اومممم چرا که نه، کی میخواید برید؟
آراد :از فردا صبح تا دو هفته دیگه بعدش هم باهم بریم پنج روز کیش و برگردیم تهران
عسل:امممم ببین......
هدایت شده از ߊ߬ࡐߊܝِ̇ܢ̣ߊܝߊࡍ߭🌧️🎧🎤
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رمان:آواز باران🌊🌞
به قلم پاک: ساری بانو
تکه ای از رمان
............................
+گفتی یه خواهر داری نه؟
-آره .. چطور مگه؟
................................
+ببخشید میشه یه دقیقه تنها باشیم؟
-بله... بفرمایید ؟
..................................
+وایی چرا دست از سرم بر نمی داری سیاوش؟
-عسلم ناز نکن بیا سوارشو و منو ببخش!
+به من نگو عسلم.سوار نمیشم،چرا نمیفهمی من کس دیگه ای رو دوست دارم؟
-سوار نمیشی .نه؟روزگارتو سیاه میکنم
https://eitaa.com/avaz_e_baran_novel_haamim