الا یا ایها الساقی ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
و فال حافظ آبی ...😂😐
چند تا دیونه توی کلهم،هنوز باهم گلاویزن. عاقل ترشون از وسط دعوا میکشه بیرون ، دست میندازه دور گردنم، آروم آروم زیر گوشم شهادتین میگه.
طفلی نمیدونه من اون آدم خاکستری قصه م.
اونقدر خاکستری که با سیاه اشتبام میگیرنم.
یه حس غریبی میشینه رو شونه هام.
از همونا که قد چند تا فیل وزن دارن. از اونا که شونه هاتو خم میکنن، امازمینت نمیزنن.
۱۶