eitaa logo
آبــــی
266 دنبال‌کننده
594 عکس
117 ویدیو
6 فایل
اندر احوالات ما !. تو در میان این همه سیاهی ، آبی بودی، آبی آسمانی! واسه انتقاد پیشنها شما ! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_ch8pxrv&btn=آبی
مشاهده در ایتا
دانلود
تو دوست خوب منی :)
_. آرزو در مسیر نور در کوچه‌های قدیمی شیراز، دختری با لبخندی آرام و چشمانی پر از سؤال، هر روز از کنار مسجدالنبی رد می‌شد. اسمش آرزو بود، اما همه او را با نامی دیگر می‌شناختند: معصومه. از همان کودکی، صدای قرآن در خانه‌شان مثل لالایی شبانه بود. پدرش، حاج حسین، مهندس جهاد کشاورزی بود و مادرش، زنی قرآنی و مقاوم. معصومه بزرگ شد، شد دانشجوی مهندسی کامپیوتر، شد نخبه‌ای که کد می‌نوشت با عشق، نه فقط با منطق. در دانشگاه، با رضا آشنا شد—همکلاسی لبنانی‌اش که مثل خودش دلش برای عدالت می‌تپید. عشقشان ساده بود، بی‌زرق‌وبرق، اما پر از ایمان. با هم ازدواج کردند و رفتند لبنان، جایی که مقاومت فقط یک واژه نبود، یک سبک زندگی بود. در دل جنوب لبنان، معصومه نه فقط همسر بود، نه فقط مادر پنج فرزند، بلکه صدای زن ایرانی در جبهه مقاومت شد. او در رسانه‌ها، در برنامه‌نویسی، در تربیت فرزندان، و حتی در سنگرهای فرهنگی، حضوری پررنگ داشت. تا آن روز... ۲۸ مهر ۱۴۰۳، حمله پهپادی رژیم صهیونیستی، معصومه و رضا را در کنار هم به آسمان برد. اما داستانشان تمام نشد. نام معصومه شد نماد زن ایرانی در راه قدس. شد چراغی برای دخترانی که می‌خواهند هم مادر باشند، هم مبارز، هم مهندس، هم مؤمن.